پلیکان پرواز

سفرنامه لائوس


سفرنامه لائوس

در ابتدا لازم است از آژانس مسافرتی پلیکان پرواز آسیا کمال تشکر را داشته باشم که با انجام هماهنگی های لازم و ارائه تورلائوس – تایلند سفری فراموش نشدنی را برایمان رقم زدند.

امیدوارم که با نگارش سفرنامه ام بتوانم تجربیاتی را در اختیار شما عزیزان قرار دهم.

با توجه به 22 ومین سالگرد ازدواجم , تصمیم گرفتم به همراه همسرم که در این سالها در کنارم بود و با هم جاده زندگی را طی کرده ایم سفری متفاوت داشته باشم.

با توجه به هزینه ها و سختی های صدور ویزا نتوانستیم گزینه های زیادی را انتخاب کنیم. برای همین تصمیم گرفتیم که به کشور لائوس با فرهنگی منحصر به فرد و رودخانه مکونگ و شهر چیانگ مای تایلند و قبیله گردن درازها سفری داشته باشیم. البته دوست داشتیم که از ویتنام و کامبوج نیز بازدید کنیم اما با در نظر گرفتن هزینه های بیشتر و ویزای کامبوج سفر به شمال تایلند و لائوس گزینه مناسب تری بود.

سفری چهارده روزه را برنامه ریزی کردیم و چون ارزان ترین نرخ بلیت سفر مربوط به بانکوک می شد پس اینجوری برنامه ریزی کردیم که اول به بانکوک بریم و پس از اون بوسیله قطار به شهر نونگ خای بریم. بعد از اون هم به شهر وین تیان سفر کنیم که پایتخت کشور لائوس هستش. بعد از لائوس به شهرهای وان وینگ و لوانگ پرابانگ نیز برویم.

چون دوبار می خواستیم وارد تایلند بشیم باید برای اخذ ویزای دبل اقدام می کردیم. به لطف آژانس مسافرتی پلیکان پرواز آسیا موفق شدم تور مناسبی را برای سفرمون ببندم و هزینه معقولی را هم پرداخت کردم.

با در نظر گرفتن تجربه ای که از سفرم به چین داشتم می دانستم که استفاده از کوله پشتی برای اینگونه سفر کافی نیست و باید چمدان محکمی را با خودمان ببریم چون کوله پشتی فضای کمی داشته و حمل آن در سفرهای شهری خسته کننده و سخت خواهد بود.

با دریافت ارز مسافرتی و پرداخت عوارض خروج از کشور آماده سفر 14 روزه مان شدیم. همسرم برای اینکه قرار بود فرزندانمان تنها بمانند (دوازده ساله و شش ساله) مشکل داشت اما نزدیکانمان در این مدت از آنها مراقبت کردند. خیلی ها به ما گفته بودند که لازم است گاهی کودکان را برای تحکیم شخصیتشان تنها گذاشت. پس از آماده شدن مقدمات سفرمان به سمت فرودگاه حرکت کرده و به سوی بانکوک پرواز کردیم و در زمانی که تعیین شده بود به فرودگاه بانکوک رسیدیم.

برای اینکه بتوانیم به شهر نونگ خای که مرز میان لائوس و تایلند می باشد برویم بایستی یکی از راه های قطار , هواپیما یا اتوبوس را انتخاب می کردیم.

برای اینکه هزینه کمتری داشته باشیم استفاده از اتوبوس و قطار را در اولویت قرار دادیم. استفاده از قطار به همراه تخت مسلما گزینه مناسب تری بود. به میل خودم تصمیم گرفته بودم که به محض اینکه به بانکوک رسیدم به ایستگاه قطار رفته و بلیت را تهیه کنم. اگر برای همان شب پیدا می شد که خیلی خوب بود اما اگر هم نبود ناچارا بلیت روز بعد را باید می خریدم و در عوض بانکوک را هم می توانستیم ببینیم. هرچند همیشه با برنامه ریزی مسافرت می کنم اما برای اینکه بتونم تجربه بدست بیارم گاهی اوقات آزادانه عمل می کنم و طبق کاری که خودم می خوام پیش میرم و اصلا برنامه های ریخته شده رو در نظر نمی گیرم. زمان سفر ما به تایلند مناسب ترین زمان یعنی لو سیزن بود.

پیش از اینکه فرودگاه رو ترک کنم باید 2تا کار رو انجام می دادم اونم تهیه سیمکارت برای استفاده از اینترنت و چینج کردن پول بود. براساس تحقیقاتی که انجام داده بودم فهمیده بودم که کمپانی ترو بهترین ارائه دهنده خدمات اینترنت توی کشور تایلند هست.

هرچند این کمپانی برای بخش های شمالی تایلند خدمات خوبی داشت حتی وقتی توی وین تیان هم بودیم در برخی از اماکن می تونستیم از آنتن اینترنت تایلند استفاده کنیم !!

در بانکوک استفاده از مترو خیلی مناسب بود. هم می تونستیم از دکه فروش بلیت تهیه کنیم و هم از خودروهای اتومات استفاده کنیم که توی اینگونه ماشین ها باید از روی صفحه نمایش محل مورد نظرتون رو انتخاب می کردین و بعد هم مبلغی که باید پرداخت می کردید نمایش داده می شد و اگه پول شما بیشتر بود بقیه پول رو با بلیت بهتون تحویل می داد. اگر هم مبلغ پرداختیتون کمتر باشه که اجازه ورود به شما داده نمیشه.

برای اینکه بخواید به ایستگاه راه آهن بانکوک برید باید از 2 خط مترو استفاده کنید که ما اول از فرودگاه به سمت ایستگاه ماکوسان حرکت کردیم و بعد از یه کم پیاده روی وارد خط دیگه ای شدیم. باید به سمت ایستگاه هوالامپ حرکت می کردیم. این ایستگاه در محدوده راه آهن قرار گرفته بود که ما به کمک تابلوهای راهنما به ایستگاه قطار رسیدیم. تمامی مسیر سرپوشیده بود و بعد از گذر از یک پاساژ کوچک وارد ایستگاه می شدید.

برای رسیدن به مقصدمان می توانستیم از چتد نوع قطار استفاده کنیم که مناسب ترین آنها خط شصت و نه بود. این خط ساعت هشت شب از بانکوک حرکت کرده و ساعت هفت صبح به نونگ خای میرسید. حتی نوع بلیت ها نیز فرق داشتند مثلا FIRST CLASS , SECOND CLASS به همراه تخت و کولر و .... ما بلیت SECOND CLASS را خریداری کرده بودیم.

اگر در سفرتان به زبان انگلیسی مسلط نبودید و یا ممکن بود به موجب شلوغی مشکلاتی پیش بیاید حتما در هنگام خرید بلیت نام مقصد و تاریخ مورد نظرتان را به صورت مکتوب نوشته و ارائه دهید.

از شانس خوبمان توانستم برای همان روز بلیت بگیرم چون تختهای بالایی ارزانتر بودند بنابراین تخت های بالایی را رزرو کردم. واگن های قطارهای کوپه ای نبودند و در هر سمت آنها 1 ردیف تخت 2 طقه قرار گرفته بود.

