فیس بوک پلیکان پرواز اینستاگرام پلیکان پرواز  پلیکان پرواز تلگرام

سفرنامه ویتنام


سفرنامه ویتنام

تو این سفر یه تجربه جدید کسب کردیم و اونم گرفتن ویزا بود و چون ویزای ویتنام که یه نیمچه ویزای شینگن محصوب میشه و از نظر مدارک و شرایط واسه گرفتن مستقیم از سفارت خیلی دشوار بود ومبلغ ۱۰۶ دلار و تمکن مالی که مبلغ ۱۰ میلیون بود که یه تاییده از بانک می خواست و همچنین گواهی اشتغال به کار و چک ضمانت که برامون فراهم کردن اینا یکمی سخت بود ، تا اینکه یکی از دوستانمون آژانس پلیکان پرواز رو بهمون معرفی کرد و وقتی اونجا رفتیم ، مدارکی رو که ازمون برای گرفتن ویزا خواستن فقط یه اسکن عکس بود و یه اسکن از پاسپورت !!

پیشرفت تو انجام کاری که دوستش داری چندین برابر لذت بخشه

شاید اولین چیزی که بعد اسم کشور ویتنام به ذهن هر کسی می رسه....جنگ...یا دخالت امریکا تو این جنگ.....کتونی ویتنام...یه جای دور....یا هر چیزی باشه

اما ما میخوایم تا می تونیم و فرصت داریم تصویر واضح و کامل تری از این کشور براتون به وجود بیاریم پس با ما همراه باشین...

جالبه که بدونین شعار ملی کشور ویتنام استقلال-آزادی- شادی هست . درست خوندین شادی!!! و احتمالا کشوری که یکی از سه شعار ملیش شادی باشه احتمالا باید کشور شادی باشه..البته احتمالا .... باید رفت و از نزدیک دید.

پایتخت ویتنام شهر هانوی و بزرگترین شهرش هوشی مینه ،86 میلون نفر جمعیت داره و از نظر مساحت چند برابر کوچکتر از ایرانه و میشه انتظار داشت کشور شلوغی باشه!

ویتنام باریکه طویلی که از کرانه دلتای رود مکونگ در جنوب تا مرز چین در شمال بطول ۱۶۵1 کیلومتر امتداد دارد. طول سواحل این کشور ۳/۴۴۴ کیلومتر است. واحد پولی اون دونگ، منطقه زمانیش ۷+ به عبارتی ۳.۳۰ دقیقه از ایران ساعتش جلو هست

اب و هوای ویتنام تو قسمت های متفاوت تغییر داره اما حدود ۲۳ تا ۲۶ درجه و داری اب و هوای کاملا استوایی می باشد. یک سفر دو روزه میتونه در هر شرایطی یک تجربه خوب باشه ولی یک سفر ده روزه، زندگیه پس نمیتونه در هر شرایطی مطلوب باشه. یک سفر ده روزه نمیتونه با حداقل های زندگی سپری بشه بلکه نیازمند اینه که با حداقل ایده‌آل ها گذرونده بشه. البته ممکنه هیچ یک گزینه مناسبی برای هر کسی نباشه.

سفر ما از دوشنبه شروع میشه یعنی یک روز دیگه . ما تمام بلیط های هواپیما و قطار رو گرفتیم . هتل شهر هوچی مین رو هم رزرو کردیم. این روزای آخرِ قبل سفر احساس خوبیه، خریدن دلار ها، بستن برنامه سفر، حس آزادی ...حس وسایل جمع کردن...حس مسافرت...

ترجيح ميدم يه پاسپورت پر از مهر داشته باشم تا يه خونه پر از وسيله . دنيا خيلى چيزا داره كه بهت نشون بده، همه عمرت رو يك جا نگذرون !!

ما الان توی هواپیما هستیم . 15 مین دیگه پرواز می کنیم به قطر و از اونجا بعد از حدود ۸ ساعت پرواز امید خدا به هوشی مین می رسیم.

جمع کردن وسایل تو این سفر واسه ما تجربه جدیدی بود. ما کمترین و حداقل چیزارو نسبت به هر سفری برداشتیم.

یه ضرب المثل چینی میگه همیشه تو سفر لباسی که می خوای برداری نصف کن پولتو دو برابر کن. وسایل کمتر تجربه بیشتر ! پرواز ما با هواپیمای قطر هست.

در سال ۲۰۱۶ سایت معتبر ‌ worldairlineawards که رده‌بندی‌های شرکت‌های هوایی در جهان را انجام می‌دهد، شرکت هوایی قطر را که پیش از این در مقام اول بود با یک پله سقوط به عنوان دومین خط هوایی برتر سال انتخاب کرد. توضیحات زیادی در مورد کیفیت این شرکت وجود داره اما در خصوص حادثه باید بگم تا به حال در کل فقط دو فرود اضطراری داشته که در هر دو، هیچ کسی آسیبی ندیده و این واسه من قابل توجه بود.

به لطف خدا ما در کمال راحتی به فرودگاه هوشی مین رسیدیم. از همین جا تو فرودگاه با ویزا کارتمون دو تا سیم کارت خریدم. جالبه که اینترنت نامحدود ارایه میداد و با سرعت 4g که قیمتش ۱۰ دلار بود.

جالبه که تو هواپیما بیش از ۹۰ درصد مسافرا اروپایی و امریکایی بودن انگار واسه ویتنام گردی روزای آخره !! البته مسافران ایرانی هم خیلی تک و توک به چشم میومدن و همینطور تابلوهای استقبال آژانس پلیکان پرواز که با اونا به استقبال مسافرا اومده بودن. فرودگاه شلوغی داشت و ما سفر خودمون رو ابتدا با اتوبوس به سمت هتل شروع کردیم

هوا گرم ومساعد

خیابان pham ngu lao در شهرهوچی مین ویتنام محله کوله گرد هاست و مرکز شهر محسوب میشه . ما هتلمون رو در همین خیابان انتخاب کردیم تا بیشتر با مسافران و مردم در ارتباط باشیم. تا حالا اين همه موتور يه جا نديده بوديم!

با وجودي كه خيلي خسته بوديم ولي دلمون نيومد تو هتل بمونيم و زديم بيرون. قیمت مگدونالد تو ویتنام تقریبا ارزونتر از کشورهای دیگه اس.غذای امشبمون حدودا شد۳۰ تومن با بستنی.

