سفر به بالی

با دیدن نیمه دوم تقویم مقدمات سفری تازه برایمان رقم خورد. از سفر قبلیمان حدودا 6 ماه می گذشت.

مشاهده قیمتهای تور بالی

مشاهده مدارک و قیمت ویزای اندونزی

با در نظر گرفتن شرایط آب و هوایی, چندین مقصد برای سفرمان انتخاب کرده بودیم. از بین این مقاصد می توانم به هند , مالدیو , مراکش , ویتنام , مراکش , اندونزی و مالزی اشاره کنم. دوست داشتیم به جنوب شرق آسیا سفر داشته باشیم. چون اندونزی را به اندازه کافی نمی شناختیم به خاطر همین تصمیم گرفتیم به این کشور سفر کنیم. با استفاده از گوگل مپ دیدیم که اندونزی در کجا قرار گرفته و به چه شکل است.

تصمیم گرفتیم به بخش جنوبی اندونزی سفر کنیم . قسمت جنوبی اندونزی به کلاه آ شباهت دارد. ( همان علامت مد ) . از اندونزی خیلی خوشمون اومده بود و وسوسه شده بودیم. از کودکی همیشه نقشه کشور خودمان را که یک تکه و به شکل گربه بود می دیدیم اما حالا دیدن نقشه اندونزی که به صورت تکه تکه در دریا بود برایمان بسیار مهیج بود.

بالاخره به اندونزی سفر کردیم و برگشتیم. برای خوندن این سفرنامه چشمانتان را خوب باز کرده و هوش و حواستان را جمع کنید !!

با ما در خواندن سفرنامه به جزیره خدایان (جزیره بالی ) همراه باشید ...

مقدمه

کشور اندونزی سرزمینی در جنوب شرق آسیاست و پس از هند , آمریکا و چین در رده چهارم کشورهای دنیا از لحاظ سکنه قرار گرفته است. اندونزی در واقع مجمع الجزایری میان هند , استرالیا و چین میباشد. از دلایل شهرت اندونزی می توان به خاک حاصلخیز, باران موسمی , رطوبت و جنگل های انبوه آن اشاره کرد. اندونزی با وجود منابع طبیعی و ذخایر عالی از سرزمین های مقروض جهان بوده و با تورم شدید روبه روست. اندونزی با وجود آنکه بیشترین جمعیت مسلمانان جهان را در خود جای داده است ولی نزدیک به نود درصد از ساکنان جزیره بالی , هندو می باشند و این موضوع سبب ایجاد معابد متفاوتی در بالی شده که از جاذبه های اصلی این جزیره نیز محسوب می شوند. جزیره بالی ملقب به جزیره خدایان نیز می باشد. اگر شما هم مثل ما درباره بالی کنجکاو شدید با سرچ کردن کلیدواژه بالی در گوگل می توانید تصاویری بی نظیر از سواحل , کوه های آتشفشانی , شالیزارهای پلکانی و طبیعت چشم نوازی از این جزیره را ببینید.

اگر هنوز هم این توضیحات شما را مجاب نکرده که پاسپورتتان را بردارید تا برای تور بالی اقدام کنید پس تا انتهای سفرنامه با ما همراه باشید ....

آژانس مسافرتی

به خاطر اینکه در مشهد سکونت دارم لذا در ابتدا سراغ آژانس های مسافرتی شهرمان رفتم. قیمت تور بالی روی هتلی که انتخاب کرده بودیم بیش از 4000000 تومان بود. به همین خاطر در گوگل سرچ کردم و همان تور را با نرخی بین سه میلیون و دویست – سیصد پیدا کردم. این نرخ مربوط به آژانس مسافرتی پلیکان پرواز آسیا در تهران بود. به همین منظور با این آژانس تماس گرفتم و با کانتر مربوطه صحبت کردم.

نرخی که برای تور بالی پیدا کرده بودم کمترین نرخی بود که در آن تاریخ می شد پیدا کرد. تمامی مراحل رزرو هتل , بلیت رفت و برگشت و اخذ ویزا توسط آژانس مسافرتی پلیکان پرواز آسیا بدون کوچکترین مشکل و سر زمان معین شده انجام شد و به همین موجب از آژانس مجرب پلیکان پرواز آسیا نهایت تشکر را دارم.

براساس قانون بیشتر آژانس های هواپیمایی با پرداخت کردن پنجاه درصد مبلغ تور , بلیت های رفت و برگشت صادر شده و جهت صدور ویزای اندونزی نیز باید مدارک لازم را با پست برای پلیکان پرواز ارسال می کردیم. نکته جالب این بود که تا چند سال پش ویزای اندونزی برای ایرانی ها به صورت فرودگاهی و در بدو ورود صادر می شد ولی به موجب دلایلی این کشور شرایط صدور ویزا را برای ایرانیان تغییر داد .