بالاخره موفق شدیم که بلیت قطار رو تهیه کنیم. اما براتون یه کم اطلاعات در مورد اتوبوس هم قرار میدم. برای رفتن به وین تیان , پایتخت لائوس می تونین از ایستگاه اتوبوس شمالی بانکوک استفاده کنید که در منطقه موچیت واقع شده و خیلی راحت با مترو می تونین برین اونجا. هرچند دیگر شرکت ها و اتوبوسهای متنوع دیگه ای هم فعالیت دارند.

زمانمان زیاد بود به همین خاطر تصمیم گرفتیم که به مرکز خریدی در بانکوک به نام TERMINAL21 برویم. نکته جالب در مورد این مرکز خرید این بود که هر طبقه اش رو براساس معماری یک کشور ساخته بودن مثل ژاپن, فرانسه و .... . برای اینکه بتوانیم در پاساژ گشتی بزنیم وسایلمان را به بخش امانات ایستگاه که مقابل دکه فروش بلیت قرار گرفته بود سپردیم و هزینه اش را هم پرداخت کردیم. هم چنین در طبقه 6 پاساژ نیز بخش امانات وجود دارد که البته هزینه ای دریافت نمی کند! برای رفتن به این مرکز خرید ابتدا بوسیله مترو به ایستگاه اسوک رسیدیم و سپس از این پاساژ دیدنی بازدید کردیم. در رستوران این مرکز خرید که به صورت سلف سرویس بود ناهار بسیار لذیذ و خوبی رو سرو کردیم و در نهایت هم بستنی خوردیم. با همسرم پیش از سفر برنامه گذاشته بودیم که برای راحتی سفرمون خرید و سوغاتی را برای روزهای آخر بگذاریم.

بعد از اینکه کاملا مرکز خرید را گشتیم تصمیم گرفتیم برای استراحت کردن به ایستگاه بازگردیم. پس از اینکه که به ایستگاه رسیدیم مشکل اصلی سفرم به تایلند را که خرید کفش تابستانی ست را حل کردم و از دست فروش های بیرون ایستگاه یک جفت خریدم. چون از ایران با کفش های گرم زمستانی سفر کرده بودم و حسابی کلافه ام کرده بود. تا زمانی که قطار برسد استراحت کردیم.

معمولا در اماکن عمومی و ایستگاههای تایلند صندلی های چوبی وجود دارد که مخصوص راهبان بودایی بوده و اصولا خالی اند چون نباید کسی روی آنها بشیند ! هم چنین در بالای آنها نیز تابلوهایی قرار گرفته که شما را از نشاندن روی آنها منع می کند. از دیگر رسوماتشان این است که محلی که راهب می نشیند بانوانی که لباس راحت به تن دارند نباید کنارشان بنشینند زیرا آنها جایشان را تغییر می دهند !

بعد از اینکه استراحت کردیم قطارها بوسیله تابلوهای روی سکو تعیین گردیده بودند. با گرفتن ساک ها و وسایلمان به داخل واگن رفتیم. تخت ها بصورت صدنلی مقابل هم در هر سمت واگن قرار گرفته بودند. با گذشت مدتی از حرکت قطار تخت ها برای خوابیدن آماده شدند.

به خاطر آب و هوای گرم و مرطوب تایلند کولرهارو روشن کرده بودن و ما از شدت خستگی به سرعت خوابمون برد. نیمه های شب بود که هوا سرد شده بود با اینکه می شد لباس گرم پوشید اما از خستگی شدید حتی نمی تونستیم تکون بخوریم و تا صبح لرزیدیم !! برخلاف اون چیزی که فکر می کردم قطارمون 3 ساعت تاخیر داشت و ما دیر رسیدیم. همیشه فکر می کردم که قطارها خیلی وقت شناس اند ! هنوز 3 ساعت مانده بود تا برسیم اما مسئول قطار شروع کرد به جمع کردن تخت ها . بهتون پیشنهاد می کنم که اگر تخت های یک سمت را داشتید اجازه ندهید که تخت پایینی را هم جمع کنند تا در فرصت باقیمانده استراحت کنید.

صبح که برای خرید بلیت آمده بودم زوجی توجهم را به خود جلب کردند چون ظاهر و حرکاتشون مثل توریست های حرفه ای اما تیپشون شبیه ایرانیا بود. بعد از اینکه باهاشون آشنا شدم فهمیدم که ایرانی هستن. مجید و انوشه 3 ماه بود که داشتن آسیا رو می گشتن.

پس از اینکه قطارمون به نونگ خای رسید از ما خواستن که باهاشون قهوه بخوریم و یکم حرف زدیم. مجید و انوشه به هر شهری که سفر داشتن مدتی رو هم اونجا می موندن. به همین خاطر دیرتر از ما به لائوس سفر می کردن. در نونگ خای با آنها خداحافظی کردیم. آنها درباره لائوس اطلاعات خوبی داشتن و در اختیار ماهم قرار دادن جوری که حتی برنامه مون توی لائوس تغییر کرد. با دیدن این زوج حس خوبی بهم دست داده بود با اینکه هم سن ما بودن اما مثل جوونای 20 ساله روحیه داشتند.از ته دلم امیدوارم هرجا که هستن و سفر می کنن همیشه خوش و سلامت باشند.

قبل از اینکه وارد لائوس بشین لوسیون ضد حشرات رو بخرید. پیدا کردن این لوسیون خیلی راحته و از مرکز خرید سون الون در تایلند هم می توانید خریداری کنید. استفاده از این لوسیون باعث میشه که هم حشرات ازتون دور بشن و هم کمتر نیشتون یزنن.

بوسیله توک توک به گذرگاه مرزی رسیدیم و از روی بدشانسی مسئول خروج گفت که لائوس به ایرانی های مرزی ویزا نمیده !! در کمال تعجب نمی تونستم حرفشو قبول کنم و با اصرار می گفتم که من با اطلاعات کامل سفر کردم. مسئول می گفت که باید برگردید به بانکوک و از سفارت ویزاتونو بگیرید یا اینکه به یه شهری بریم که کنسولگری لائوس در اون واقع شده بود. در آخر مجبور شدم که که به دفتر اصلی برم و با اونا صحبت کنم. مسئولش یه خانم متشخصی بود و قبول کرد که از مرز بگذریم اما اگه ویزا ندادن باید برگردیم.

به وسیله اتوبوس از پلی که موجب ارتباط لائوس و تایلند می شد گذشتیم و بعد از اینکه به ورودی لائوس رسیدیم گذرنامه هامون رو نشان دادیم خوشبختانه گفتن که ویزا برای ایرانی های لب مرزی صادر می گردد.

این قضیه که موجب مشکل تو سفر ما شد برای تلفظ مشابه بین ایران و عراقه که هربار بهش برمیخورم دولت رضاشاه رو به خاطر اینکه اسم کشورمون رو از پرشیا به ایران تغییر داده لعنت می کنم. هیچکدومشون فکر نمی کردن که چه اندازه توی تلفظ غیرایرانی این 2 کشور هم اسم باشند.