صبحانه هتل

و مشکلی که داشت اینکه تمام ساندویچ و ژامبون هاش از گوشت خوک بود که ما مجبور شدیم با تخم مرغ بیس صبحانه رو تشکیل بدیم. تو این فرصت یه موتور کرایه کردیم تا راحت تر بتونیم شهر رو بگردیم.

کلیسای جامع نوتردام که در منطقه یک قرار گرفته و یکی از مشهورترین نمادهای تاریخی شهر هوشی مین به شمار می آید. کلیسای نوتردام به همراه 2 برج ناقوس بلند از معروف ترین بناهایی می باشد که در شهر می توان از آن بازدید کرد. میان سال های 1880-1863 این کلیسا بنا گردید و در منطقه ‌ای واقع شده که پاگوداری ویتنامی‌ها در آن قرار گرفته بود. مواد و مصالح مورد نیاز برای ساخت کلیسا نوتردام از فرانسه وارد گردید. در طول سالهای پیاپی ، این کلیسا به عنوان کلیسای سایگون شناخته شده بود ولی پس از سال 1962، ان بنا را به عنوان کلیسای جامع در نظر گرفتند.

اداره پست سایگون فقط یک ساختمان نمی باشد بلکه یکی از ساختمان‌های قدیمی در شهر هوشی مین به شمار می آید. این ساختمان دارای سقف طاقی شکل و بلند ، کف‌های کاشی کاری شده و غرفه‌های کهن و تلفن است که هنوز هم در حال فعالیت می باشند.

من و کیان به رسم یادگاری نامه نوشتیم و به ایران ارسال کردیم. قبل از رفتن به موزه جنگ دو تا آب نارگیل خنک تازه حالمون رو جا اورد. قیمت هر کدام ۴ هزار تومن...حالا وقت خوردن خودشه

ویتنام دارای جنگی بسیار گسترده و پیچیده بوده که برای پی بردن به اون باید چندین کتاب مطالعه کرد. ما به موزه ویتنام مراجعه کرده و از اون برای شما چند تا عکس در این قسمت قرار میدیم اما اگه دوست داشته باشید می تونید که خودتون درباره جنگ ویتنام و حتی موزه ویتنام اطلاعات بیشتری بدست بیارید.

رفتیم یه مرکز هنری که مخصوص گرفتن عکس های سه بعدی بود واسمون جالب بود

لب رود سایگون

واقعا خوشمزه بود، یه مزه ای بین بلال شیری و مکزیکی

امروز سوار موتورمون شدیم و قصد داریم به شهری در 88 کیلومتری هوشی مینه بریم که اسمش رو بهتون میگم اما شک داریم که بتونیم با موتور به اتوبان بریم. امیدوارم که امکان پذیر باشه چون تجربه سفر 100 کیلومتری با موتور می تونه خیلی جالب باشه.

پرسیدن آدرس از محلی ها و یه استراحت کوتاه....آب نیشکر لیمو ترش و آناناس،عالیه....و ادامه مسیر

به ben tre رسیدیم. بن تری يه شهر جالب عجيب و خيلي زيباست كه نوشتن در مورد اون نمي تونه توصيف درستي از اون رو بيان كنه و حتي تصوير ها هم نمي تونه،،،،، من و كيان خوشحاليم كه به اين شهر امديم و جواب همه علامت سوالهاي ذهنمون رو در مورد اينجا رو تو ذهنمون داديم . اگه واستون سواله ما كجاييم ما دقيقا اينجاييم ......... خوردن انواع ميوه هاي استوايي خيلي لذت داره

سلام صبح شما بخیر

ما روزمون رو تو شهر ben tre آغاز و روز خوبی برایتان آرزو می کنیم. می خوایم کمی در مورد هزینه ها توضیح بدیم. اول اینکه واحد پول ویتنام دونگ هست. هر ۶ دانگ یک تومن ما هست که این کمی موضوع رو تو حساب کتاب ها پیچیده می کنه واسه روزای اول، کرایه یک روز کامل ماشین بدون راننده حدود ۱۵۰ هزار تومن / قیمت گوشت خوک هر کیلو حدود ۱۶ هزار / گوشت گاو حدود ۳۰ تومن / کرایه موتور هر روز حدود ۱۷ تومن /اناناس هر عدد حدود ۱۵ تومن /ابمیوه تازه حدود ۱۵۰۰ / کرایه هر شب هتل از ۴۰ تومن به بالا / نون باگت ۱۰۰۰ تومن / بنزین لیتری ۳ هزار تومن / تمام قیمت ها با دلار حدود ۳۸۰۰ محاسبه شده

اولین چیزی که تو شهر توجه رو جلب می کنه میدانش بود. کیان معتقدِ پول توریست ها بهتر بیشتر به مردم محلی برسه تا به دلال ها . پس سعی کردیم با قایقهای محلی رود بن تر رو بگردیم و یه آب نارگیل تازه با لیموی تازه تو قایق سرو کردیم.

بین راه به یه شرکت صفر تا صد استفاده نارگیل رفتیم.

ویتنامی ها انقدر خون گرم برخورد می کنن که آدم دوست داره در کنارشون کار کنه و بهشون کمک کنه وازشون کمک بگیره، و از کنار اونها بودن لذت ببره. وقتی قایق سواریمون تموم شد ما از این خون گرمیشون استفاده کردیم و مهمونشون شدیم.

اقا کیان خوابش میاد...پس یه چرتی می زنیم.

خانم خونه یه دفتر یادگاری داشت که از مسافرایی که باهاش صمیمی میشد به رسم یاد بود دست نوشت می گرفت.

بن تری رو به مقصد هوچی مین ترک می کنیم. توی مسیر هوشی مین طبق نظر کیان انواع گوشت را خریده که کباب کنیم به علاوه ماهی. خیلی دنبال جا گشتیم که آتش روشن کنیم تا بتونیم گوشت ها رو کباب کنیم بالاخره از شخصی سوال کریم تا راهنماییمون کنه اما انقدر آدمای خونگرمی هستن که مارو به باغ خودشون دعوت کردن و ما الان زیر درخت کاکائو در حال استراحتیم و حتی خودشون برامون آتیش درست میکنند. هرچند زبان انگلیسی هم بلد نیستند اما به راحتی می تونیم با اونا ارتباط برقرار کنیم و منظورمونو بهشون برسونیم. بهمون هدیه دادن و ازمون پذیرایی کردن....ما راهمون رو به سمت هوچی مین ادامه میدیم.