برای اخذ ویزای توریستی چهارده روزه اندونزی به جز مدارک معمول , یک مانده حساب بانکی لاتین (10000000) تومانی برای هر نفر نیاز است. به این نکته دقت کنید که نیازی نیست که ماهها این مبلغ را در حسابتان داشته باشید. تنها کافی است که این مقدار پول را در حسابتان را واریز نموده و پرینت حساب بگیرید. دوباره برداشت کنید و در حساب همسفرتان واریز کنید و پرینت بگیرید. دوباره برداشت می کنید و .....

در آخر , بلیت رفت و برگشت , واچر هتل و ویزاهایمان در تاریخ معین شده با پرداخت مبلغ باقی مانده تورمان به آژانس مسافرتی پلیکان پرواز آسیا برایمان ارسال گردید.

همانگونه که در قبل ذکر کردم نزدیک به 700 هزار تومان میان نرخ تورهای مشهد و تهران تفاوت قیمتی بود. پس از فکر کردن تصمیم گرفتیم با اتومبیل شخصی مان به سمت تهران حرکت کنیم. اینطوری هزینه رفت و برگشتمون به تهران خیلی کمتر می شد. قصد داشتیم تا جایی که می شد صرفه جویی کنیم.

وقت این رسیده بود که تا زمانیکه ویزاهامون صادر بشه ( ویزای اندونزی حدودا 7 تا 10 روز کاری زمان می بره ) برای تفریحاتمون در جزیره بالی برنامه ریزی کنیم. مثل همیشه به اینترنت مراجعه کردم و سفرنامه های بالی رو مطالعه نمودم. به تریپ ادوایزر نیز سری زدم و تونستم اطلاعات گردشگری خیلی خوبی رو درباره بالی بدست بیارم. با مطالعه این اطلاعات متوجه شدم که یک هفته که هیچی اگه یک ماهم تو بالی باشیم باز هم وقت کم میاریم. به همین خاطر برنامه هامون رو اولویت بندی کردیم و بعد از اینکه مسیرها و نرخ تورهای تفریحی بالی رو چک کردم فهمیدم که اگر ماشین و یا راننده اجاره کنیم خیلی به صرفه تره و می تونیم به بیشتر اماکن مورد علاقه مون هم بریم. به همین خاطر سایت ها و اماکن اجاره خودرو رو بررسی و با یکی از آنها هماهنگی های لازم رو انجام دادم. در ادامه براتون بیشتر توضیح خواهم داد.

تا چند روز سرم به هماهنگ کردن برنامه و فهرست علاقه مندی هام گرم شده بود و شب و روزم شده بود سفر به بالی ! وقتی کارم با جزیره بالی تموم شد و جمعش کردم از روی کنجکاوی خواستم که در مورد مالدیو هم اطلاعاتی داشته باشم. جزایر و هتل ها رو بررسی کردم. تصمیم داشتم که سال آینده به مالدیو سفر کنم. از الان برای تصمیم گیری خیلی زود بود. فقط نمی دونم که چرا مالدیو رو تو اینترنت سرچ کردم. هتلاشو دیدم. دوست داشتم با سفر به مالدیو یه آلبوم عکس های عروسی نیز تهیه کنم. برای درست کردن یه آلبوم عروسی به نظرم جایی زیباتر از جزایر بی نظیر مالدیو وجود نداشت. موسسه عکاسی حرفه ای رو پیدا و از کاراش دیدن کردم. متوجه شدم که در اماکن مختلفی مثل بالی , گوا , ونیز , سریلانکا و ... شعبه داره. یه لحظه این فکر زد به سرم که ما داریم به بالی سفر می کنیم پس چرا الان این آلبوم رو درست نکنیم ؟ بالی جای خود , مالدیو هم جای خود !

به موسسه عکاسی ایمیلی زدم و تاریخی که در بالی حضور پیدا میکردیم هم بهشون اعلام کردم. در عرض چند ساعت جواب برام ارسال شد. نرخ پکیج های موسسه از 3 میلیون تومان شروع می شد اما واقعا کارشون فوق العاده و حرفه ای بود. در جواب ایمیلشون گفتم که بعد از اینکه پکیج رو انتخاب کردم باهاشون تماس میگیرم. در حقیقت باید بیشتر فکر می کردم و تصمیم می گرفتم. چند روز بعد وقتی برای انجام هماهنگی های نهایی داشتم با شرکت کرایه اتومبیل در بالی حرف می زدم ازشون پرسیدم که برای تهیه یک آلبوم عکس عروسی در بالی چه پیشنهادی دارین ؟ یه شماره بهم داد و گفت دوستشه و کارش عکاسیه. به شماره زنگ زدم و باهاشون صحبت کردم و بهم گفتن که قیمت پکیج ها از 1 میلیون تومان شروع میشه . برام نمونه کار هم فرستادن. عکس هایی که فرستاده بود در حد عالی نبود اما با توجه به قیمتی که داده بود خوب و مناسب بود. بهش گفتم بعد از اینکه پکیج رو انتخاب کردم تماس می گیرم.

