فیس بوک پلیکان پرواز اینستاگرام پلیکان پرواز  پلیکان پرواز تلگرام
پلیکان پرواز

سفرنامه مالزی


سفرنامه مالزی

الان که در حال نوشتن سفرنامه می باشم در هواپیما و در مسیر برگشت از مالزی به سمت ایران هستیم. مدت پرواز هشت ساعت و ده دقیقه اعلام شده است.

فکر کردم که شاید زمان مناسبی برای نوشتن سفرنامه مالزی باشد. پیش از این قصد نداشتم که برای سفرمان , سفرنامه ای تهیه کنم به همین خاطر عکس های زیادی نگرفتم.

با نوشتن این سفرنامه هم متوجه گذر هشت ساعت زمان نمی شدم و هم می تونستم بخشی از تجربیاتم رو در اختیار دیگران قرار بدم. شاید سفرنامه من بتونه به کسانی که قصد سفر به مالزی رو دارند کمک کنه که بهتر برنامه ریزی کنن و از سفرشون نهایت لذت رو ببرند.

من در این سفرنامه سعی بر این داشتم که از نگارش جزئیات غیرضروری خودداری کنم تا خیلی طولانی و خسته کننده نباشه.

سال گذشته به ترکیه سفر کرده بودیم و امسال بعد از اینکه تحقیقات لازم رو انجام دادیم به همراه خانواده تصمیم گرفتیم که به مالزی سفر کنیم. به فرزندانم نیز قولش را دادم. دلایل زیادی وجود داشت که مالزی را برای سفرمان انتخاب کردیم. مالزی کشوری می باشد که بیش از شصت درصد جمعیتش مسلمان هستند و از رو غذاهای این کشور با ذائقه ایرانیان سازگارتر است. هزینه تور مالزی هم به نسبت مناسب بود. چون فرزندم محصل بود به همین خاطر برای فصل تعطیلات مدارس تور مالزی را برنامه ریزی کردیم.

در اردیبهشت ماه بود که نرخ تورهای مالزی به حداقل رسیده و بسیار مناسب بودن اما با توجه به فصل مدارس برای ما قابل استفاده نبودند. به همین خاطر تصمیم گرفتیم که اگر شد تور مالزی را برای هفته آخر شهریور ماه ترتیب دهیم. پیش از سفر به مالزی برای زیارت و دیدار با همبستگانمان به مشهد سفر کردیم. برنامه سفرمان بدین صورت بود که ابتدا به مشهد سپس از شمال به تهران و سپس به مالزی سفر کنیم. (هرچند من این نوع مسافرت را اصلا پیشنهاد نمی کنم چون ممکن است خیلی خسته کننده باشد.)

از اول شهریور ماه دائما سایت هارو چک می کردم اما با افزایش بیست درصدی یا بیشتر نرخ ها رو به رو می شدم. تقریبا از سی شهریور نرخ ها به قیمت های اولیه خودشون بر می گشتن.

از مدرسه پسرم به مدت 1 هفته مرخصی گرفتم و تصمیم داشتیم که در این 1 هفته سفر داشته باشیم. منتظر مانده بودم که شاید با نزدیک شدن به زمان سفر قیمت ها کم شود اما به هر آژانسی که زنگ می زدم می گفتند که پرواز ها پر شده و آنهایی هم که نرخ می دادند بسیار بالا بود. اولین نرخ مناسبی که گرفتم برای تاریخ 3 مهر بود اما چون پسرم هفته دوم کلاس هایش رو هم از دست می داد بنابراین برای ما مناسب نبود.

بنابراین تصمیم گرفتیم که سفر مشهد را انجام داده و در عین حال تورهای مالزی را هم چک کنیم. از آژانس های مشهد هم سوال کردیم اما تارخ مورد نظر ما پر شده بود. بیست و هشتم شهریور به تهران برگشتیم. پس از کلی تحقیق دیدم که آژانس مسافرتی پلیکان پرواز آسیا برای تاریخ سی و یک شهریور جا داره و قیمتهاشم خیلی مناسب بود. به آژانس پلیکان پرواز مراجعه کردم و قرارداد بستیم. روز بعد نیز واچرهتل و بلیت ها را تحویل گرفتم.