کیان از شهر ben tre تا هوشی مین رو بدون توقف ۱.۴۵ دقیقه بدون توقف رانندگی کرد. هوشی مین نه مترو داره،،، نه ما حتی یه اتوبوس دیدیم نه مینی بوس، نه منو ریل ...نه حتی تاکسی؛ مگر در مسیر فرودگاه به شهر و جالب تر اینکه هیچ ترافیکی هم نداره و به حق می توان هوچی مین رو با جمعیتی بالغ بر ۷ میلیون نفر شهر موتور نامید !!!!!

امشب دکتر حمید رضا رضایی که تخصص ایشون میوه های استوایی هست،....می خواد در مورد چند تا میوه توضیح بده . ظاهرا دكترخسته بود فقط تونست ميوه هارو بخوره و بخوابه ....انشاالله در فرصتهاي بعدي براتون توضيح ميده

صبح بخیر

امروز آخرین روزمون توی شهر هوشی مین هست با آقای کیان. از آخرین نقاط دیدنی هوشی مینه بازدید و بعد به سمت فرودگاه حرکت میکنیم. ساعت 6 بعد از ظهر به وقت هوشی مین پرواز داریم.

به 2 پاساژ بزرگ هوشی مینه رفتیم اما نسبت به شهرهای مالزی و تایلند مراکز خرید کمتر و کوچکتری داره. از نظر قیمت و تنوع نیز هوشی مینه مکانی مناسب برای خریده نبوده و حتی آف برندها نیز جالب نبودند چه بسا قیمت های بالاتری نیز داشتند.

ما ساعت ٣/٥ با اتوبوس شماره ١٥٢ به سمت فرودگاه حركت كرديم با مبلغ نفري ٢٠٠٠ تومان

می خوام در مورد تجربه ای که اکثرمون داریم صحبت کنم این تجربه رو بارها داشتیم اما ازش استفاده نکردیم اونم اینه که وقتی داخل پارکینگ ها میریم از جایگاه وسیله نقلیه مون عکس بگیریم و یا اونو یادداشت کنیم. این چیزیه که خیلی به ما کمک می کنه و عدم اینکار حتی گاهی اوقات باعث میشه که وقتمون رو خیلی زیاد از دست بدیم. ما توی پارکینگ با 2000 موتور مواجه شدیم اما یک ربع زمان برد تا موتورمون رو پیدا کردیم. میتونستیم زمان بیشتری رو از دست بدیم. این اتفاق حتی بارها توی فرودگاه امام خمینی برامون افتاده. خیلی خوبه که از این تجربه استفاده کنیم.

هوشی مین رو به مقصد nha trang ترک می کنیم، فاصله هوشی مین تا نها ترانگ حدود ۵۰۰کیلو متر هست، طول پرواز یک ساعت...

ما همیشه تو سفرهایی که به کشورهای خارجی داریم خیلی راحت می تونیم واحد پولی اون رو به دلار و تومان تبدیل کنیم. چون جفتمون بازاری و اهل حساب و کتاب هستیم. البته در این قسمت کمی گیج شدیم و می خوایم از شما هم کمک گرفته و شمارو هم به چالش دعوت کنیم. به برنده این مسئله به قید قرعه جایزه تعلق میگیره 

ما یه دلار و تبدیل به به تومان و دانگ کردیم و قیمت کتونی رو بدست آوردیم که این کتونی 35% تخفیف خورده و شما هم مسئله رو حل کنید و قیمت کتونی رو برامون بفرستید.

سلام شبتون بخیر

ما توی شهر نهات رانگ هستیم و از این شهر براتون خبرهای زیادی داریم. مرسی از تمام کسانی که در بدست آوردن پاسخ مسئله به ما کمک و جوابهاشون رو ارسال کردند.

ساحل نها ترانگ

به خاطر ساحلی بودن شهر نهاترانگ و عدم وقت کافی که برای ما وجود داره نمی تونیم اطلاعات زیادی رو در اختیارتون بذاریم.

مانگوستین(mangosteen) این میوه جز اولین میوه های استوایی بود که من باهاش آشنا شدم .این میوه به نظر من بی شک جزء خوشمزه ترین میوه ها محسوب میشه که ذایقه همه، جور در میاد وسط اون یه دونه های به شکل سیر وجود داره که خوراکیه. طمع اون غیر قابل وصف و کاملا جدید هستش. پیشنهاد می کنم وقتی دیدینش حتما امتحانش کنید.

گریپفروت : این همون گریپفرود خودمونه فقط یه نمه بفهمی نفهمی چاق شده، با طمعش هم که اشنا هستین. یادمه یه جا خوندم که اروپایی ها اولین بار این میوه رو از اروپا به نقاط دیگه دنیا بردن. به علت علاقه ای که به این میوه دارن. این که این میوه چقدر خاصیت درمانی داره از هیچکس پوشیده نیست.

سیب ستاره (Star Apple) : این میوه به اندازه یه هلو بزرگ هست تقریبا . وسط اون از یک تا چند تا دانه کوچیک داره. این میوه خوشمزه به نظر من به سه قسمت تقسیم میشه؛ قسمت اول حالت ژله ایه وسطش که طمعی شبیه خرمالو داره، البته گس نیست. قسمت دوم که رفته رفته حالت ژله ای کم میشه و کمی شبیه طمع گلابی میده.قسمت سوم که پوستش هست . دلیل نامگذاری این میوه هم اینه که اگه از سطح مقطع برش بزنین تصویر ستاره نمایان میشه.

دست بودا : این میوه تا اونجا که من می دونم خوراکی نیست و فقط قابلیت تزئین و مذهبی داره و معمولا در جایگاه هایی که مخصوص خیرات های مذهبی هست می بینین یکیشو. بوی خوب این میوه که شبیه بوی لیموی شیرازی هست فضا روعطر اگین می کنه.