برادرم همیشه در موردم می گفت که تو وقتی تشنه ات میشه اول میری سراغ آبمیوه های خارجی ولی وقتی قیمتاشونو میبینی منصرف میشی ! بعدشم میری دنبال نوشیدنی های گازدار و ارزونتر ! بعد هم دوباره منصرف میشی و میری سراغ نوشابه در آخر هم یه لیوان آب از شیر می خوری که یه وقت پولت خرج نشه !! الان که در موردش فکر می کنم می بینم درست می گفته. بعد از کلی ایمیل و اینا می دونین آخرش چیکار کردم ؟ پیش خودم گفتم ما تو جزیره بالی اتومبیل قراره کرایه کنیم. اماکنی هم که برای عکاسی مناسب اند بلدیم. دوربینم داریم. 3 نفر هم که هستیم. خودمم یه کم کار با فتوشاپ رو بلدم. پس چرا هزینه الکی کنم ؟!

در آخر اینجوری بود که خودمون برای خودمون یه آتلیه درست کردیم و به جرئت می تونم بگم نتیجه اش خیلی بهتر از چیزی شد که حتی فکرش رو می کردیم !! در ادامه, درباره موضوع عکاسیمون بیشتر براتون توضیح میدم.

جزیره بالی مشهورترین و توریستی جزیره جزیره اندونزی است.

همانطور که می دونین انتخاب هتل و محل اقامت کاملا سلیقه ایه و همین انتخاب نوع سفر شما رو تعیین می کنه. من کلا آدمی نیستم که تو هتل طاقت بیارم و دائما دنبال گشت و گذار و ماجراجویی هستم. به همین خاطر هتلمان را در منطقه پرجنب و جوش کوتا انتخاب کردم. برای اینکه شما خوانندگان نیز با جزیره بالی بیشتر آشنا شوید مناطق بالی شامل موارد زیر است :

۱ : منطقه کوتا: شلوغ ترین و پرجنب و جوش ترین منطقه جزیره بالی می باشد که دارای ترافیک های سنگینی است.

۲ : منطقه اوبود : این منطقه در بالی به موجب معابد و شالیزارهای پلکانی اش بسیار مشهور است.

۳ : کوتای جنوبی و سواحل بی نظیر.

۴ : منطقه نوسادوا: به معنای جزیره دوم می باشد و به موجب سواحل اختصاصی , هتلهای لوکس و مجلل و لاکچری اش بسیار معروف می باشد. اگر به دنبال آرامش و ریلکسیشن هستید باید به منطقه نوسادوآ سفر کنید.

۵ : منطقه کوههای آتشفشانی کینتامانی Kintamani .

۶ : بخش شرقی بالی که شامل کاخ آبی معروف می شود..

۷ : سواحل معروف بخش شمال غربی بالی .

بطور کلی جزیره بالی مملوء از سواحل بکر و زیباست. اما وقتی بعنوان یک توریست به بالی سفر می کنید باید در زمان محدودتان از بهترین ها استفاده کنید. پیش از سفرمان به بالی متوجه شده بودم که مناطق اوبد و کوتا محبوب ترین مناطق جزیره بالی می باشند و بعد از سفرمان نیز به این موضوع رسیدیم.

پس از آنکه کوتا را بعنوان منطقه اقامت انتخاب کردیم نوبت به انتخاب هتل رسید. هتل 4* بالی رانی را که از نظر قیمت , موقعیت مکانی و فضا بسیار مناسب بود را انتخاب کردیم. هتل بالی رانی در نزدیکی پارک آبی معروف بالی به نام واتربوم واقع شده و تا میدان مشهور کوتا تنها 5 دقیقه فاصله داشت. با پیاده روی بسیار کوتاهی نیز به ساحل می رسیدیم.

پکیج تورمان شامل 7 شب اقامت در هتل بالی رانی به همراه صبحانه , سیمکارت , 1 گشت شهری رایگان , بیمه و ترانسفر فرودگاهی می شد. در پایان سفرنامه درباره ترانسفر فرودگاهی نیز براتون توضیح خواهد داد.

برای سفر به بالی 2 راه دارید. اول اینکه از ایرلاین ماهان و مسیر تهران-کوالا و کوالا-دنپاسار با چند ساعت توقف در کوالالامپور استفاده کنید و انتخاب دوم این است از ایرلاین قطر و مسیر تهران – دوحه و دوحه-جاکارتا-دنپازار با چند ساعت توقف استفاده نمایید. ما پرواز قطر را برای سفرمان به بالی انتخاب کرده بودیم. در مسیر رفت پرواز داخلی جاکارتا – دنپازار به نام گارودا انجام می شد. پروازمان در تاریخ سی آبانماه ساعت 22:30 انجام می شد و در تاریخ 1 آذر به بالی می رسیدیم.