موقع قرارداد بستن با مسئله ای مواجه شدیم و آن این بود که یکی از فرزندانم بالای دوازده سال و دیگری زیر شش سال بود. نرخ شش سال کمتر از بزرگسال ها حساب می شود اما آژانس مسافرتی اعلام نمود که باید 2 اتاق بگیریم و زمانی که 2 اتاق رزرو کنیم نرخ بزرگسال و زیر شش سال تفاوتی ندارد. وقتی نرخ زیر شش سال در تور حساب می شود که یک فرزند داشته باشیم و وی در اتاق خودمان باشد.

در آخر برای هر 4 نفرمان یک هزینه را پرداخت و هتل گرند سیزن مالزی را رزرو کردم. روز بعد به آژانس پلیکان پرواز رفتم و بلیت و واچرهتل رو تحویل گرفتم.

پس از اینکه مدارک رو تحویل گرفتم برای دریافت ارز دولتی به بانک ملت رفتم اما گفتن که نوبتا پر شده و موفق نشدم از اونجا ارز تهیه کنم.

ساعت حدود دوازده ظهر بود که بانک سامان شعبه پاسداران رفتم و خیلی خلوت بود. متصدی بانک گفت مدارکت رو کامل بیار و ارز رو تحویل بگیر. مدارک لازم شامل اصل و کپی گذرنامه , بلیت و فیش عوارض خروج و حضور شخص بود. به ازای هر نفرمان سیصد دلار دادند.

بهتون پیشنهاد می کنم که برای گرفتن ارز به بانک سامان برید چون هم خیلی خلوت تره و هم اگه درست بگم همه شعبه هاش حواله ارز می دن.

پروازمان ساعت هشت و پنجاه و پنج دقیقه بود . ما دو ساعت قبل از پرواز یعنی ساعت هفت به فرودگاه رفتیم. گیت صدور کارت پرواز گفتش که نفر 200 ام هستم باید می رفتیم ردیف سی و هشت. پرواز ایران ایر رو برای سفر به مالزی انتخاب کرده بودیم. پس از اینکه کنترل گذرنامه ها انجام گردید به بخش پذیرش مسافر رفتیم و از شعبه بانک سامان دلارهامون رو تحویل گرفتم.

گیت خروجی ما شماره بیست و چهار بود و از گیت بیست و یک تا بیست و چهار خروجی مشترک داشتند. بعد از اینکه از در مشترک خارج شدیم کمی نشستیم. خیلی شلوغ بود گفتیم کمی خلوت که شد می رویم.

بعد از حدود 20 دقیقه همسرم گفت مطمئنی این صف برای مالزی است؟ اعلام کردن پرواز دبی !! دیدم رنگ کارت پروازیشون با ما فرق داره رفتم سوال کردم دیدم آره اینجا واسه پرواز دبی هستش و پرواز مالزی ته سالن گیت بیست و چهاره !

با عجله به طرف ته سالن رفتیم . دیدیم که همه رفتن به سمت هواپیما تا سوار شن. مسئول کنترل کارت پرواز گفت عجله کنید شما نفر آخر هستید. برای سوار شدن به کریدر رفتیم.

وقتی دیدم 2نفر دیگه هم پشتمون دارن میان یه کم خیالم راحت شد و به همسرم گفتم خدارو شکر نفر آخر نشدیم ! برحسب اتفاق توی هواپیماام صندلی پشتی ما بودند.

بهشون گفتم شماهم بعد از ما هستین و به شوخی گفتم بچه شیراز نیستین ؟ اونا هم با شوخی گفتن که چطوری همشهری ؟ مدت پروازمان هفت ساعت و چهل دقیقه بود و در این مدت 2 بار پذیرایی شدیم و 2تا فیلم تکراری هم دیدیم. به هر نفر یک کیف کوچک چرم مشهد به همراه مسواک , خمیردندادن , چشم بند و شانه می دادند.

در نیمه دوم سال , ساعت مالزی چهار ساعت و نیم از ایران جلوتر هست. در نیمه اول سال نیز سه ساعت و نیم. ساعت نزدیک به ده به وقت مالزی بود که به فرودگاه کوالالامپور رسیدیم. از ترمینال ورودی کمی پیاده روی کردیم و بعد با استفاده از قطار فرودگاه به ترمینال دیگه ای رفتیم. بعد از اینکه گذرنامه هامون رو کنترل کردند بارهامون رو تحویل گرفتیم.