برای وارد شدن به کشور لائوس باید اول از باجه فرمی رو بگیرید و بعد از اینکه پرش کردین به همراه 1 قطعه عکس و هزینه به باجه ای دیگر تحویل دهید. هم چنین گذرنامه و ویزاتونو می تونین از یه باجه دیگه تحویل بگیرین که همه این کارا حدود یک ساعت وقتتونو می گیره.

در مورد لائوس توی اینترنت مطالبی رو جمع آوری کردم که خواستم برای شما هم به اشتراک بذارم.

جمهوری دموکراتیک خلق لائوس سرزمینی واقع در جنوب شرق قاره آسیا بوده و شهر وین تیان پایتخت آن می باشد.

قدمت کشور لائوس به یک قلمرو پادشاهی میان قرون چهارده تا هجده میلادی بازمی گردد اما پس از مدتی به 3 قلمرو کوچکتر تقسیم گردید. در 1893 فرانسویان لائوس را به تحت الحمایگی خودشان درآوردند و پادشاهی های وین تیان , لوانگ پرابانگ و چامپاساک نیز متحد شده و موجب شکل گیری سرزمین لائوس شدند. کشور لائوس در سال 1953 و بعد از تصرف توسط ژاپن برای زمانی کوتاه مستقل شد و بعد از آن دوباره به تصرف فرانسویان درآمد. در سال 1949 به کشور لائوس خودمختاری اعظا گردید. استقلال کشور لائوس در سال 1953 اعلام شد و پادشاهی مشروطه سیساوانگ ونگ بر آن حاکم گردید. مدتی زیادی از استقلال لائوس نگذشته بود که جنگ های داخلی در این کشور رخ داده و پادشاهی در آن سقوط کرد و در 1975 حزب کمونیستی پاتت لائو به قدرت رسید.

کشور لائوس در جریانات جنگ های ویتنام بی طرف بود ولی ویت کنگ ها از سرزمین لائوس بعنوان خط تدارکاتی بهره می بردند. در اواخر دهه 1960 , آمریکا به منظور مقابله با چریکهای ویت کنگ لائوس در جریانات جنگهای ویتنام بی طرف شدآمریکا در پایان دهه 1960 برای مبارزه با چریک های ویت کنگ لائوس در جریان جنگ ویتنام موضع بی‌طرفی در پیش گرفت. هدف اصلی از انجام حمله های هوایی از میان بردن خط تامین آذوقه سپاه ویتنام شمالی می بود که بصورت مارپیچ از طریق لائوس و کامبوج به سمت جنوب در حرکت بود. با بیرون راندن آمریکا از ویتنام , پاتت لائو , در کشور لائوس روی کار آمد و از سال 1990 دولت اصلاحات را آغاز نمود.

به موجب درگیری هایی که درسالهای اخیر رخ داده است بسیار از مردمان لائوس این کشور را ترک کرده اند. در طی سالهای 1979-1983 حدود دویست هزار نفر از این افراد به تایلند مهاجرت کرده اند.

قدرت حقیقی کشور لائوس در اختیار کمیته مرکزی حزب انقلابی خلق می باشد.

کشور لائوس از کمتر کشورهای کمونیستی می باشد که در حال حاضر باقی مانده است. دولت چومالی سایاسونه برای همه جهات زندگی مردم از قبیل آزادی های سیاسی قوانینی را وضع نموده است. کلیه رسانه ها در دست دولت بوده و چنانچه روزنامه نگاران از دولت انتقادی کنند و یا راجع به مسائل سیاسی بحث نمایند برای آنها جریمه های قانونی صادر خواهد شد. پناهندگانی که به کشور لائوس سفر می کنند دیپورت خواهند شد. کشور لائوس از فقیرترین کشورهای آسیایی به شمار می آید.

جغرافیای لائوس :

لائوس سرزمینی محصور در خشکی بوده و مساحت آن حدود 235.795 کیلومترمربع می باشد. زبان رسمی مردمان لائوس , لائو و واحد پول آن کیپ است. براساس آمار سال 2012م کشور لائوس نزدیک به شش میلیون نفر جمعیت داشته است. کشور لائوس به آبهای آزاد هیچ راهی ندارد و با کشورهای ویتنام , کامبوج , تایلند, چین و میانمار در همسایگی است.

سرزمین لائوس به جز دشت خمرها , دره مکونگ و فلات های هموار نواحی جنوبی ,غالبا سرزمینی کوهستانی می باشد. مهمترین رود لائوس مکونگ نام داشته که حدود چهارصد و هشتاد کیلومتر طول و مرتفع ترین نقطه آن فوبیا می باشد که 2819 متر ارتفاع دارد. نواحی شمالی کشور لائوس کوهستانی بوده و نواحی شرقی آن پوشیده شده از جنگل های انبوه است. بیشتر از هشتاد درصد لائوس را جنگل ها فرا گرفته اند. زمین های مرتفع لائوس نیز اغلب در نواحی دره رود مکونگ و شاخابه هابش واقع شده اند.

کشور لائوس به موجب باران های موسمی سنگین شامل آب و هوای استوایی و گرمسیری می باشد. در این کشور بادهای موسمی نیز می وزد و بارانهای سنگین آن میان ماه های مه تا اکتبر می بارد. میانگین بارندگی سالانه در لائوس 1710 میلیمتر می باشد.

از مهم ترین شهرهای لائوس می توان به وین تیان , لوانگ پرابانگ , پاکسه و ساوان ناکت اشاره کرد.

ورود به لائوس :

براساس تجربه ای که از سفرهای مالزی , چین و ... پیدا کرده بودم فهمیده بودم که برای اینکه اقامت راحتی رو داشته باشیم حما لازم نیست هتلهای گرون قیمتی رو انتخاب کنیم. در هر گوشه شهر هتلهای خوب با قیمت های مناسبی وجود دارند.

هتلهای سنتی لائوس محیط دوستانه و صمیمی دارند.

ما در شهر وین تیان هتل پونه پوسوت را انتخاب کرده بودیم و هزینه بسیار معقولی را هم برای آن پرداخت کردیم.

پس از خروج از پایانه مرزی به سمت هتل ترانسفر شدیم. با این که هتلی معمولی بود اما بسیار تمیز و مرتب و حتی ما از زمان تعیین شده هم که زودتر رسیدیم اما خیلی راحت پذیرشمان کردند.

بعد از اینکه حمام و کمی استراحت کردیم رفتیم بیرون تا وین تیان را به خوبی ببینیم. شهر وین تیان در 1563 به موجب دور بودن از برمه که بخاطر حمله هایش به لائوس آسیب میزد ساخته گردیده است. وین تیان در دوره فرانسوی ها بعنوان پایتخت اداری لائوس شناخته می شد و امروزه نیز قطب اقتصادی این کشور است.

شهر وین تیان بعنوان پایتخت شهری کوچک بود ولی دارای جاذبه های دیدنی بسیاری است. وین تیان شهری خلوت می باشد و به راحتی می توانید به هر نقطه ای که می خواهید برسید.

در حال پیاده روی در خیابانی بودیم که شامل ساختمان های فرانسوی فوق العاده ای می شد و به یک رستوران برخوردیم که میزهایش در بیرون چیده شده بود . فضای پر از گل و با صفایی داشت. غذاهایش آنچنان ارزان نبود اما ناهار بسیار خوب و خوشمزه ای را سرو کردیم.