در روز سی آبان ماه ساعت پنج صبح با اتومبیل شخصی مان به سمت تهران حرکت کردیم.

همسرم و همسفرمان در ماشین خوابیده بودند. همانطور که رانندگی می کردم به بالی فکر می کردم. خیلی هیجان داشتم. حس خوبی بود که بعد از کلی برنامه ریزی زمان سفرمان فرا رسیده بود. کمتر از چند ساعت دیگه سوار هواپیما می شدیم و سفرمون شروع می شد.

یه لحظه که به خودم اومد حس کردم سردم شده. هوا سرد شده بود. هواشناسی هم گفته بود که سرما در راهه. اما خب خدارو شکر ما داشتیم می رفتیم مسافرت و این از خوش شانسی هایمان بود. بخاری را روشن کردم و به راهم ادامه دادم.

بدون هیچ مشکلی به فرودگاه امام خمینی تهران رسیدیم. ساعت پنج عصر بود که ماشینمان را در پارکینگ شماره سه گذاشتیم و با چمدان هایمان به طرف سالن پروازهای خروجی رفتیم. نزدیک به پنج ساعت زمان داشتیم.

سی آبانماه مصادف با اربعین حسینی بود و جلوی در سالن با قهوه و چای از مسافران پذیرایی می کردند. پس از آنکه وارد سالن شدیم نشستیم و منتظر ماندیم. پس از چند ساعت گیت باز شد و چمدانهایمان را تحویل دادیم. سپس رفتیم تا همسرم ارز مسافرتی اش را بگیرد.من در سفر به کوش آداسی ار ارز دولتی ام استفاده کرده بودم.

بالاخره زمان پروازمان فرا رسید و سوار هواپیما شدیم. صندلی هایمان کنار هم بود. کنار پنجره نشستم و بعد از مدت کوتاهی هر سه نفرمان به خواب فرو رفتیم.

پس از حدود 1 ساعت و نیم در فرودگاه دوحه فرود آمدیم. برای وایسادن زیر چهارچوب در هواپیما ثانیه شماری می کردم باید در فصل سرما سفر کنید تا این لحظه ها را درک کنید. از یک هوای بسیار سرد به یکباره وارد هوایی مرطوب شده بودیم.

ساعت سی دقیقه بامداد بود و در تاریکی هوا سوار اتوبوس جابه جایی مسافرین شدیم. پیش از آنکه در اتوبوس بسته شود شخصی که جلیقه ای سبز رنگ به تن داشت وارد اتوبوس شد و سه پاسپورتی که در دستش بود را بالا گرفت و گفت اینها مال کیست ؟ در حالت خواب و بیداری سعی می کردم که مغزم جواب دهد. پیش خودم فکر کردم ما 3 نفریم اینها هم 3 گذرنامه است پس دست این شخص چکار می کند؟ به سمت او رفتم و بعد از سوال هایی که ازم کرد پاسپورتها رو بهمون تحویل داد. خیلی شوکه بودم. اگه گذرنامه هارو گم می کردم چی میشد ؟ اگه خیلی دیر متوجه گم شدن گذرنامه ها می شدم ؟ حتی فکر کردن بهشم خیلی بد بود.

از همسرم و هسفرمان عذرخواهی کردم و گفتم نمی دونم یک لحظه چی شد که از دستم افتاد ! آنها با خنده جواب مرا دادند اما من نتونستم خودمو ببخشم .

وارد یک آذر ماه شده بودیم. پرواز دوحه-جاکارتا در ساعت سه صبح انجام شد و پس از رفتن به سرویس بهداشتی وارد هواپیمای عظیم الجثه ای شدیم. کلیپ خوش آمد گویی ایرلاین قطر از سال قبل که به تایلند رفته بودیم تغییر کرده بود و در آن بازیکنان بارسلونا حضور داشتند. کلیپ فوق العاده ای بود.

پس از زمان نزدیک به نه ساعت به آسمان اندونزی رسیدیم. در فرودگاه سوئکارنو فرود آمدیم. دمای هوا 27 درجه سانتی گراد بود. ورودی سالن هواپیما شیشیه ای بود.

برای چک کردن گذرنامه و ویزا راهی شدیم. برای اینکار 2 راه داریم. طرف راست برای افرادی که ویزای بدو ورود می خواهند و طرف چپ برای افرادی مثل ما که ویزا را از قبل گرفته اند. صفی که در ما در آن قرار گرفته بودیم خلوت تر بود.

به وسطای صف رسیده بودم یه دوری زدم و همه چیزو خیلی خوب نگاه کردم. سالن پر بود از گردشگران متفاوتی که بیشتر از استرالیا آمده بودند. با اینکه همه داشتند باهم صحبت می کردند ولی سکوتی جالب در سالن حکم فرما بود.

پس از کنترل پاسپورت ها به قسمت تحویل چمدان ها رفتیم. در ترمینال دو بودیم و برای پرواز بعدی مان که در ساعت شش و نیم عصر انجام می شد و با استفاده از ایرلاین گارودا بود به ترمینال سه رفتیم.