لیدر تورمان منتظرمان بود . سوار اتوبوس شدیم و به سمت هتل رفتیم. (فرودگاه در شصت کیلومتری کوالالامپور واقع شده بود). نزدیک به 1 ساعت در راه بودیم . در اتوبوس که بودیم لیدرمان فهرست تورهاش رو بهمون معرفی کرد و گفت هر کدوم رو که خواستیم باید ثبت نام کنیم و گفت که نرخش از بقیه جاها خیلی مناسب تره. باید زودتر تصمیم می گرفتیم تا برنامه ریزی های لازم انجام می شد.

اتوبوس در مسیر توقفی کوتاه کرد که پولمان را چینج کنیم. ساعت نزدیک به 1 ظهر بود که به هتل رسیدیم. تا کارهای هتل و چک این رو انجام دادیم حدود نیم ساعت زمان برد.

هتل گرند سیزن را انتخاب کرده بودیم .به نظرم هتل مناسب و خوبی بود.

بعد از ظهر روز اولمان را به برجهای دوقلو رفتیم. ایستگاه منوریل در سیصد متری هتل واقع شده بود. دو ایستگاه را با منوریل پیش رفتیم و باقی مونده راه رو پیاده روی و از فروشگاه ها دیدن کردیم. چندتا عکس هم گرفتیم و بعد با تاکسی به هتلمان برگشتیم. ( اگر قصد داشتید که به بالای برجهای دوقلو بروید باید صبح به آنجا رفته و بلیت تهیه کنید.)

روز دوم :

به اتفاق همسرم تصمیم گرفتم که روز دوم رو با تور بگردیم. به همین خاطر با لیدرمان تماس گرفتم و برای ساعت نه صبح هماهنگ کردیم. ابتدا به کارگاه ظروف قلع سازی رفتیم که قیمت اجناسش بسیار بالا بود. لیدرمان گفت که سازمان توریستی مالزی آنها را مجبور کرده تا گردشگران را به این مکان بیاورند. پس از آن به بوتاکیو (غار میمونها) که معب هندی ها نیز می باشد رفتیم. نزدیک به سیصد پله داشت. یک معبد نیز در پایین قرار داشت که برحسب اتفاق یک مراسم عروسی هندی در آن برگزار شد.

با هندی ها و آداب و رسومشان نیز آشنا شدیم . فضای این مکان بسیار زیبا و سرسبز بود. پس از آن به گنتینگ مالزی رفتیم که حدود پنجاه کیلومتر با کوالالامپور فاصله داشت و در ارتفاع و دامنه کوه قرار گرفته بود. آب و هوای بسیار خوبی داشت و اونجا سوار تله کابین شدیم. محلی ها می گفتن که این تله کابین , بزرگترین تله کابین آسیا می باشد و طول آن چهار کیلومتر بود.

با استفاده از تله کابین از ناحیه ای جنگلی گذر کردیم و به گنتینگ که دارای هتل , رستوران , شهربازی , کازینو و فروشگاه بود رسیدیم. تنها کازینو کشور مالزی در این بخش قرار گرفته است. این مجموعه را شخصی چینی ساخته است و بسیار بزرگ و وسیع بود. لیدرمان توضیح داد که به خاطر اینکه اکثریت جمعیت مالزی مسلمان می باشند در ابتدا دولت مالزی مجوز کازینو را صادر نمی کرده است اما بعد از مدتی شرطی گذاشته و آن این بوده که یا در بالای ابرها و یا در زیر دریا باید احداث شود که آن را در ارتفاعات ساختند. شزط دیگری نیز بیان کردند و آن این بود که هیچ مسلمانی در آن حضور نیابد و 1% درآمد آن به دولت مالزی پرداخت شود. اغلب مشتریان این کازینو چینی ها می باشند که علاقه مند به قمار می باشند و بیش از سی درصد جمعیت مالزی را نیز شامل می شوند.