به فروشگاهی رفتیم که میگوها در آن در حال دست و پا زدن بودند. وقتی صاحب مغازه متوجه شد که بار اولمونه که داریم این موجودات دریایی رو تست می کنیم. از هر کدوم یکی گذاشت رو آتیش و مارو مهمون کرد و خوشرویی بیشتری نسبت بهمون کرد.

امشب به همراه کیان مقادیر زیادی میوه های متنوع خریدیم و اولین باره که به کشوری سفر کردیم که این همه میوه رو به طور کامل در کنار هم داره. با اینکه به 20 کشور سفر داشتیم اما ویتنام به طور کامل طیفی از میوه های متنوع را داراست. قصد داشتیم هر شب تعدادی از این میوه هارو به شما معرفی کنیم. اما دیدیم که خیلی زمان گیره به همین خاطر صرف نظر کردیم. از توی این میوه ها تعدادی که با مزاج همه سازگار هست رو در شبهای آتی به شما معرفی می کنیم. قیمت میوه در ویتنام بسیار مناسب و ارزان است. آووکادو حدودا دونه ای 1200 تومان و انبه بسیار لذیذ حدودا کیلویی 3000 تومان و میوه های دیگه هم به همین ترتیب.

امروز تولدمه.....و این پنجمین سال هست که من در ماه اسفند تو ایران نیستم و بهترین سفرهام رو تو همین ماه رفتم. خوشحالم که اینقدر ساختار شکن بودم که تو ماه اسفند، ما تو ایران حتی واسه خونه تکونی هم عجله و استرس داریم؛ که بدو بدو، عید شد...من واسه پنجمین سال متوالی فارغ از هر استرس و کاری به علاقمند ترین کارم (سفر) می پردازمو کیان سومین سال که تو این ماه منو همراهی می کنه....

ارزو می کنم سالهای بقیه عمرم، هر اسفند ماه، به این ساختار شکنی ادامه بدم (در کنار همه کسانی که دوستشون دارم)؛مثل خانوادم.......... در روز تولدم واستون ارزو می کنم: که تک تکتون به ارزوهاتون برسینو دراعماق خودتون انقدر سفر کنین تا از خودتون بهترین ها رو به دست بیارین و همیشه بهترین باشین . تولدم مبارک....

حمید رضا رضایی

سلام به همگی

به جزیره بسیار زیبایی اومدیم. این جزیره انقدر زیباست که حس فوق العاده ای رو به آدم منتقل می کنه و نکته جالب اینه که یه عروس و داماد به همراه عکاس به این جزیره اومدن و عکس گرفتن و ما هم با آنها عکس های یادگاری گرفتیم و نهار kfc به مبلغ ۳۵ هزار تومن برای دو نفر مرغ و یک عدد ساندویچ اضافه

چون جایی که بودیم کاملا مذهبی بود لنگی را دور خودمون بستیم این نوعی حجاب است و جنبه مذهبی داره.

سر راه یه سری هم به اموات و درگذشتگان زدیم جالب بود که عینک در گذشته جنت مکان کنارش بود چرا؟

آمدیم گوشت تمساح رو تست کنیم.

قبل از سفرم، وقتی در مورد نها ترانگ اطلاعات جمع می کردم نمی دونستم چقدر وقت باید واسش بزاریم و چقدر این شهر جاذبه داره. امروز با تجربه ای که دارم اگه بخوام دوباره برنامه بریزم حداقل یکروز به طول اقامتمون اضافه می کنم . فکر می کنم ۳ تا ۴ روز زمان مناسبی واسه دیدن این شهر باشه و هم اکنون در هواپیما داریم نها ترانگ رو ترک می کنیم. این کلمات از وصف این شهر به ذهنم می رسه : ساحل زیبا...شهری تمیز ...جزایر کشف نشده و جذاب...و مردمی بسیار خون گرم و مهربان.....حتی دیشب هم بعد از اتمام تست گوشت تمساح ، وقتی امدیم حساب کنیم با خوشرویی تمام ازمون پولی دریافت نکرد با این که مبلغ رو قبلا تمام کرده بودیم و این سومین باری بود که در طول این دو روز این اتفاق رو تجربه می کردیم.

دانانگ

به سمت دانانگ پرواز کردیم . هدف بعدی ما شهر دانگ هوی بود، جایکه به شهر خیاط ها در دنیا معروف هست. شنیده بودیم که هر چیز پوشیدنی از کفش تا کلاه رو می تونی به خیاط ها سفارش بدی. وقتی پیاده شدیم از هواپیما، یه موتور گرفتیم و با کسی که موتور رو بهمون داد، قرار کردیم که تو فرودگاه موتور رو تحویل می گیریم و تو ایستگاه قطار دو روز دیگه موتور رو تحویلش میدیم تا کارمون خیلی راحت تر بشه؛ و ایشون هم به راحتی قبول کرد، موقع درخواست پاسپورت واسه کرایه موتورهم گفتیم اگه ممکنه پاس رو ندیم (چون تجروبه داشتیم که تا جایی که ممکنه پاس پیشمون باشه بهتره) به راحتی قبول کرد و فقط درخواست دو برابر پول کرایه رو کرد : نصف کرایه، نصف واسه وجه ضمانت!!! یعنی موتور رو با مبلغ کلا ۸۰ هزار تومن گرفتیم و امدیم تا دو روز دیگه........فک کن! این خیلی معنی ها میده و بزرگتر معنیش: خوبی و صداقت ویتنامی ها رو نشون میده. اینکه تجربه کردن که اعتماد کردن چیزه خوبیه و البته این اعتماد کردن مستلزم خیلی چیزاست ......

به hoi an رسیدیم

کمی استراحت می کنیم و بعد شهر رو خوب می گردیم.

یه چیز برگر عالی خوردیم.

هوی آن یه شهر خیلی قدیمی و کهن در ویتنام هست که ساختمان های بسیار جذاب و اکثرا زردرنگ را در کنار رودخانه جای داده است. در این شهر برنج کاری بسیار رواج دارد و هم چنین از بوفالوهای زیادی نگهداری می کنند و پرنده های وحشی که در شالیزارها می بینیم بسیار زیاد هستند و تصویری زیبا رو خلق می کنند. توضیحات زیادی در مورد هوی آن وجود داره که به یک پژوهش کامل احتیاج داره و فقط تا این اندازه بدونید که از زیباترین و دیدنی ترین اماکن ویتنام می باشد که ملقب به شهر خیاط هاست و دارای طبیعتی بکر و محلی است.