پس از سرو غذا کمی پیاده روی کردیم و به پارک بسیار زیبایی رسیدیم که در کنار یک رودخانه واقع شده بود. دامنه رودخانه بسیار وسیع بود و در زمان مسافرت ما , آب زیادی نداشت اما بازهم قایق هایی بر روی آن در حال حرکت بودند. در این پارک یک بازارچه سنتی نیز وجود داشت که از نقاشی ها و صنایع دستی آنها دیدن کردیم. خرید کردن در لائوس مخصوصا البسه زیاد به صرفه نیست چون همه محصولاتش از تایلند وارد میشن. اما از شالهای دست بافت و زیبای لائوس حتما خریداری کنید.

روز بعد پس از صرف صبحانه مان برای بازدید از معبدها و اماکن باستانی و تاریخی وین تیان به راه افتادیم. اصلی ترین اماکن توریستی وین تیان معابد این شهر هستند که در هر نقطه از شهر می توانید آنها را ببینید. کهن ترین سازه وین تیان ستون بودایی می باشد که در مرکز شهر و در جوار مرکز آموزشی سفارت آمریکا واقع شده است. به خاطر کوچک بودن وین تیان می توانید در طول یک روز از تمامی جاذبه های این شهر دیدن نمایید. وقتمان که اضافه آمد تصمیم گرفتیم از موزه یادگاری جنگ ویتنام نیز دیدن کنیم. کشور لائوس به خاطر کمک هایی که به ویتنام می کرد مورد حمله بمباران های آمریکا نیز واقع می شد. موزه ای کوچک بود که در آن با استفاده از اندامهای مصنوعی افراد آسیب دیده در جنگ و باقی مانده های بمباران های آمریکا آثار بسیار دیدنی ساخته بودند.

تصمیم گرفته بودیم پس از بازدید از وین تیان به شهر وان وینگ بریم اما بعد از اطلاعاتی که از مجید و انوشه گرفته بودیم از رفتن به این شهر منصرف شدیم. وان وینگ از شهرهای توریستی محبوب برای جوونای آمریکایی و اروپاییه که با شب نشینی توی بازارها و آب بازی توی رودخانه ها خیلی خوش می گذرونن. اما دلیل اصلی جذابیت وان وینگ برای جوونا محیط آزاد . بدون نظارتشه که می تونن هرکار عجیب غریبی رو توی شهر انجام بدن. در کل این شهر برای کم سن و سالها خوبه. از اتفاقایی که توی این شهر افتاده میشه به پریدن های یهویی توی رودخونه , زخمی شدن و .. اشاره کرد. به خاطر همین موضوع ها تصمیم گرفتیم که از رفتن به این شهر خودداری کنیم و زمانمون رو توی شهرهای لوانگ پرابانگ و چیان مای بگذرونیم. انتخاب بسیار مناسبی بود.

برای رفتن به لوانگ پرابانگ با استفاده از اتوبوس ساعت نه شب حرکت کردیم و صبح اول وقت به این شهر رسیدیم. فاصله وین تیان و لوانگ پرابانگ بسیار کم بود اما به خاطر جاده های باریک و مسیر کوهستانی سرعت اتوبوس چهل و پنج کیلومتر بیشتر نمی شد. ما بهترین اتوبوس را رزرو کرده بودیم.

پس از جمع کردن وسایلمان زمان زیادی داشتیم تا اتوبوسمان حرکت کند به همین خاطر از یکی از معابد زیبای وین تیان دیدن کردیم. این شهر بسیار آرامش داشت و سکوت در آن حکم فرما بود. در حیاط معبد درختهای بسیار تنومندی وجود داشت که قطر آنها ممکن بود به ده متر هم برسد. درختان را با مجسمه های بسیار زیبایی تزئین کرده بودن و درختهایی که گلهای صورتی و رنگی داشتند چشم آدم را خیره نگه می داشتند. از دیگر جاذبه های این محیط حرکت آرام راهبان بود که آرامش خاصی به ما می داد.

در حیاط این معبد در جوار درختی تنومند که تنه آن را به عنوان یک عبادتگاه کوچک با تعدادی مجسمه طلایی احاطه کرده بودند , با مردی انگلیسی آشنا شدیم که با تمام استعدادش در حال نقاشی کردن منظره ای زیبا با سیاه قلم بود. مردی نود و یک ساله که با لهجه خاص خودش از تجربیاتش برایمان می گفت. وی در دهه چهلم شمسی به ایران سفر کرده بود و اطلاعات خوبی درباره هنر و فرهنگ ایرانیان داشت. به خاطر این که زمانمان کم بود نتوانستیم مدت بیشتری را در کنار این پیرمرد بگذرانیم . توصیفاتی که او از باغ گل رز کوچکش و زیبایی طبیعت داشت هنوز هم برایم زیباست.

پس از گرفتن وسایلمان از هتل به سمت ترمینال ترانسفر شدیم که مسیری نسبتا زیاد بود. در آنجا مسافرانی حضور پیدا کرده بودند که قصد سفر به لوانگ پرابانگ را داشتند.

از ترمینال مقداری خوراکی خریداری کردیم و سوار اتوبوس شدیم. ظرفیت اتوبوس چهل نفر بود و در هر ردیف 2 تخت دونفره قرار گرفته بود.

جو اتوبوس با حضور جووانان سرزنده و شاد دنیا خیلی خوب بود. همسرم از کارهای آنها نمی توانست جلوی خنده اش را بگیرد و بلند بلند می خندید. در بخش ورودی سرویس بهداشتی قرار گرفته بود که چون مسیرمان پر از پیچ و خم بود استفاده از آن کمی مشکل بود و داستانی داشت.

پس از آنکه اتوبوس آماده حرکت شد متوجه شدم که راهروی اتوبوس نیز بوسیله افرادی اشغال شده و برای رفتن به سرویس بهداشتی باید مراقب باشید ! در مسیر 2 بار اتوبوس توقف کرد که اغلب بازار کنار جاده ای بود و ماهی های خشک شدهمی فروختند. با وجود شلوغی افراد در اتووبس و خنده های بلند همسرم اما از شدت خستگی به خواب رفتم و ساعت هفت صبح روز بعد در لوانگ پرابانگ بیدار شدم!

لوانگ پرابانگ از تاریخی ترین شهرهای لائوس و یا به عبارت دیگر پایتخت باستانی لائوس می باشد. لوانگ پرابانگ را به عنوان یکی از بکرترین شهرهای توریستی دنیا می شناسند. لوانگ پرابانگ تحت حمایت یونسکو و میراث جهانی واقع گردیده است به همین موجب ساخت و ساز خارج از بافت شهر کاملا ممنوع بوده و شهر با شکل پنجاه سال قبل خود هنوز پایدار است. به جرئت می تونم بگم که تا به حال شهری با این آرامش و زیبایی رو در زندگیم ندیده بودم. لوانگ پرابانگ توسط کوهستان ها و رودخونه ها احاطه شده و آب و هوای کوهستانی دارد. معماری معابد و ساختمان های فرانسوی به قدری زیبا هستند که نمی تونید ازشون چشم بردارید. با توجه به زمانی که از ندیدن شهر قبلی ذخیره داشتیم تونستیم زمان بیشتری رو تو شهر زیبای لوانگ پرابانگ بگذرونیم.