لیدرمان به ما گفت که دو ساعت زمان داریم تا مجموعه را بگردیم و نهارمان را سرو کنیم. مراکز خرید این منطقه را کاملا گشتیم و سپس به همراه لیدرمان با استفاده از اتوبوس به سمت معبد چینی ها و بهشت و جهنم رفتیم. بزرگترین مجسمه بودای نشسته در این بخش واقع شده بود. چینی ها خاکستر مردگان خود را در معبدشان (معبد چینی ها) قرار می دادند. آنها به مدت شش ماه قفسه هایی را اجاره می کردند و خاکستر امواتشان را در آنها قرار می دادند. معبد بهشت و جهنم نیز برمبنای باور بودایی ها مراحل زندگی بعد از مرگ را نشان می داد که براساس اعتقاداتشان کارهای انسان بعد از مرگ بررسی گردیده و در ی مرحله های مختلف عذاب بر او نازل می شود. آنها باور داشتند براساس نوع گناه هر بخش از بدن که آن را انجام دهد نوع عذاب نیز تفاوت خواهد داشت ! بعد از اینکه انسان عذاب کارهایش را کشید پاک شده و به بهشت وارد می شود.

بعد از اینکه بازدیدمان از معبد بهشت و جهنم تمام شد برای سرو شام به رستوران ایرانی نایب رفتیم که هزینه اش با تور بود.

روز سوم :

برایر روز سوم سفرمان تور پارک آبی سان وی لاگون را گرفته بودیم. می شد که مبلغ بیشتری رو پرداخت کنیم اما از هتل تا پارک آبی ترانسفر بشیم اما با تاکسی خیلی به صرفه تر بود. به همین خاطر رفت و برگشتمان را با استفاده از تاکسی انجام دادیم.

با استفاده از اتوبوس یا منوریل هم میشه تا سان وی لاگون رفت اما بستگی به موقعیت مکانی داره. باید اول به کی ال سنترال برید و بعد از اونجا با اتوبوس تا سه تاجایا برین و دوباره با اتوبوس به سان وی لاگون. در پارک آبی سان وی لاگون بانوان با هرپوششی می تونستن از تفریحات آبی استفاده کنند.

به نظر من تنوع سرسره هاش کم بود ولی ترن هوایی , باغ وحش و بزرگترین پل معلق در اون واقعا مهیج بودند. بعضی از بازی ها با بلیت ورودی حساب شده اند اما برای برخی باید بلیت تهیه کنید. در مجموع خوب بود و بهمون خیلی خوش گذشت.

در این مجموعه غذاخوری و فروشگاه هایی نیز وجود دارند که قیمت اجناسشان بالاست. اما برای پسرم یک مایو از آنجا خریدم. متاسفانه نمی ذارن کسی با خودش خوراکی داخل ببره و فقط آبسرد کن داره اما خوب خوراکی و نوشیدنی های مجموعه گرون بودند. ساعت کاری سان وی لاگون بین ده صبح تا شش عصر بود. شاید فکر کنید زمان زیادیه اما این مجموعه انقدر وسیع بود که برای گشتن در اون وقت کم میارید. حتی ممکنه بعضی از بخش های پارک رو وقت نکنید ببینید و بازی های رایگانشو از دست بدین.

روز چهارم :

روز چهارم از سفرمان را به بازدید از نقاط دیدنی کوالالامپور با استفاده از اتوبوس های هاپ آن وهاپ آف اختصاص دادیم. این مدل اتوبوس ها مخصوص گردشگران می باشد که به آنها اماکن مختلف شهر را نشان دهد. این مدل اتوبوس در بسیاری از شهرهای توریستی جهان موجود است. حرکت آن ساعت نه صبح می باشد و بیست و سه ایستگاه دارد. اولین ایستگاه این اتوبوس مقابل برج ها 2قلو واقع شده که بلیتش را نیز در همانجا می فروشند.

در هر ایستگاهی که بخواهید پیاده می شود و با اتوبوس بعدی که حدود بیست تا سی دقیقه بعد میاد مسیرتون رو ادامه میدین.

بلیت برج مخابراتی را خریداری کرده بودیم. به بالای برج رفتیم اما چیز جالبی نبود. فقط از بالای برج تمام شهر معلوم بود و می تونین عکس های خوبی بگیرین. در این بخش عکاس هایی نیز وجود دارند که عکس های خوبی از شما می گیرند و با قیمت های مناسب بر روی قاب , جاکلیدی و.... چاپ می کنند.

اگر در ایستگاه برج مخابراتی پیاده شوید و پنجاه متر بالاتر بروید به در ورودی این برج خواهید رسید که شاتل ها رایگان برج در این مکان قرار گرفته اند.