برای اینکه لباس رسمی و مجلسی برای تهیه آلبوم عکس با خودمون برده بودیم چمدان هایمان خیلی سنگین شده بود. پس از آن با استفاده از شاتل به طرف ترمینال سه حرکت کردیم. نزدیک به دو ساعت مانده بود به پروازمان. روی صندلی نشستیم و منتظر ماندیم.

پروازمان از دوحه به جاکارتا خیلی خسته مان کرده بود. همسرم گرسنه اش شده بود. از داخل کیفم مقداری خوراکی بیرون آوردم تا کمی جلوی ضعفش را بگیرد.

زمان پروازمان بود و چمدان هایمان را تحویل دادیم و کارت پروازمان را گرفتیم. مهمانداران ایرلاین گارودا لباسهایی سنتی به تن داشتند و از باندهای هواپیما ترانه بی کلام اندونزیایی پخش می شد. این فضا بیشتر از هر مسکنی حالمان را خوب می کرد.

پس از حدود سی دقیقه تاخیر و خاموش شدن چراغها و قطع شدن ترانه آماده پرواز شدیم.

دلیل تارک کردن کابین هواپیما این است که مسافران به تاریکی نور طبیعی که از پنجره هواپیما وارد می شود عادت کنند.

ساعت ده شب بود که در فرودگاه Ngurah rai بالی فرود آمدیم. مدت زمان پرواز جاکارتا-دنپازار نزدیک به دو ساعت بود ولی با در نظر گرفتن نیم ساعت تاخیرمان و یک ساعت اختلاف میان جاکارتا و دنپازار گذر زمانی سه ساعت و نیمه ای را شاهد بودیم.

در کلیه تابلوهای اعلان پرواز نام بالی را نخواهید دید و تنها از واژه دنپازار و کد یاتای DPS استفاده می کنند.

دنپازار در معنای کنار بازار می باشد. بازاری سنتی و ساده در کنار فرودگاه قرار گرفته که در این ساعت از شب خلوت است.

پس از تحویل گرفتن چمدان هایمان به طرف خروجی رفتیم. همسرم گفت که می خواهد از دکور جالب یک فروشگاه در فری شاپ عکس بگیرد. اما وقتی دستش را در جیبش کرد دید که موبایلش نیست ! کلی گشتیم و در آخر به این نتیجه رسیدیم که در هواپیما افتاده است. همسرم و همسفرمان رفتند تا گوشی را پیدا کنند. دلم روشن بود که پیداش می کنند. بعد از چند دقیقه که برگشتند گوشی را بالا گرفته و نشان می دادند. خدارو شکر که آخرین پرواز بود وگرنه فکر کنم تو پرواز بعدی خودمون رو جا می ذاشتیم.

در جلوی خروجی فرودگاه لیدرمان منتظرمان بود. وی با خوشرویی به استقبالمان آمد. پس از سلام و احوالپرسی به خاطر تاخیرمان از او عذرخواهی کردیم و او لبخند زد.

با همان جثه کوچکش چرخ دستی که سه چمدانمان روی آن قرار گرفته بود را به حرکت درآورد و ما نیز به دنبالش رفتیم. حس عجیبی داشتم. همیشه عادت دشتم که بارهای سنگین را از دیگران بگیرم و به آنها کمک کنم. اما این زن بدون آنکه کمکی بخواهد این بار سنگین را حمل میکند.

سوار یک ون شدیم. ما تنها ایرانیانی بودیم که در فرودگاه حضور داشتند ! مردمان بالی از لحاظ قیافه شبیه به تایلندی ها هستند اما تفاوت های زیادی نیز به چشم می خورد.

خانم اندونزیایی که به دنبالمان آمده بود تلفن همراهش را به سمتم گرفت و گفت که آنیکا ! آنیکا لیدر فارسی زبانمان بود که نامش در واچر هتل نوشته شده بود. با آنیکا برای روز بعد قرار گذاشتیم که ساعت ده صبح به هتل آمده و سیم کارت هایمان را بدهد و تعدادی تور هم برنامه ریزی کنیم.

پس از رسیدن به هتل بالی رانی 2 نفر به استقبالمان آمدند. سپس به سمت لابی حرکت کردیم. آنقدر درباره این هتل و خیابان های اطرافش در گوگل مپ تحقیق کرده بودم که هیچ چیز برایم تازگی نداشت ! سپس با همراهی یکی از پرسنل به سمت اتاقهایمان رفتیم و رمز وای فای را نیز گرفتیم. اتاقهایمان در طبقه دوم و 2 اتاق کنار هم بود. یک اتاق سینگل و یک اتاق دبل.