با استفاده از توک توک ها که گردشگران زیادی رو جابه جا می کرد به میدان اصلی شهر رفتیم. هتل ویلا ماری رو رزرو کرده بودیم. در مورد این هتل تعریف زیادی شنیده بودم و تو سایت ها هم دیده بودم که هتل خوبی است. هتلی کوچک و فوق العاده زیبا بود و صبحانه هتل را دختری فرانسوی آماده می کرد. خدمه هتل بسیار خونگرم و مهربان بودند. از کارهایی که گردشگران دانشجو انجام می دهند این است که برای کاهش هزینه های سفرشان به هر کشوری که سفر کنند والنتیر می شوند یعنی برای اینکه غذا و جای خواب داشته باشند در همان محل کار می کنند. مثلا در هتل ویلا ماری دو دانشجوی والنتیر بودند که کارهای هتل را انجام می دادند. صبحانه هتل را در بالکن بزرگ این هتل که در جوار رودخانه قرار گرفته بود در کمال آرامش سرو کردیم.

پس از سرو صبحانه برای گشت و گذار در شهر به راه افتادیم. به خاطر کوچک بودن لوانگ پرابانگ و منع ساخت و سازهای مدرن در هر بخش شهر می توانستید دیدنی های زیادی را ببینید. لوانگ پرابانگ در محل برخورد 2 رودخانه واقع شده و دماغه ای که این اتصال را شکل داده است از جذاب ترین اماکن دیدنی به شمار می آید. محلی ساکت و بی سروصدا که می توانید در آن آرامشتان را بدست آورید و استراحت کنید. در هر بخش از شهری معبد وجود داشت که در آنها می توانید از راهبان در حال عبادت یا تحصیل دیدن کنید.

براساس رسوم مردمان لائوس هر مردی می بایست مدت زمانی از عمرش را به عنوان یک راهب طی کند. اما دلیل وجود راهبان جوان بسیار در این شهر این بود که آنها با راهب شدن می توانستند از آموزش و تحصیل استفاده نمایند. با تعدادی از این جوانان حرف زدم و متوجه شدم که همه آنها علاقه داردند تا روزی مفق شوند در دانشگاه تحصیل کنند !

زندگی راهبان در نهایت آرامش و بی نیازی سپری می شد , صبح به صبح نزدیک به ساعت پنج که هنوز خورشید طلوع نکرده بود با طی کردن مسیرهای طولانی از مردمان شهر , صدقه که فقط شامل غذا می شد جمع می کردند و با همان خوراکی ها تا روز بعد خود را سپری می کردند. اگر راهبی بیش از نیازش خوراکی صدقه جمع می کرد آن را بین فقیران تقسیم می نمود.

با تحقیق در اینترنت متوجه شده بودم که اگر تمایل دارم در این مراسم شرکت نمایم بهتره که به راهبان به جای برنج , شکلات دهم . چند روز به همراه همسرم صبح های زود به خیابان می رفتیم و به روی زمین ها زانو می زدیم. بعد از آن به راهبانی که در صف ها سر به زیر انداخته بودند و روزی طلب می کردند شکلات می دادیم.

معابد لوانگ پرابانگ آنقدر زیبا و دلنشین بودند که نمی توانم آنها را توصیف کنم. اما می توانم بگویم که هر بخش از این شهر دارای جاذبه های منحصر به فردی است و مکانی برای بدست آوردن آرامشتان به حساب می آید.

برای سرو نهار به رستورانی تمیز و کوچک رفتیم و چون همسرم تمایلی به خوردن غذاهای ناآشنا نداشت برای او مرغ کبابی سفارش دادم. اما با دیدن پای مرغ سرخ شده حاضر به خوردن آن نشد ! در تمام مدتی که در لوانگ پرابانگ بودیم فقط تخم مرغ و کالباس می خورد اما من غذاهای گیاهی بسیار لذیذی رو توی این شهر امتحان کردم.

مشهورترین خیابان لوانگ پرابانگ , شاپینگ استریت نام دارد که تا تقاطع 2 رودخانه ادامه پیدا کرده و در انتهای آن بازار سنتی و محلی قرار گرفته است. در سمت راست این خیابان تعدادی دکه وجود داشته که می توانید از آنها ساندویچ, خوراکی و نوشیدنی های غربی را خریداری کنید. قیمت آنها بسیار مناسب بوده و چون همه منوها عکس دار بودند خیلی راحت می تونستیم غذای دلخواهمونو سفارش بدیم. در سمت چپ خیابان نیز غذاخوری محلی قرار گرفته بود که غذاهای گیاهی سرو می کرد و می توانید در آن غذای گیاهی یا گوشتی به شیوه لائوسی را با قیمتی بسیار مناسب سرو نمایید.

همسرم در تمام مدت فقط سوسیس , کالباس , تخم مرغ و یا سینه مرغ کبابی می خورد. اما من هرآنچه که می دیدم را امتحان می کردم که واقعا هم خوشمزه بودند !

در امتداد شاپینگ استریت موزه تاریخ لائوس قرار گرفته بود که در گذشته به عنوان قصر پادشاه استفاده می شده و معبدی که در داخل حیاط وسیع آن قرار گرفته بسیار دیدنی است. روبه روی آن نیز موزه تپه صخره ای قرار گرفته بود که با بالا رفتن از پله های آن می توانید منظره ای بسیار زیبا از این منطقه و شهر را ببینید. بعد از آن می توانید از قسمتی دیگر این تپه پایین آمده و به خیابانی که آن سوی رودخانه قرار گرفته بروید و شروع کنید به قدم زدن. با ادامه دادن این خیابان به تعدادی معبد دیگر رسیدیم که هرکدامشان به موجب نقاشی های دیواری و ویژگی های منحصر به فردشان بسیار دیدنی بودند.

به طور کلی می توان گفت لوانگ پرابانگ برای آرامش و استراحت بسیار مناسب می باشد. در مدتی که در این شهر سپری کردیم با پیاده روی کردن کنار رودخانه ها یا بازدید از باغ ها و درختانی که با وزش باد می رقصیدند تونستیم آرامش خاصی رو به دست بیارم و تو یه حس خوب غرق بشیم.

2 پل بزرگ روی رودخانه کشیده بودند که برای عبور از آنها باید هزینه پرداخت می کردید. هرساله براثر طغیان رودخانه این پل ها از میان می رفت و مجدد آنها را می ساختند. در این مدت تا توان داشتیم قدم زدیم و از دیدن طبیعت و گلهای رنگی و طراوت هوا لذت بردیم. از جمله اماکنی که در این شهر می توانید از بودن توی اون لذت ببرید محل تقاطع 2 رودخانه در زمان غروب آفتاب است که منظره ای خارق العاده رو به وجود میاره و سپری کردن این لحظات می تونه خاطره انگیز باشه.