در کنار برج مخابراتی مرکز خرید و فضای سبز هم وجود داشت. در ایستگاه محله چینی ها پیاده شده و گشتی زدیم. چیز خاصی در این محله نبود. در ایستگاه قصر پادشاه مالزی نیز به مدت یه ربع توقف کردیم تا گردشگران از بیرون عکس بگیرند. اجازه نمی دادند کسی وارد قصر شود.

در ایستگاه لینک گاردن نیز پیاده شدیم. این مجموعه دارای باغهای گل متنوعی بود ولی چون بچه ها گشنه بودند نتونستیم کل مجموعه رو بگردیم. سپس سوار اتوبوس شدیم و در ایستگاهی نزدیک هتل پیاده شدیم. پس از سرو ناهار به هتل برگشتیم.

نزدیک عصر بود که به سمت برج های دو قلو رفتیم. سر خیابان هتلمان ایستگاه تاکسی ها قرار داشت. به یکی از آنها گفتم تا برجهای دوقلو کرایه چقدر است و اون به تاکسی مترش اشاره کرد. خواستم یه بار هم با تاکسی متر امتحان کنم که ببینم نتیجه اش چی میشد. بعد از رسیدن به برجهای دوقلو کرایه تقریبا نصف چیزی شد که با ماشین های معمولی می رفتیم.

روز پنجم :

برای روز پنجم از سفرمان به مالزی برنامه بازدید از دهکده فرانسویان و ژاپنی ها را داشتیم. براساس تحقیقاتم فهمیده بودم که بلیت اتوبوس دهکده فرانسوی ها یا همان برجیاهیل به زبان محلی مالزیایی ها , در فروشگاه تایمز اسکوور در ایستگاه منوریل ایمبی به فروش می رسد و اولین حرکت هم ساعت ده صبح می باشد.

بعد از اینکه برای خرید بلیت رفتیم به ما گفتند که در روزهای یک شنبه بلیت فروشی تعطیل می باشد. به ناچار با استفاده ازب تاکسی به این دهکده رفتیم.

این دهکده در مسیر گنتینگ واقع شده بود که توسط یک دوراهی از یکدیگر جدا می شوند. دهکده فرانسویان و ژاپنی ها در پنجاه یا شصت کیلومتری کوالالامپور واقع شده بود و آب و هوای فوق العاده ای داشت. منطقه ای تفریحی نیز بود که در ارتفاعات واقع گردیده. دهکده ژاپنی ها فاصله بسیار کمی با دهکده فرانسوی ها دارد که با استفاده از شاتل رایگان به آن برده می شوید.

دهکده فرانسویان دارای رستوران , مرکز خرید و استخر بود که راننده تاکسی که ما را به آنجا برده بود می گفت که بسیاری از مردمان مالزی برای تفریح و ماه عسل به این منطقه می آیند. قبل از ورودی دهکده مجموعه ای قرار گرفته که شامل زمین گلف, صخره نوردی و دیگر ورزش ها می شود. در مسیر نیز باشگاه اسب سواری وجود داشت که می توانید به صورت ساعتی اسب ها را کرایه نمایید. هرچند همراه هر فر شخص دیگری هم آمده و دهنه اسب را میگیرد. ولی فضای بسیار زیبا و خوبی داشت و ارزش بازدید را دارد.

در دهکده ژاپنی ها نیز کلبه های سبک ژاپنی وجود داشت که می توانستیم کیمونو اجاره کنیم و عکس های یادگاری بگیریم. منظره های این دهکده از جمله آبگیرها, درختان و ... فوق العاده بودند. راننده تاکسی مان به ما گفت که در این دهکده قیمت غذا بسیار بالاست به همین خاطر مقابل فروشگاهی توقف کرد و گفت که برای خودتان خوراکی بخرید. ما نیز مقداری خرید کردیم.

در راه برگشت کمی ترافیک شده بود به همین خاطر حدود ساعت شش عصر بود که به هتل رسیدیم. پس از استراحتی کوتاه تصمیم گرفتیم بریم سینما !! به سمت برج های پتروناس حرکت کردیم و متاسفانه متصدی سینما گفت که بلیت ها تموم شده. بعد از اون شام را فست فود خوردیم و به هتل برگشتیم. کیفیت غذاش بد نبود اما خیلی گرون بود !