ساعت نزدیک به یازده شب بود. خیلی گرسنه مان شده بود. متاسفانه روپیه اندونزی هم نداشتیم ! در این ساعت شب هم می دانستم که صرافی باز نیست. اما خب باید تا قبل از خوابیدن چیزی می خوردیم به خاطر همین بعد از باز کردن چمدان هایمان از هتل بیرون رفتیم و به سمت میدان کوتا به راه افتادیم.

با این که دیروقت بود اما خیابان های کوتا جنب و جوش زیادی داشتند. اما ترافیک نبود. مسیر را پیاده روی کردیم. در کمال تعجب دیدیم که تعداد بسیار زیادی از صرافی ها باز هستند !! اما خب بالاترین نرخی بود که در بالی در طول سفرمان دلار را تبدیل کردیم.

در آبانماه سال 95 هر دلار را به مبلغ سه هزار و هفتصد تومان خریده بودیم و حال این نرخ را به روپیه باید تبدیل می کردیم. در مقابل سیصد دلاری که به مسئول صرافی دادیم پول بسیار زیادی را به ما بازپرداخت کرد. به زور پول ها را در کف همسفرم جا دادم !!

به یکباره باران بسیار شدیدی گرفت و مردم به این سو و آن سو می دویدند تا خیس نشوند. خیلی ذوق زده شده بودیم. باران های بالی بسیار دل نشین و لذت بخش اند.

با در نظر گرفتن سفرهای قبلی این بار تصمیم گرفته بودم که اصلا فست فود نخورم و سراغ رستورانها و غذاهای متفاوتی بروم.غذاهایی که در ایران کمتر پیدا می شوند. اما چون شب اولمان در بالی خیلی دیر وقت شده بود استثناا به مک دونالد رفتیم.

در مسیری که از هتل بالی رانی به میدان کوتا و یا برعکس پیاده روی کردم فهمیدم که در بالی مانند تایلند تفریحات شبانه آنچنانی وجود ندارد. بنابراین پیشنهاد می کنم جزیره بال را در گروه پوکت و بانکوک و پاتایا قرار ندهید.

هتل 4 ستاره بالی رانی :

امروز اولین روز اقامتمان در جزیره بالی است.

ساعت هفت صبح بود که از خواب بیدار شدم. پیش از اینکه همسرم و همسفرمان را از خواب بیدار کنم به بالکن اتاق رفتم و برکه وسط هتل را تماشا کردم. هتلی آرام و خلوت بود. زمان سرو صبحانه میان شش تا ده صبح می باشد. هنوز زمان داشتیم. از اتاق بیرون رفتم و هتل را کمی گشتم.

پیش از سفرمان به بالی تصاویری را که از هتل بالی رانی می دیدیم همیشه دوس داشتم اتاقی را به ما بدهند که بالکن رو به برکه داشته باشد و در طبقه همکف هم باشد. ولی الان که از نزدیک داشتم می دیدیم از اتاق طبقه 2 خیلی راضی بودم. چونکه مسافران از جلوی بالکن های طبقه همکف عبور می کردند و مشرف به اتاقها بودند. این موضوع برای من خوشایند نبود.

به اتاقمان بازگشتم تا همسرم و همسفرمان را بیدار کنم. امکانات اتاقهای هتل بالی رانی شامل تخت راحت, سرویس بهداشتی و حمام تمیز, مینیبار, چای و قهوه ساز می شد. هتل بالی رانی بسیار تمیز بود. با وجود آنکه 4 ستاره و قیمتش بسیار مناسب بود. برکه این هتل پر بود از نیلوفرهای آبی و 1 آلاچیق که برای عکاسی سوژه بسیار خوبی بود. هتل بالی رانی شامل استخر نیز می شد. ساعت هشت و نیم شده و باید زودتر برای سرو صبحانه برویم.

ورودی رستوران هتل بالی رانی چیدمان و دکوراسیون خیلی جالبی داشت. سپس پشت یک میز نشستیم.

همین که نشستیم یکی از خدمه هتل برایمان چای و قهوه آورد. هم چنین شیر , آبمیوه و ... نیز در سالن وجود داشت.

راس ساعت ده صبح در لابی هتل حضور یافتیم. آنیکا آمده بود و خیلی خوب فارسی حرف می زد. سیمکارتهایمان را داد و با وجود آنکه سرعت وای فای هتل خیلی خوب بود اما برای هر سیمکارت یک پکیج اینترنتی خریدیم. زیرا زمان کمی را در هتل بودیم و وقتی به بیرون می رفتیم به اینترنت نیاز داشتیم. آنیکا از ما پرسید که آیا به گشت شهری رایگان میریم یا نه ؟ من هم گفتم نه چون وقتمان بسیار محدود است و با برنامه هایی که ریختیم ممکنه وقتمون کم بیاد. بخاطر همین به گشت شهری نمی رسیم. آنیکا خیلی تعجب کرده بود که مسافری هم پیدا شده که از خیر کلمه رایگان بگذره !!!