چون هتل ویلا ماری تنها برای یک شب به ما اقامت داده بود به همین خاطر از روز بعد به هتل ساسا لائو رفتیم که هتلی تازه افتتاح شده و تمیز بود. این هتل را نیز با قیمت بسیار مناسبی رزرو کرده بودیم. ساسا لائو هتلی منحصر به فرد بود. در زمان مسافرت ما در حال ساخت قسمت دیگری از هتل بودند اما این امر موجب از میان رفتن لذت این هتل نشد.زیبایی هتل بی نظیر بود.

برنامه های زیادی برای این شهر داشتیم و از جمله آنها غار بودایی , فیل سواری و بازدید از آبشارها بود. البته بازدید از آبشار و آب بازی مخصوص جوانان است و ما علاقه زیادی به این کار نداشتیم. به همین خاطر از بقیه تورها استفاده کردیم.

گردش با تورها :

ساعت هفت صبح در اسکله کنار دماغه جمع شدیم که تعداد زیادی از گردشگران انگلیسی , چینی , فرانسوی و استرالیایی نیز حضور داشتند. با سوار شدن در قایق ها بر روی رودخانه مکونگ حرکت کردیم. کناره های رودخانه مکونگ به خاطر صخره ای بودن برخی از نقاط فوق العاده زیبا بودند و چون نسیم خنکی می وزید مجبور شدیم لباسهای گرممون رو تنمون کنیم. پس از 1 ساعت قایق سواری و تماشای پرندگان به روستای کوچکی رسیدیم. در این روستا تعدادی شالهای بافته شده توسط محلی ها را خریدیم. با اینکه زبانشان را متوجه نمی شدیم اما بافندگان طرز کارشان را به ما یاد می دادند.

حدود 1 ساعت در این روستا گشتیم و پس از اون دوباره ادامه دادیم. هوا کمی گرم شده بود و همسفرامون یه کم با هم صمیمی تر شده بودن و با هم صحبت می کردن. مقصد بعدیمان غار بودایی بود که در بالای دیواره ای صخره ای قرار گرفته بود و از زمانهای بسیار دور محلی برای عبادت راهبان بودایی بوده است. در جوار رودخانه غاری کوچک نیز قرار گرفته بود که مملوء از مجسمه های بودا در شکل ها و سایزهای متفاوت می شد. اما غار اصلی در ارتفاع بالاتری قرار داشت.

اگر اشتباه نکنم چند هزارتا پله را طی کردیم تا به غار رسیدیم. غار , مسیری که باید طی می شد تا به آن برسیم و مجسمه های بودایی درون آن بسیار دیدنی بودند. چشم انداز رودخانه مکونگ و پرندگانی که در کناره های آن زندگی می کردند فوق العاده زیبا هستند.

پس از بازدید از غار به سمت دهکده نگهداری از فیل ها به راه افتادیم. فیل های عظیم الجثه ای در این مکان بودند. نهار را در این محل سرو کردیم. برنج و مرغ و غذای گیاهی سفارش داده بودیم. هزینه سرو ناهارمان با تور حساب شده بود. به همراه همسرم سوار فیلی عظیم الجثه شدیم و نزدیک به 1 ساعت در جنگل و کنار رودخانه گشتیم.

آنقدر زیاد سواری کردیم که دلمان برای فیل سوخته بود و با توجه به مسیرهای پر پیچ و خمی که طی می کرد کمی هم ترسیده بودیم. فیل خیلی بزرگی بود و بعد از این که پیاده شدیم برایش موز خریدیم تا خستگیش در رود !

همسرم می گفت که نباید از این فیل های بیچاره انقدر کار بکشن و خیلی گناه دارند. اما من فکر می کنم که اگر درآمدی برای فیل سواری وجود نداشت دیگه وجود فیل و دهکده فیل ها توی لائوس لزومی نداشت و اینجوری بیشتر صدمه می دیدند . به نظر من بیشتر از فیل ها ما به گاوها و گوسفندها آزار می رسونیم !

اگر مایل بودیم می توانستیم که 1 شب در دهکده بمانیم و تیمار فیلهای کوچک را انجام داده و با آداب رفتاری با فیل ها هم آشنا شویم. پس از فیل سواری با ون کوچکی به شهر بازگشتیم. نزدیک ساعت شش عصر بود که به هتل رسیدیم. از تور و گشتمان خیلی راضی و لذت برده بودیم.

در ابتدا تصمیم گرفنته بودیم که از طریق سفر بر رودخانه مکونگ به چیان مای تایلند برویم. اما چندین دلیل باعث شد تا از این سفر مهیج منصرف شویم. در هتل ویلا ماری با 2 توریست آشنا شده بودیم که با استفاده از قایق از شمال تایلند سفر کرده بودند. گرچه خیلی لذت داشت اما مشکلات زیادی را هم برایشان ایجاد کرده بود.

برای اینکه هزینه کمتری صرف کنند از قایقهای معمولی استفاده کرده بودند که پر بود از مسافر. علاوه بر مسافران وسیله و حیوان هم نیز بود. در هنگام شب قایق ها کنار دهکده های کوچک بدون هیچگونه امکاناتی توقف می کردند. حتی جای مناسبی برای خوابیدن هم نداشتند. با توجه به این شنیده ها و از طرفی هم گران بودن قایق های مجلل که به خاطر گذر ار مرز 1 روز هم اضافه باید تحمل می کردیم و سرد بودن هوا تصمیم گرفتیم که از اینگونه سفر دست بکشیم.

به هرحال در تور, قایق سواری داشتیم و تنها از 2 راه می توانستیم استفاده کنیم یا با اتوبوس باید می رفتیم که با در نظر گرفتن خرابی جاده ها 2 روز باید تو مسیر می موندیم و یا با هواپیما. چون می دونستم که همسرم می خواد 2 روز رو در بانکوک سپری کنه و برای بچه ها خرید کنه با استفاده از هواپیما به چیانگ مای رفتیم. در بانکوک بزرگترین تفریح همسرم که خرید است را انجام دادیم.

با وجود اینکه در کشور لائوس و لوانگ پرابانگ بسیار بهمون خوش گذشته بود اما مردمان تایلند خونگرم تر بودند و شاید دلیلش نظام کمونیستی لائوس و آشنا نبودن بیشتر مردم با زبان انگلیسی باشد. در هر حال برخلاف اماکن زیادی که رفته بودم اما باز موفق نشدم با بومیان ارتباط برقرار کنم. باید اینم ذکر کنم که در کشور لائوس کافه های زیاد یا تفریحات آنچنانی برای جوانان وجود نداره و دلیلش هم فرهنگ مذهبی مردمانش هست.

با دختری آمریکامیی که از طریق سایت CS آشنا شده بودیم و در این شهر زندگی می کرد قرار ملاقاتی گذاشتیم و درمورد مردمان لائوس و مسائل گوناگون اطلاعات زیادی بهمون داد. غالب صحبتمان درباره روح زندگی بود. وی در این شهر مدرس زبان انگلیسی بود و از زندگی کردن در کنار مردم پرتلاش لائوس بسیار راضی بود. او می گفت که بهترین و صمیمی ترین دوستانش شاگردانش هستند و با تمام توانی که داشت به آنها تدریس می کرد.