روز ششم :

در روز ششم از سفرمان به مالزی از گشت شهری رایگان استفاده کردیم. در ابتدا به میدان استقلال مالزی رفتیم که بلندترین میله پرچم جنوب شرق آسیا در آن واقع شده بود. حدود سی دقیقه وقت داشتیم تا عکس هایمان را بگیریم. لیدرمان توضیح داد که در سال 1957 پس از مذاکراتی , مالزی از سلطه انگلستان خارج گردیده است.

پس از آن به کارگاه شکلات سازی رفتیم که شکلات هایی با طعم های متنوع داشت اما قیمت آن ها بسیار بالا بود. البته می شد در فروشگاه های دیگر با قیمت هایی نصف این مکان شکلات های مشابه را خریداری کرد. پس از آن به معبد چینی ها رفتیم و سی دقیقه زمانمان را در آنجا صرف کردیم و عکسهای یادگاری گرفتیم. چینی ها به این معبد میومدن و عبادت می کردن. چندین بار به ما تذکر دادن که آروم تری حرف بزنیم. پس از آن به برج های پتروناس رفتیم و باز هم عکس گرفتیم. در پایان ناهارمان را در رستوران نایب سرو کردیم و به هتل برگشتیم.

تصمیم گرفته بودیم که بعد از کمی استراحت به پوتراجایا که همان پایتخت اداری مالزی می باشد برویم اما دیدیم که دیر شده بنابراین گفتیم که برنامه سینما را امشب انجام دهیم. به ما گفتند که مجتمع پاویلیون واقع در خیابان بوکیت بینتانگ سینمای بسیار خوبی داره و با استفاده از منوریل به ایستگاه بوکیت بینتانگ رفتیم.

سینمای این مجتمع دوازده تا سالن داشت و فیلم هاش بسیار متفاوت بودند. پسر بزرگم فیلمی رو انتخاب کرد اما متصدی بلیت گفت فیلم خشن هست و بچه های کوچک نمی تونن ببینن بنابراین فیلم رو عوض کرده و فیلمی آمریکایی با بازی رابرت دنیرو را انتخاب کردیم.

فیلم ساعت ده شب شروع می شد. زمان زیادی نمانده بود به همین خاطر شاممان را در فست فودی در همین مجتمع سرو کردیم که اصلا خوشمان نیامد و خوب نبود. ساعت ده که شد به سالن شماره یازده رفتیم. پس از پیدا کردن صندلیمان نشستیم. واقعا صندلی های راحتی داشت و پرده سینما خیلی بزرگ بود.

ساعت دوازده شب بود که فیلم تمام شد و با استفاده از تاکسی به هتل بازگشتیم. کرایه زیادی را پرداخت کردیم و دلیلش را که پرسیدیم راننده گفت کرایه تاکسی از دوازده شب به بعد تقریبا 2 برابر می شود.

روز هفتم :

چون در روز قبلمان نتوانسته بودیم به پایتخت اداری مالزی برویم به همین خاطر در روز هفتم سفرمان تصمیم گرفتیم برنامه این مکان را داشته باشیم. با استفاده از منوریل به کی ال سنترال رفتیم و پس از آن با استفاده از مترو به ایستگاه پوتراجایا رسیدیم.

اگر خواستید به این مکان برید بهشون بگید که می خواین برین پوتراجایا چون کرایه هاش با هم فرق می کنه. یه سری تاکسی هم تو این منطقه قرار دارند که به صورت ساعتی می تونید اجاره کنید و از اماکن دیدنی شهر دیدن نمایید. برای عکس گرفتن نیز توقف می کنند. چون دیگه ظهر شده بود و هوا گرم کرده بود بیشتر از 1 ساعت نتونستیم بگردیم به همین خاطر برگشتیم.

پوتراجایا فوق العاده تمیز و زیبا بود. این شهر دارای بناهای و پله هایی بود که از پله های مشهور جهان در مقیاس های کوچکتر الگوبرداری شده بودند. رودخانه ای فوق العاده نیز از وسط شهر رد شده بود و مسجدهای رنگارنگ مختلف نیز در آن وجود داشتند.

نهارمان را در KFC در نزدیکی هتل سرو کردیم و پس از آن به هتل برگشتیم. نزدیک عصر به مرکز خریدی بزرگ در نزدیکی هتل رفتیم و شکلات و بیسکوییت خریدیم. لیدرمان به ما گفت که برای شب آخرمان مهمانی برگزار می شود که با شام در رستورانی ایرانی به همراه موسیقی زنده همراه است و هزینه مناسبی هم داشت.