آنیکا با نشان دادن کاتالوگ و بروشورهایش درباره تورهای تفریحی بالی و نرخ های آنها برای ما توضیحاتی داد.

وقتی به آنیکا گفتیم که با یک موسسه صحبت کرده و یک اتومبیل کرایه کرده ایم چشمانش از تعجب گرد شد و پرسید شما تازه دیشب به بالی رسیدید پس کی همه این کارها را کرده اید ؟ به او گفتم که از ایران هماهنگی های لازم رو انجام دادم.

گردش در کوتا :

اولین روز سفرمان به بالی را به برنامه های مورد علاقه مان در کوتا اختصاص دادیم.

به طرف خیابانی که به میدان کوتا منتهی می شد به راه افتادیم.

خیابان های جزیره بالی باریک و تنگ هستند به همین خاطر همیشه در جزیره بالی با ترافیک نیمه سنگین اتومبیل ها و موتورسیکلت ها روبه رو هستید. پیاده روهای این خیابان ها نیز تمیز و باریک اند. به خاطر اینکه در طول روز در بالی باران های استوایی می بارد هوا همیشه تمیز و دمای روزها سی درجه و دمای شب ها بیست و چهار درجه میباشند. مشهور ترین موسسه تاکسیرانی اندونزی blue bird نام داشته و با رنگ آبی و نشان یک پرنده کاملا پیداست.

سوپر مارکت های شبانه روزی اندونزی Mini Mart و Alfa Mart نام دارند که برطرف کننده نیازهای روزانه گردشگران هستند. در فروشگاه ها تابلوهایی با علامت k و دایره قرمز رنگ وجود دارند که نشانگر مجاز بودن فروشگاه برای فروش نوشیدنی های بزرگسالان است.

از سگ های آزاد کنار خیابان های بالی متوجه این موضوع می شوید که مردمان بالی همزیستی مسالمت آمیزی با حیوانات دارند.

به مینی مارت رفتیم و یک پکیج اینترنتی دو گیگ را برای هر کدام از سیم کارتهایمان به مبلغ پنجاه هزار روپیه فعال نمودبم. سرعت اینترنت بسیار خوب بود. کمی جلوتر مرکز خرید بزرگ دیسکاوری مال قرار گرفته بود و پس از آن نیز پارک آبی واتربوم.

این دو مکان نزدیک به 200 متر با هتل بالی رانی فاصله داشتند. به خاطر کمبود وقت نتوانستیم از تفریحات واتربوم استفاده کنیم. خرید کردن نیز هیچ موقع از اولویت های سفرم نبوده اما برای کامل کردن سفرنامه ام باید تعدادی از مراکز خرید رو معرفی کنم.

به میدان کوتا رسیدیم. خیابان های آن سنگفرش شده و در هر سمت آن مراکز خرید شیک و مارک و رستوران های مجلل و عالی , مراکز ماساژ و مک دونالد و برگر مینگ قرار گرفته بود. هر آنچه که یک توریست نیاز داشته باشد در این منطقه می تواند پیدا کند.

از انتهای خیابان, ساحل کوتا پیداست. بدون توقفی مسیرمان را طی می کنیم. از دیوارهای این منطقه تخته های موج سواری رنگارنگی آویزان است. حجم و تعداد تخته ها فوق العاده چشم گیرند. جزیره بالی محلی بسیار مناسب برای موج سواری است. دریای کوتا پر بود از موج سواران ...

جزیره بالی بهشتی برای موج سواران در سراسر دنیاست. به همین خاطر استرالیایی های زیادی در تعطیلاتشان با پروازی 2 ساعته به بالی آمده تا این ورزش آبی را انجام دهند.

ساحل کوتا نخستین ساحلی بود که از جزیره بالی می دیدیم. ساحلی شلوغ و تمیز و کاملا عمومی. از چیزهای جالبی که در ساحل دیدیم زنان اندونزیایی بودند که مقنعه و شلوار جین پوشیده و در حال شنا کردن بودند ! در ساحل کوتا گشتی زدم. موج سواران را تماشا می کردم.

دوباره به خیابان برگشتیم. پیش از سرو ناهار باید به چند مکان دیگر نیز می رفتیم. مقصد بعدیمان مرکز خرید بود. اولین blue bird که دیدیم را سوارش شدیم. از راننده خواستیم که تاکسی متر را روشن کند. در طول مدتی که در بالی بودیم همیشه از تاکسی های پرنده آبی استفاده می کردیم.

همانگونه که در بالا گفتم خرید کردن جز اولویت های سفرمان به بالی نبود اما بخاطر طراحی جالب و زیبای این مرکز خرید به آن آمده بودیم.