از مهمترین شهرهای توریستی تایلند باید به چیانگ مای اشاره کرد. چیانگ مای با قدمت و تاریخی غنی به عنوان ثقل فرهنگی , اقتصادی و توریستی تایلند شناخته شده است. به همین موجب میان گردشگران جهان از اهمیت بالایی برخوردار میباشد. شهر چیانگ مای در 700 کیلومتری بانکوک و محدوده رودخانه پینگ قرار گرفته است. از لحاظ آب و هوایی, معتدل و بارانی بوده و چون در منطقه کوهستانی واقع گردیده اکثر اوقات خنک است. مناسبترین زمان برای سفر به چیانگ مای میان دسامبر تا مارچ میباشد. در تابستان هوای چیانگ مای بسیار گرم است.

اطلاعات گردشگری چیانگ مای :

برای رفتن به شهر چیانگ مای تایلند می توانید از وسیله های نقلیه گوناگونی نظیر هواپیما, کشتی, قطار و یا اتوبوس استفاده نمایید. شهر چیانگ مای شامل هتل های مدرن , رستوران ها , تفرجگاه های ارزانقیمت , معابد , پارک ها و... می شود. هم چنین در این شهر امتحان کردن غذاهای محلی و سنتی تایلند را از دست ندهید.

هر ساله گردشگران زیادی نزدیک به 2500000 نفر از سراسر دنیا به چیانگ مای سفر می کنند. در مرکز چیانگ مای شهری قدیمی واقع شده که به آن جذابیت تاریخی می بخشد. در این شهر می توانید با استفاده از دوچرخه , توک توک و یا پیاده از اماکن مختلفی بازدید نمایید.

نکته جالب درباره چیانگ مای این است که این شهر را در سال 1296 پادشاه منگرای تاسیس گردیده است.

پس از رفتن به فرودگاه لوانگ پرابانگ به سوی چیانگ مای حرکت کردیم. چاینگ مای در شمال تایلند واقع شده و با وجود زیبایی و اماکن دیدنی اما آنچنان مورد توجه ایرانیان نبوده و شاید دلیل آن تبلیغ نکردن صحیح یا علاقه ایرانیان به ساحل و دریا باشد. زیرا این شهر فاقد دریاست. به سمت هتلمان که از قبل رزرو کرده بودیم ترانسفر شدیم.

در چیانگ مای هتل گریس هوز را رزرو کرده بودیم .در طول مدت سفرمان از بهترین هتل هایی بود که در اون اقامت داشتیم . خدمت کاران هتل آدمهایی صمیمی و مهربان بودند و سعی می کردند تا بهترین خدماتشون رو ادائه بدن. جوری بود که ما فکر می کردیم توی خونه خودمون هستیم ! هتل گریس هوز در بهترین موقعیت و در بخش قدیمی چیانگ مای واقع شده بود. فاصله این هتل تا خیابان مشهور نایت بازار تنها 1 کوچه بود و با پرداخت مبلغ بسیار مناسبی اما بهترین خدمات و کیفیت را ارائه دادند.

چیانگ مای مشهور به شهر معابد می باشد و نکته جالب درباره این شهر اینه که در این شهر فقط معابد بودایی وجود نداره بلکه این شهر را شهر مذاهب هم می نامند. در هر بخش از شهر معبدی قرار گرفته که متعلق به دین خاصی است. حتی در یکی از اماکن دیدنی این شهر در فضایی کوچک معبدهای چهار دین متفاوت را در کنار همدیگر ساخته اند که نشانه ای از شاهکار آمیزش فکری است. من فکر می کنم مردمانی که با این تفکر و اندیشه صحیح در کنار هم زندگی می کنند بسیار بسیار شایسته احترام اند.

در مدتی که در چیانگ مای بودیم موتور سیکلتی اجاره کردم و با همسرم به گشتن در شهر پرداختیم. مدیر هتل نقشه ای بهمون داده بود که در اون مناطقی که پلیس به خاطر نداشتن گواهینامه گردشگران رو جریمه می کرد تعیین شده بود و ما با خیال آسوده در 2 یا 3 روزی که در چیانگ مای بودیم در طول روز از معابد بودایی , هندو و چینی ها دیدن کردیم. معابد لائوس باشکوه تر اما شکل و شمایل و رنگهای معابد چیانگ مای بسیار دیدنی تر و متفاوت تر بودند.

راهبان چیانگ مای برخلاف راهبان لائوس مسن بودند. در بخش ورودی یکی از معبدهای هندی نوشته بودند که ورود خانمها ممنوع می باشد. برای اینکه همسرم تنها نمونه نخواستم برم داخل اما همسرم گفت که برو وعکس بگیر تا ببینیم داخلش چی هست که نمی ذارن خانمها داخل شوند. رفتم اما شبیه به دیگر معابد بود و تعدادی مجسمه در اون قرار گرفته بود. نفهمیدم چرا ورود خامها رو ممنوع کرده بودند !

هنگام شب به خیابان دیدنی و جذاب نایت بازار می رفتیم. در این خیابان غرفه هایی وجود داشت که فروشندگان اجناس خودشون رو با قیمت های خیلی مناسب می فروختند و در این میان می تونستیم از اجرای رقص های محلی و موسیقی های زنده در مرکز تجاری ها لذت ببریم. در زمینی کنار خیابان تعدادی غذاخوری وجود داشت که هر مدل غذایی که می خواستید حتی غذاهای حلال را هم با قیمت های بسیار مناسب می توانستیم تهیه کنیم. هم چنین میز و صندلی هم وجود داشت تا بتوانیم از اجرای مراسم های گوناگون لذت ببریم و آنها را ببینیم.

علاوه بر نایت بازار در چیانگ مای مراکز خرید بسیاری وجود دارد که در سطح بانکوک میباشند اما چون تصمیم گرفته بودیم در بانکوک خرید کنیم در این شهر دنبال خرید نبودیم. به غیر از معابد چیانگ مای از دیوار باستانی و تاریخی آن که در قلب شهر واقع شده نیز دیدن کردیم. گرچه چیز بسیار کمی از این دیوار باقی مانده اما در برخی از بخش ها نیز دیوار و خندق دست نخورده باقی مانده است. با استفاده از موتور از جاهای دیگری هم بازدید کردیم. از بهترین اماکنی که دیدیم دروازه پو بود که در دیوار سیز آن می توانستیم گذشت زمان را رویت کنیم. این مکان محل زندگی پرندگان زیادی می بود. برای پرنده ها کمی غذا خریدیم و بر کف دستمان ریختیم . بدون هیچ ترسی روی دستام می نشستن و غذا می خوردند.

برنامه ریزی کرده بودم که در چیانگ مای از قبیله گردن درازها دیدن کنم. قبیله گردن درازها و یه سری دیگه از قبیله ها به خاطر مسائل سیاسی از برمه به تایلند اومده بودند و تو یه منطقه حفاظت شده ساکن بودند. برای بازدید از این قبیله توری رو ترتیب داده بودیم. البته تور فیل سواری و قایق سواری هم بود اما چون ما از این تورها استفاده کرده بودیم ترجیح دادیم که از بزرگترین غار منطقه و باغ پروانه ها و دیگر اماکن دیدن کنیم.