ما نیز قبول کردیم و ساعت نه شب لیدرمان به دنبالمان آمد. او گفته بود که این رستوران در منطقه بالای شهر کوالالامپور قرار گرفته است. باید غذا سفارش می دادیم و بوفه نبود. من از کیفیت غذاش آنچنان خوشم نیومد.

گروه خواننده و موسیقی زنده ساعت دوازده شب شروع به کار کردند.

روز هشتم :

برای ساعت دوازده ظهر به سمت ایران پرواز داشتیم. لیدرمان گفته بود که ساعت هشت باید در لابی هتل حاضر باشیم. (مشکل پرواز ایران ایر این است که روز آخر سفر از دست می رود) پس از سرو صبحانه مان و تحویل اتاقها در لابی منتظر ماندیم. ساعت نه بود که اتوبوس به دنبالمان آمد و به فرودگاه رفتیم. پس از تحویل بارهایمان کارت پرواز را گرفته و مهر خروج را در گذرنامه هایمان زدند. با همان قطار به ترمینال دیگری رفتیم و سوار هواپیما شدیم.

مدت زمان پروازمان هشت ساعت و ده دقیقه اعلام گردیده بود و خلبان گفت که به خاطر تغییر در مسیر این زمان کمی طولانی تر خواهد شد به همین دلیل چون لب تابم هم همراهم بود شروع کردم به نوشتن سفرنامه. اما در وسط نوشتن بودم که شارژ لب تاب تموم شد و بعدا ادامه بحث رو کامل کردم. امیدوارم سفرنامه ام مورد قبول شما عزیزان واقع شده باشه.

نتیجه گیری و توصیه ها در سفر به مالزی :

کشور مالزی ارزش 1 بار سفر کردن را دارد و ما ایرانی ها رو ممکنه یاد شمال بندازه. چون فوق العاده سر سبزه و رطوبتم داره. فقط شاید پوشش گیاهی شمال ایران با مالزی متفاوت باشه. آب و هوا در مالزی بیشتر اوقات ابری بوده و هفته ای 2 یا 3 بار رگبار 2 ساعته میاد. در سفر به مالزی چتر همراه خودتون ببرین. دمای هوا هم در طول سال در مالزی تغییر خاصی نمی کهه و فصول پرباران و کم باران داره.

در مالزی غذاخوری های محلی بسیاری به چشم می خورند. بیشتر زنان مالزی بیرون از خانه کار می کنند. به همین دلیل غذا درست نکرده و غذاهای خود را از بیرون تهیه می کنند. بعضی از غذاخوری ها بهداشتی نبوده و غذاهاشونم هم با ذائقه ایرانی ها سازگاری نداره.هرچند رستوران های ایرانی فوق العاده ای نیز در مالزی وجود داره مثل رستوران نایب در بوکیت یا رستورانی کاخ که پشت هتل ما بود. این رستوران اگه زنگ بزنین و سفارش بدین هم براتون غذا میاره.

تو مالزی رستوران های مک دونالد , عربی و کی اف سی هم وجود داره و کیفیت غذاهاشون خوبه و قیمتاشونم مناسبه. اینجور رستوران ها نسبت به رستوران های ایرانی ارزان ترند.

یه نکته جالب درباره مالزی این بود که لبنیات در این کشور کم بود و قیمت یه لیوان دوغ تو رستوران عربی خیلی گران بود. دلیل کم بودن لبنیات هم اینه که تولید یونجه که غذای گاو به حساب میاد در مالزی خیلی کمه.

از نظر من چینج کردن دلار به رینگت در مالزی خیلی به صرفه تره تا اینکه از ایران با خودتون رینگت ببرید. توی بیشتر خیابونای مالزی نیز صرافی وجود دارد. می تونید از راننده های تاکسی بخواین که شمارو به صرافی ببره که نرخ هاش مناسب باشه. همه پولتون رو باهم چینج نکنین چون نرخ چینج در بخش های مختلف شهر با هم فرق می کنه. به نظرم مناسب ترین مکان برای چینج کردن پول چهارراه بوکیت بینتانگ می باشد. صرافی کنار رستوران ایرانی نایب نیز نرخ های بسیار مناسبی دارد.