تو مسیر بوفالو سواری کردیم...کف قایق دیدن شهر قدیمی هوی ان....عکاس داره از کیان شکار لحظه می کنه کیان حواسش نیست خودش....

برای اولین بار توی ویتنام پیتزارو انتخاب کردیم و بهمون پیتزای ایتالیایی این رستوران رو معرفی کردن که البته گرون هم بود. صاحب رستوران آدم خوشرویی بود که با اما احوالپرسی کرد. روی دیوارهای این رستوران عکس هایی از آدم های مشهور وجود داره. هم چنین این رستوران فضای خوبی هم داشت.

سلام صبح همگی بخیر

امیدوارم روز خوبی در پیش رو داشته باشین. امروز یه روز آفتابیه و هوا بسیار دلپذیره پس بهتره یه کم به اب و هوای ویتنام بپردازیم. اب و هوای ویتنام همیشه حدود ۲۴ درجه هست که این موضوع شرایط خوبی رو برای سفر به وجود میاره البته همه شهرهای ویتنام دمای هواش یک نواخت نیست. و به عنوان مثال (هوی ان) هواش کمی دلپذیرتر و بهاری تره. به نظر میاد حدود ۵ درجه هوا خنک تره و در مقایسه با کشور تایلند که خدارو شکر همه عزیزان اطلاعات جامعی در مورد اون دارین هوا خیلی بهتر و مطلوب تره

ما تا امروز فقط یه بار بارون رو تجربه کردیم اونم یک ساعت و این نشون میده در فصل بارونی به ویتنام سفر نکردیم.

مسابقه آشپزي

من عاشق آشپزی ام و با کیان در حال رد شدن از این منطقه بودیم که دیدیم چندتا کمپانی با هم مسابقه آشپزی گذاشتن و دارن همه تلاششون رو می کنن. جالبه که همه به ساعتشون نگاه می کنن چون زمانشون محدوده و باید تو این زمان کم همه قابلیت هاشون رو ارائه بدن.

به یک کنسرت خیابونی رفتیم که حس خوبی بهمون داد.

هوی ان رو به مقصد دانانگ ترک می کنیم. هوی ان شهری بود که با جاذبه هاش برنامه مارو به هم ریخت و تصمیم گرفتیم شهر دانانگ رو کنسل کنیم و فقط تو نیمه روزی که فرصت داشتیم به دیدن شهر دانانگ بپردازیم.

ما پاسپورت هامون رو توی هتل جا گذاشتیم و توی طول این مسیر که کیان رفت و من هم دنبال پاسپورت ها بودم باز به این نتیجه رسیدم که ویتنامی ها انسان هایی فوق العاده اند و انقدر مهربونند که نمی تونید تصور کنید و حتی من هم نمی تونم براتون بازگو کنم. کیان توی قطار و منم توی اتوبوس در حرکت به سمتشم.

اولین بار تو کشور خارجی تنها سفر می کنم. راستش من اعتقاد دارم همیشه هر اتفاقی می افته حتما بهترین اتفاق اگه ما ادما درست باشیم و درست پیش بریم چرا باید خدا واسمون بد بخواد؟؟؟ ولی مسئله اینجاست که بعضی اتفاق ها واسه رشد انسان لازمه و یا اصلا ما یه اتفاقی رو بد تعبیر می کنیم اما با گذشت زمان می بینیم که همون اتفاق واسمون خوب بوده. من شک ندارم که جا موندن من از قطار اتفاق خوبی بوده همون طوری که حس خوبی دارم و تجربه جدیدی...تجربه سفرِ تنهایی.......

حس عجیبی رو دارم. یادمه دو ماه پیش که داشتم در مورد سفر با کیان صحبت می کردم بهش گفتم؛ نیاز به سفر دارم و حتی دوست دارم اگه شده تو این سفر واسه یه مدت تنها بشیم تا حس کنیم سفر کردن تنهایی رو.......کیان لبخند زد و گفت نه حمید جان چرا تنهایی.الان که تنها دارم به سمت (هیو) میرم به خودم میگم شاید این اتفاق بر اساس خواست و نیروی درون من صورت گرفته !! به پنجره بیرون نگاه می کنم یه جاده رویایی، مثل جاده چالوس خودمون،،، و احساس سبکی می کنم . انگار از دنیا فارقم...

من به هیو رسیدم . طبق برنامه اولیه مون در سفر به ویتنام قرار بود از این شهر دیدن کرده و بعد به هانوی پایتخت ویتنام بریم بعد از چند روز متوجه شدیم که بزرگترین غار دنیا در دونگ هوی قرار داره و زمان کافی برای دیدن هر دوی آنها را نداشتیم به خاطر همین مجبور شدیم که هیو رو حذف کنیم. هیو شهری بسیار قدیمی است که میگن شبیه شهر ممنوعه چین هستش که قدیمی ترین شهر باستانی چین بوده و اطرافش رو دیوار کشیدن.

هيو(hue) از شلوغ ترین و محبوب ترین اماکن توریستی ویتنام به شمار می آید. هیو در لیست ميراث جهاني يونسکو به ثبت رسیده که کاخ و قلعه باستانی آن متعلق به هفتمين امپراتوري ويتنام می باشد. شهر هیو مرکز آنام در ویتنام امروزی می باشد. آنام از مستعمره های فرانسه در وضعیت جغرافیایی امروزی است. آنام سرزمینی در شرق شبه جزیره هند وچین بوده است که وسعت آن 145000 کیلومتر مربع و مرکز آن هیو و محصولاتش نیز برنج و ابریشم می باشد.

بعد چند ساعتی گشت زدن در شهر قدیمی هیو؛ هیو رو به مقصد دانگ هوی ترک می کنم، بعد از سالها سوار اتوبوس شدم. البته نکته مثبت داستان اینکه به جای صندلی تخت داره اتوبوسش. کیان به دانگ هوی رسیده و هم اکنون داره تلاشش رو می کنه تا شرایط رو واسه فردا فراهم کنه تا بتونیم بزرگترین غار دنیا رو ببینیم.