ساعت هفت صبح یک ون کوچک به دنبالمان آمد و با سوار کردن دیگر افراد به سمت خارج شهر حرکت کردیم. ابتدا از باغ ارکیده و پروانه ها بازدید نمودیم. باغ وسیعی نبود اما در اون ارکیده های متنوع با رنگ های بسیار زیبایی رو پرورش می دادند. نکته جالب درباره این گیاهان این بود که بدون خاک رشد می کردند. پروانه های بسیار زیاد با رنگ ها و نقوش بی نظیر نیز در حال پرواز بودند.

پس از بازدید از باغ به طرف منطقه قبیله ها به راه افتادیم. یکی از این قبایل قبیله مشهور گردن درازها بود. لیدرمان درباره این قبیله ها توضیحاتی می داد. وی می گفت که دلایل متعددی برای این رسومات بیان گردیده از قبیل دور ماندن از حیوانات وحشی و یا زیباتر شدن بانوان. البته مورد 2 بیشتر با عقل جور در میومد !

قبیله های دیگه ای توی این منطقه سکونت داشتند که دولت به منظور رونق اقتصادی آنان , چندین دکه در بخش ورودی روستای گردن درازها ایجاد نموده تا با عرضه محصولات سنتی کمکی به اقتصاد آنها شود. لیدرمان به ما گفت که اگر قصد خرید داریم برای اینکه آنها هم درآمدی داشته باشند از آنها خرید کنیم.

منطقه بی نظیری بود بیشتر جمعیت روستاها از زنان و کودکان تشکیل می شد که با خیالی آسوده در کنار یکدیگر کار و زندگی می کردند. زنان و دختران شال و پارچه می بافتند و در همان جا هم به فروش می رساندند. همسرم تعدادی شال دستبافت از آنها خرید. در این دهکده ها خبری از صنعت و تکنولوژی نبود و محیطی آرامش بخش داشت. خانه های آنها به صورت کلبه های چوبی بود و مردمانش لباسهای سنتی به تن داشتند.

نمی توانم زیبایی این دهکده ها و زندگی ساده مردمانش را برای شما توصیف کنم. امیدوارم روزی شما از نزدیک بتوانید تمامی این لحظه ها را ببینید و تجربه کنید.

پس از بازدید از دهکده ها به سوی غار به راه افتادیم. فضایی که این غار در آن واقع شده بود دارای جنبه مذهبی بوده و تعدادی ساختمان و معبد نیز در آن قرار داشت. پس از بازدید از معبد ها و مجسمه ها به سوی غار حرکت کردیم. غار بسیار بزرگی بود. هر چند لحظه یکبار به یک قطعه سنگ بر می خوردیم که شکل آنها شبیه به دیو و یا حیوانات بودند. در کنار هرکدام از این قطعه سنگ ها مقداری نذورات قرار داده بودن و لیدرمان توضیحات لازم را به ما می داد. پس از مدتی غارنوردی به بخشی رسیدیم که ورود عموم مردم ممنوع بود و عملیات روشنایی و صاف کردن زمین در آن قسمت انجام نشده بود. حدود 1 کیلومتر یا بیشتر پیاده روی کردیم.

پس از اینکه بازدیدمان از غار تمام شد نهار را در همان منطقه سرو کردیم. سپس به سوی چیانگ مای به راه افتادیم. در بین راه لیدرمان ما را برای بازدید از دهکده هایی برد که در هر گوشه آنها پیرزن ها و پیرمردهایی در حال حصیربافی و صحبت کردن بودند. محل زندگی آنها نیز در کلبه هایی بود که از زمین ارتفاع داشتند. در بخش زیری یکی از کلبه ها خوک بزرگی را بسته بودند که لیدرمان توضیح داد که وقتی خوکی را در زیر کلبه می بندند به اهالی منطقه اعلام می کنن که دختر دم بخت دارن و وی آماده ازدواج است. پس از اینکه بازدیدمان از دهکده تمام شد نزدیک به ساعت شش بود که به هتل برگشتیم.

چیانگ مای دارای اماکن دیدنی بسیاری است. از تپه های زیبا تا مزرعه های طبیعی و سرسبز. ما تا جایی که توان داشتیم در مدت 3 روز از اماکن این شهر بازدید کردیم. اکنون زمان ترک کردن و پایان سفرمان بود. با استفاده از اتوبوس های وی آی پی به طرف بانکوک حرکت کردیم.

در ترمینال منتظر اتوبوس بودیم که پلیسی به سمت ما آمد و پس از تشکر برای اینکه به تایلند سفر کرده ایم از ما سوال کرد که از کجا آمده ایم. در آخر هم از ما خواست که با او عکسی به یادگار بگیریم. او در حال انجام وظیفه اش بود اما آنقدر مهربان و صمیمی بود که هیچ احساس بدی نداشتیم.

اتوبوسی بسیار مجهز و شیک بود. صندلی های آن دارای مانیتور و ماساژورهای اختصاصی بودند و یک مهماندار در کل مدت با قهوه و چای از ما پذیرایی میکرد. سرویس بهداشتی اتوبوس در انتهای آن قرار داشت. در هنگام شب کنار رستورانی سلف سرویس توقف کردیم. هزینه غذا با بلیط اتوبوس پرداخت شده بود. سفری بسیار خاطره انگیز و شیرین بود. پس از ده ساعت , ساعت هفت صبح بود که به بانکوک رسیدیم.

در آخر لازم می دونم که از همسرم که بهترین همسفرم در تمامی سفرهایم است تشکر کنم که در تمامی مسیرها همراه من بود و بعدا متوجه شدم که پایش به خاطر پیاده روی های زیاد زخم شده بود اما کوچکترین حرفی نزده بود.

ملاقات با مردمان ساده لائوس بسیار خوب بود ولی مردمان چیانگ مای جور دیگری بودند و دلیلش سیستم حاکم بر کشورشان می باشد که بر روحیه مردم موثر است. مردمان لائوس بسیار شایسته تقدیر و احترام اند اما ممکن است به خاطر آزاد نبودن فضای کشور برای سالهای پی در پی خونگرمی و صمیمیت مردمان تایلند را نداشته باشند. از دیدن اینکه تایلندی ها به پناهندگان کشورهای دیگر اجازه می دهند به خوبی در کشورشان زندگی کنند بسیار خرسند شدم.

ممکن است این موضوع بیان شود که چرا تایلند به آنان شهروندی کامل نمی دهد ؟ در جواب این سوال باید به رفتار خودمان و دیگر کشورها نگاهی بیندازیم. از دیگر نکات , مقایسه خدماتت توریستی لائوس و تایلند می باشد. هزینه در کشور تایلند بیشتر می باشد و ارزش پولشان نیز بالاتر است ولی به موجب فضای رقابتی و مدیریت صحیح خدمات توریستی مانند هتل یا خوراک در کشور تایلند ارزانتر می باشد. این موضوع نشان دهنده این است که برای جذب گردشگر و ارائه خدمات خوب باید فضایی سالم و فرهنگ صحیح کار کردن را بوجود آوریم.

امیدوارم با نوشتن سفرنامه ای بتوانم به شما در سفر کمکی کرده باشم.