برای جابه جایی در سطح شهر از وسیله نقلیه عمومی مثل اتوبوس و منوریل استفاده کنین که خیلی به صرفه است. برای اینکه از این وسیله های بتونین استفاده کنین از هتلی که در آن اقامت دارید نقشه شهر و موقعیت هتلتون رو درخواست کنید.

برای استفاده از منوریل از دستگاهی که در ایستگاه واقع شده بلیت تهیه کنید . نرخ بلیت با توجه به طول مسیرتان محاسبه می شود. شیوه کار با این دستگاه بدین صورته که اول باید زبان انگلیسی رو انتخاب کنید بعد مسیر مورد نظرتون رو انتخاب می کنید و تعداد نفرات رو با علامت + تعیین می کنید و در آخر بلیت رو فشار میدین.

بعد از این مراحل دستگاه قیمت بلیت را به شما اعلام می کنه و پول هایی رو که قبول می کنه رو هم روی صفحه نمایش میده. اگر کنار اسکناسی علامت ضربدر قرمز خورده باشه یعنی قابل قبل نیست. پس از ورود پول ها یا سکه ها بلیت به همراه بقیه پول به شما داده می شود.

چنانچه پول خورد همراهتان نبود پیش متصدی ایستگاه پولتان را خورد کنید و در هنگام سوار شدن به منوریل هم خیلی دقت کنید که اشتباهی سوار نشید. به خاطر اینکه یه پلت فرم برای رفت و یه پلت فرم برای برگشته.

هزینه خوراکی و نوشیدنی در بخش های مختلف مالزی متفاوت بود برای مثال قیمت آب معدنی هم در نواحی گوناگون فرق داشت. بهترین و مناسب ترین قیمت ها در فروشگاه های بزرگ عرضه می گردند.

درباره نوشیدنی 100پلاس باید بگم که یه نوشیدنی خیلی خوب بود و شامل املاح معدنی می شد و برای تامین املاح از دست رفته بدن بعد از تعریق خیلی خوبه. پیشنهاد می کنم این نوشیدنی رو یه بار امتحان کنید. برای خرید شکلات های کاکائویی به فروشگاه های بزرگ مراجعه کنید.

برای خرید میوه های استوایی هم به بازارهای میوه بروید. بعضی از آنها اصلا با سلیقه ایرانی ها جور در نمیاد اما یه بار امتحان کردنش ارزش داره. قیمتاشونم مناسب بود.

پیش از اینکه تاکسی بگیرید به راننده بگید که کرایه تان برحسب تاکسی متر محاسبه شود. اما نه اینکه الکی بخواد مسیرتون رو دور کنه! راننده های مالایی نسبت به هندی ها خیلی با انصاف تر بودند.

پول و گذرنامه هایتان را در سیفتی باکس قرار دهید چون امکان داره در کوالالامپور کیفتان را بدزدند.

چنانچه قصد داشتید از اتوبوس هاپ این هاپ آف استفاده نمایید جوری برنامه بریزید که برای ناهار در ایستگاه بوکیت توقف کنید. محله چینی ها چیزی جز اجناس بی کیفیت نداشت به نظرم اصلا تو این محله پیاده نشین.

درب ورودی لینک گاردن در کنار ایستگاه باغ پرنده ها قرار گرفته به همین خاطر در ایستگاه باغ پرنده ها پیاده شید. درب ورودی لینک گاردن و باغ پرنده ها در یک جا قرار گرفته و مقابل هم هستند.

چنانچه قصد داشتید به دهکده فرانسوی ها و ژاپنی ها برید در روزهای 1 شنبه و شنبه مراجعه نکنید چون روزهای تعطیلی می باشد و علاوه بر شلوغی جاده ها استفاده از برخی خدمات مثل اسب سواری هم خیلی گرون تره. برای رفتن به این دهکده ها هم می تونین با استفاده از وسیله نقلیه عمومی برید. اگر تعدادتون زیاد بود حتما یک ون بگیرین چون به صرفه تره و دیگه معطل نمیشین و رفت و آمدتون هم دست خودتونه.

برای رفتن به پوتراجایا که همان پایتخت اداری مالزی می باشد نیز در هنگام ظهر یعنی بعد از سرو ناهار بروید. چون هوا خنک تر می شه. میگفتن چراغ های مخصوص این شهر در هنگام عصر روشن می شه که بسیار زیبا هستند.