به دانگ هوی رسیدم. از جایی که از اتوبوس پیاده شدم تا هتلی که کیان گرفته بود ۳ کیلومتر بود. ترجیح دادم این مسیر رو پیاده برم تا شهر رو بهتر ببینم.

هدف ۴ : نشنال پارک ویتنام برای دیدن بزرگترین غار دنیا

واسه دیدن این غار حداقل دو روز وقت نیاز بود. دیشب کیان تمام تلاشش رو کرد و حتی واسه این که زمان رو از دست نده هتلی انتخاب کرده بود که با ایستگاه قطار کمتر از ۱۰ متر فاصله داشت، البته اون غار یه غار توریستی نبود و واسه رفتن به اون شرایط خیلی خاص و حتی چند تا تست وجود داشت و شرایط سنی و تجربه کافی لازمش بود، ما برنامه رو به توریستی ترین غار ویتنام تغییر دادیم. تا از دیدن طبیعی ترین نقاط دنیا محروم نمونیم.

۸ صبح مینی بوس امد دنبال مون و اولین سوالی که لیدر ازمون پرسید این بود که لباس اضافه و وسایل کافی رو برداشتین!؟ که جواب ما مثبت بود . مسیر جنگلی رو داریم طی می کنیم تا به نشنال پارک برسیم. اماده میشیم واسه وارد شدن،ازمون تعهد نامه گرفتن که با تمام شرایط و خطرات غار آشنا هستیم. ما داریم به همراه تجهیزاتمون وارد میشیم. متاسفانه نمی تونیم دوربین ببریم. خودتون تصور کنید !!

غار خیلی جذاب و متفاوتی بود تجربه گِل بازی و شنا و زیپ لاین و کایاک سواری...قدمت غار دارک کیف ۵ میلیون ساله. عکس های داخل غار رو براتون میذاریم. هزینه تور امروز، نفری حدود ۲۰۰ تومنه. اماده میشیم واسه سرو غذا و غار بعدی

سوار قایق شدیم و به سوی غار دوم میریم. این غار بسیار بزرگ و شگفت انگیز سقف بسیار بلندی داره که در طول کل غار این سقف حفظ میشه. توی آسیا تنها غاریه که انقدر طول داره و در حدود 8 کیلومتر می باشد که ما بیشتر از 1 کیلومتر ادامه نمیدیم چون بسیار زمانبره. احساس بسیار خوبی داریم.

ما توجه ویژه ای به میوه ها داریم و بخش مهمی از سفرهای ما را شناسایی و چشیدن میوه های مختلف و بومی تشکیل میده، به نظر ما یکی از استثنایی ترین طعم ها برای میوه ای هست که اسم علمیش ساپادیل هست که تو کشور های مختل اسامی متفاوتی ممکنه داشته باشه؛ به نظر ما این میوه طعم اناناس انبه و لیمو ترش میده و جالبه که بدونین این میوه از آمریکای جنوبی امده و در مناطق استوایی پرورش داده شده؛ اگه این میوه رو جایی دیدین ازش نگذرین و به ما هم خبر بدین.

فردا به سمت پایتخت ویتنام (هانوی) میریم (هدف ۵)

ما ۵ روز رو به شمال ویتنام اختصاص دادیم به نظر میاد اتفاقات بکر و خوبی در انتظارمونه به امید خدا....

با نام و یاد خدا و یه صبحانه خوب به سمت پایتخت ویتنام میریم. دانگ هوی رو به مقصد هانوی ترک میکنیم. اگه بخوایم این شهر رو در چند سطر تعریف کنیم این شهر اب و هوایی خنکتر از شهرهایی که رفتیم، داشت. البته ما همچنان با تی شرت بودیم در طول دو روز در صورتی که اغلب مردم با کاپشن و لباس گرم بودن و اینکه بعد از ساعت ۸ شب کمتر مغازه ای باز بود. این شهر به تنهایی حرفی برای گفتن نداشت ولی به خاطر نزدیک بودن به نشنال پارک وغارهای منحصر به فرد از نظر موقعیت مکانی دارای اهمیت میباشد.

میوه ای عجیب رو دیدیم و بعد از مدتی فهمیدیم که همون گل کلم خودمونه ولی با ساختار خیلی منظم که بیشتر تماشایی تا خوردنی . کلم رومی اولین بار در ایتالیا دیده شده و مزش کمی ترد تر از گل کلم خودمونه.

(در واقع گل کلم که ویزای شینگن داره ! )

صبح وقتی چشمام باز کردم برای اولین بار بود که کیان خواب بود و من زودتر از اون بیدار شده بودم! انگار هیجان دیدن هانوی که پایتخت بودن براش انتخاب مناسبی بود نذاشته بود بیشتر از این بخوابم.

هانوی شهر شلوغ و با آب و هوای شبیه دانگ هوی هست پس می تونیم نتیجه بگیریم هوای ویتنام از جنوب به سمت شمال این کشور که حرکت می کنیم با شیب ملایم کمی خنکتر می شود.

سفرم به روزای اخرش نزدیک میشه، پس بهتره با انرژی بیشتری به کاوش به این نقطه از دنیا بپردازم. واسه دنیا رو گشتن خیلی وقت کمه پس امروز رو با قدرت به هانوی گردی می پردازیم.

صبحتون بخیر.

امروز روز تعطیله و ما به بزرگترین جایگاه بودائیسم اومدیم که مردم در حال انجام مراسم خاصی هستند و دعا میکنند.

نقاش آنلاین.... فالگیری که با کشیدن ورق ها فال مردم مذهبی رو می گرفت....از جذابترین بخش های بازدیدمون بود.

پایتخت و قلب ویتنام هانوی هست, توی هانوی جذابترین و زیباترین نقطه دیدنی ویتنام قرار گرفته که خلیج هالونگ نام دارد و بسیار بسیار جزایر کوچکی داره. کشتی هایی هستند که به طور رویایی شمارو سوار می کنند و با امکانات زیادی که دارن شمارو می گردونن. ما چنین تجربه ای رو توی هند داشتیم. این کشتی ها شمارو می برن و دونه دونه جزیره هارو می گردین و صبحانه, ناهار و شام سرو می کنند. یک شب هم توی کشتی می خوابید. ما امروز موفق شدیم بهترین و طولانی ترین پکیج هالونگ بی رو بگیریم. بی شک هالونگ بی یکی از زیباترین خلیج های دنیاست و ویتنام بخاطر اونه که زنده اس. اصل سفر ما در واقع از فردا توی این خلیج شروع میشه و سفر 3 روزه به خلیج هالونگ رو در کشتی خواهیم داشت. در واقع قلب سفر ما از فرداست و می خوایم که یه حس جدید رو تجربه کنیم.

داخل هانوی حدود ۵۰ تا دریاچه وجود داره که این مسئله به زیبایی شهر اضافه می کنه. اگه بخوایم یه مقایسه بین این کشور و تایلند داشته باشیم : از نظر نوع غذا ، غذاهایی می خورن که شاید طعم مورد نظر ما ایرانی ها نباشه اما اصلا بوی بدی ازشون نمی یاد در صورتی که در تایلند عموما این طور نیست. از نقطه نظر زیبایی شناسی ویتنامی ها از نظر اندام درشت تر هستند، از نظر زیبایی چهره هم به نظر زیبا تر میان در کل؛ و حتی تو پوشش هم این تفاوت کمی احساس میشه.

صبح با صدای حمییییید خواب موندیم محمد از خواب بیدار شدم. با سرعت نور تمام وسایل رو جمع کردیم. ساعت ۸:۱۰ دقیقه بود و ما باید ۸ تو لابی می بودیم واسه رفتن به خلیج هالونگ. بر اساس قانون (شانس در سفر) که به خوبی ازش برخورداریم ما اخرین هتلی بودیم که باید تور، نفرات رو سوار می کرد، پس نه این که جا نموندیم بلکه موفق به خوردن یه چای در لابی هم شدیم ! لیدر تورمون داره برامون توضیح میده که این خلیج و جزایر متعددش حدود شش میلون سال قدمت داره و یکی از زیبا ترین و منحصر به فرد ترین نقاط دنیاست.

فاصله هانوی تا خلیج هالونگ ۱۶۰ کیلومتره و منم خوابم میاد خدافففففظ.

از یه فروشگاه دیدن کردیم که ناشنواها بهترین تصویر ها رو می ساختند.

به خلیج هالونگ رسیدم اماده میشم واسه سوار شدن کشتیمون . این همون کشتی که می تونه قسمتی از رویا های منو محقق کنه...ناهارمان را سرو کردیم.

متاسفانه هیچ تصویری نمی تونه زیبایی اینجا رو نشون بده.

برنامه ۱ : رفتن به جزیره اول با قایقهای کوچکتر که همراه کشتی ما بود و دیدن یه غار خیلی عجیب و بزرگ

به جزیره اول اومدیم. زمانیکه ما به ویتنام سفر کردیم های سیزن هست. بعدا درباره های سیزن و شرایطش توی کشورهای گوناگون براتون توضیح میدم. بسیار بسیار جزیره زیباییه و لیدرمون توضیح میده که حدود 4 میلیون سال پیش این قسمت بصورت کوه یک تکه ای بوده که آب با رفت و آمد بسیار زیادش این قسمت رو خورده. 1969 جزیره در این بخش وجود داره که ما اولین جزیره رو داریم بازدید می کنیم و درونش هم یک غار وجود داره. برای بالا رفتن از پله ها باید یکم مکث کنیم و مراقب باشیم.

و برنامه بعدی کایاک سواری

به کشتی امدیم , حس خوبیه , میشه یه دوش گرم گرفت، میشه نوشیدنی خورد تو رستوران کشتی , میشه یه چای یا نسکافه گرم نوشید، یا مشروب کنار میوه پوست کنده , کشتی به ارامی حرکت می کنه انگار که هیچ مقصدی نداره...یه اهنگ اروم بخشِ... حس خوبیه...

میز شام رو با انواع غذاها چیدن؛ ماهی، مرغ، میگو، گوشت... طوری که جایی واسه ظرف غذاها نبود؛ کشتی مون مثل دهکده جهانی شده , آلمان، اسپانیا، انگلیس، ویتنام، فردی دورگه که ویتنامی آلمانیه ما از ایران و دو نفر از اسراییل , انگار سالها همه همو میشناسن...

زندگی مثل یه بازیه.....وقتی می بازی احتمال باختت بیشتر میشه و وقتی باز هم می بازی دیگه به راحتی می بازی وقتی می بری می افتی رو خط برد اون موقع دیگه با کمترین انرژی می بری . پس مراقب اولین اشتباهتمون باشیم!!!! اگه یه بازی رو خیلی جدی بگیری ممکنه دیگه نتونی ازش لذت ببری . پس یادمون باشه یه بازی همیشه وقتی لذت بخشه که خیلی جدی نگیرینش....ترس از باخت یا برد باعث میشه که خوب برگ هاتو نریزی ودرست عمل نکنی . پس همیشه ریلکس و با آرامش بازی کن؛ تو همیشه خواهی برد، نگران نباش کافیه که از باخت نترسی....تو بازیهای دسته جمعی شریک خیلی عامل مهمی واسه بردن . پس همیشه بهترین و قوی ترین شریک رو انتخاب کنین! یادتون باشه واسه انتخاب یه شریک خوب باید قدرتمند باشید...تو بازی ممکنه بحث بشه جدل بشه و یا حتی سو تفاهم پیش بیاد و تو وقتی بیشتر از خودت راضی هستی که تو اون لحظه زیادی جو نگرفته باشدِت. یادتون باشه وقتی زمان تموم میشه دیگه بازی تمومه....پس توی بازی از تمام کارتات استفاده کن چون وقتی تموم میشه دیگه اون کارتا اعتبار نداره ! بازیکن های خوب معتقدن همیشه برگ برنده دست کسی میاد که بازی رو خوب بلد باشه و بدونه چطوری از اون ورق درست استفاده کنه. پس یادتون باشه برگ برنده شعور داره و خودشو دست هر کسی نمیسپاره . پس همیشه قوی باشید تا برگ برنده بیاد دستون ! کافیه واسه بهتر بازی کردن قوانین بازی رو خوب یاد بگیریم چون هر بازی قانون خودشو داره نه قانون خودت!!!! وقتی خسته این بازی نکنین , وقتی ناراحتین , وقتی کلافه این , بهترین کار استراحتِ چون در اون صورت احتمال باختتون چند برابر میشه...یادمون باشه حتی اگه می بازین یه بازنده خوب باشین تا یه برنده بی اخلاق . خوب باختن هم یه هنره !!!!! امیدوارم اخر بازی از خودتون راضی باشین چون هیچ کس به اندازه شما مهم نیست هیچکس ! یادتون باشه هیچ کس!

حمیدرضا رضایی

بیست وسوم اسفند ماه ۹۵

یه روز آفتابی رو در پیش داریم و این میتونه امروز رو زیباتر کنه...با یه حمام کوتاه سر میز صبحانه حاظر شدیم. بعد از خوردن صبحانه رفتیم که یه محل پرورش صدف دریایی رو بببنیم، مطالب جالبی اونجا یاد گرفتم البته کیان خیلی هاشو می دونست که به قسمتی از اون روند درست شدن صدف می پردازیم.

صدف ۱۸ ماهه...صدف ۴ ساله....لحظه زایمان صدف اسم بچشون هم گذاشتن مروارید مبارکه !! همه اینارو موفق شدیم از نزدیک ببینیم.

یه توضیح کوتاهی درباره صدف ها میدم که ممکنه خیلی جامع و کامل نباشه , صدف هارو پرورش میدن و از 18 ماه به سمت بالا شروع میشه که صدف هارو بارور و نگهداری می کنن تا مروارید درونش پرورش پیدا کنه و در مرحله نهایی بازش می کنن. نکته جذابی که دوست داشتم بگم اینه که ما پرسیدیم چرا صدف مشکی انقدر گرونه و هر دونه اش 19 میلیونه؟ گفتن که اولا این صدف 10 ساله اس یعنی 10 سال طول کشیده تا اینجوری شده و اینکه از هر 1 میلیون صدف ساله یه دونه اش این رنگی میشه.

سوار کشتی شدیم و بین صدها جزیره گم شدیم......جزایری که هر کدام زیبای خودش رو داشت.221

بعد از سرو ناهار من با هم سفرام (ریم) بازی کردم.

به سمت جزیره میمون ها میریم. به سمت جزیره ای که قرار بود شب رو آنجا بمانیییییم می رویم.

پس از گردش به استراحت گاهمون رسیدیم. عمرا کسی اسمشو بدونه. نظاره گره غروب آفتاب بودیم.

امشب با زوج انگلیسی که خیلی جوونتر از سنشون نشون می دادن بیشتر از یک ساعت گپ زدیم. از مذهب تا روابط اجتماعی تا روابط بین ایران و انگلیس که چرا با هم ازدواج کردن , دیدگاهشون در رابطه با کار , ثروت , روش زندگی , یا به کجا ها سفر کردن. مرده منو به خودش کاملا شبیه می دونست و زنش رو شبیه کیان چون اونم مثل کیان خجالتی و کم حرف بود. منم که پرررر حرف مثل مردِ !!

داشتم یه کابوس می دیدم که صدای موج دریا بیدارم کرد..وقتی بیدار شدم نمی دونستم کجام! چند ثانیه طول کشید تا فهمیدم...پرده اتاق بسته بود، اول پرده رو باز کردم دریا و منظرش ارومم کرد تا حدی،،،،، اما واسم کافی نبود. امدم رو تختی که مخصوص دراز کشیدن بود تو تراس و به منظره خیره شدم. این کار ارامشم رو بهم پس میداد حس خوبی بود. این جزیره حس تعلق بهم میده دوست ندارم فعلا ترکش کنم. یه جزیره کوچیک که رو به بهترین مناظر دنیاست و صدای دریایی که همیشه توش طنین اندازه. یه قایق تو دریاست مثل نماد ارامش.عاری از دغدغه های دنیا. تا کمتر یک ساعت دیکه باید این جارو ترک کنیم. با اینکه از نظر من دنیا اینقدر بزرگ و قشنگه که هیچ جای دنیا رو نباید دو بار رفت، چون دنیا بزرگِ و زمان ما کوتاهه، اما یه حسی بهم میگه حمید تو یه روز دوباره به این جزیره برمیگردی. حتما....

سوار بر کشتی شدیم واین تصاویر به آرامی از جلو چشم ما می گذشت. از کشتی پیاده میشم و سمت هانوی میریم . به هانوی رسیدم.

برادرا خواهرا هم اکنون متوجه شدیم اینجا پرایدم هست !!

همون طوری که می دونین کینگ برگر یک برند بین الملی هست و به اعتقاد ما خیلی لذیذ تر و خوشمزه تر از مگدونالد هستش.

سفر ما رو به اتمام هست امروز خیلی روز شلوغی بود واسمون...

تو هواپیما یه مرد کنارمون بود که بسیار خوش تیپ و خنده رو بود انسان کاملا پخته و قوی به نظر میومد با قدی بلند و اندامی قوی، پر قدرت صحبت می کرد و یه طنزی همیشه در میان صحبت هاش دیده میشد، بعد از چند دقیقه صحبت کردن باهاش که کاملا لذت بخش هم بود،من ازش پرسیدم چند سالته؟ گفت: شما چی فکر می کنین ؟ من گفتم ۶۰ و کیان گفت ۵۵ سال . خندید و گفت من ۷۹ سالمه ! من و کیان با تعجب به هم نگاه کردیم. منتظر بودیم که بگه شوخی کرده گفت نه کاملا جدی میگم. منم بهش گفتم باورم نمیشه غیر ممکنه. گفت چند لحظه صبر کن...بلند شد پاسپورتش رو بیرون اورد منو کیان در کمال تعجب دیدیم راست میگه متولد۱۹۳۸ بود ! ازش اجازه گرفتم تا از پاسپورتش عکس بگیرم. به تنهایی ۵ ماه تو سفر بود!!! و داشت به کشورش سوئیس بر میگشت، خیلی برام جالب بود که ادما وقتی قوی میشن و توانایی خوب زیستن رو به دست میارن؛ حتی با قدرتمند ترین عوامل نابودی مثل تنهایی و کهولت سن مقابله می کنن و با قدرت بر سکوی رضایتمندی از زندگی قرار می گیرند.و شاید یکی از درس هایی که سفر به ادمی میده قدرتمند بودنِ . چیزی که این مرد ازش صحبت می کرد!

سفر...........