پس از گشتن در بیچ واکز بوسیله blue bird دیگری به طرف موزه 3 بعدی به راه افتادیم. در هنگام ورود به موزه باید وسایل و کفشهایتان را در داخل کیسه های مخصوص گذاشته و به بخش امانات تحویل دهید. پلاکی سنجاقدار که تصویر آدمکی خندان روی آن وجود داشت نیز به ما دادند و خواستند که در پایان بازدید از موزه آن را به بهترین خدمه مجموعه هدیه کنیم. یک اتاق نیز در ورودی موزه وجود داشت که می توانستیم دست و پای ماسه ایمان را بشوییم.

وارد نخستین بخش از موزه شدیم. کف موزه فوق العاده تمیز بود ! سالن های موزه 3 بعدی بالی مملوء از نقاشی های سه بعدی بود که راهنمای مدل عکاسی نیز در کنارشان قرار گرفته بود. همه پرسنل موزه در گرفتن عکس به شما کمک خواهند کرد. نزدیک به 1 ساعت در موزه سپری کردیم و عکس های جالبی گرفتیم.

پس از بازدید از آخرین سالن وسایلمان را تحویل گرفته و دنبال عکس یکی از خدمه موزه که دختری جوان و خوشرو بود می گشتیم. بیشترین سنجاق ها نیز به او تعلق گرفته بود. ما نیز سنجاق آدمک خندان را روی عکس او بزور جا دادیم.

پس از خروج از موزه وقت ناهار بود. مجددا با تاکسی پرنده آی به میدان کوتا رفته و در کافه رستوران dulang ناهارمان را سرو کردیم. تمامی اماکنی که در بالی از آنها بازدید کردیم از هتل , رستوران , جاذبه های توریستی , رستوران و ... دارای پرسنل فوق العاده ماهر و مجربی بودند.

کیفیت و قیمت غذایی که سرو کردیم خوب و سرویس دهی بسیار عالی بود. پس از سرو ناهار به طرف بالی رانی برمی گردیم. از اماکنی که در منطقه کوتا می خواستیم از آنها دیدن کنیم معبد تانالوت , کلوب ساحلی فینس و تور کوه پیمایی شبانه بود. پس از رسیدن به هتل از شدت خستگی خوابمان برد.

نزدیک به ساعت هشت شب بود که از خواب بیدار شدیم. پس از سرو چای به طرف میدان کوتا حرکت کردیم. گشنه شده بودیم اما قصد شام خوردن نداشتیم. به یک سوپرمارکت رفتیم و برای روز بعدمان که می خواستیم ماشین اجاره کنیم مقداری خوراکی خریدیم. اتومبیل را برای ساعت نه صح فردا رزرو کرده بودم. قصد داشتیم به بازدید از منطقه اوبد برویم. پس از خرید کردن و کمی گشتن به سمت هتل برگشتیم تا برای فردا انرژی کافی داشته باشیم.

ساعت هفت صبح از خواب بیدار شدم. وسایل لازم برای عکاسی را حاضر کردم و پس از آنکه کارهایم تمام شد همسرم و همسفرمان را نیز بیدار کردم. ساعت هشت شده بود و تا آمدن ماشین تنها 1 ساعت زمان داشتیم تا صبحانه را سرو کنیم.

راس ساعت نه صبح در لابی هتل حاضر بودیم و راننده نیز سر وقت آمد. نام راننده نورا بود. به کمک وی چمدان هایمان را داخل ماشین گذاشته و به راه افتادیم. به نورا گفتم برای امروز اماکن زیادی در اوبود هست که باید از آنها دیدن کنید پس راه بیفت.

درباره خودروهای اجاره ای و کرایه آنها می خواهم توضیحاتی به شما بدهم. ماشینی که ما اجاره کرده بودیم یک مدل تویوتا avanza با راننده ای آشنا با زبان انگلیسی بود . مدت زمان کرایه ده ساعت در روز و برای هر ساعت اضافی ده درصد مبلغ کل کرایه خودرو محاسبه خواهد شد. سال ساخت اتومبیل های اجاره ای از 2014 به بالا می باشند.

همسرم و همسفرمان خوابشان برده بود. از نورا پرسیدم که اگر در سواحل و آبشارهای بالی عکاسی کنیم مشکلی که ندارد؟ او گفت مبلغی را دریافت می کنند. پرسیدم چرا و او گفت اگر با لباسهای معمولی تان باشید موردی ندارد ولی اگر با لباس عروس باشید از شما هزینه می گیرند. پرسیدم هزینه اش چقدر است و گفت که نمی دونه.

به آبشار Tegenungan waterfall رسیدیم. این آبشار دومین آبشار مشهور بالی در منطقه اوبد می باشد. ( مشهورترین آبشار بالی gigit نام دارد که در شمال جزیره بالی واقع شده و چون خیلی دور بود نتوانستیم از آن دیدن کنیم. با رسیدنمان به آبشار همسرم و همسفرمان را بیدار کردم تا لباسهای لازم را از کوله بردارند. به طرف آبشار به راه افتادیم.

موضوع صحبتم با نورا را برای بقیه نیز توضیح دادم و آنها گفتند چاره ای نیست. به شخصی که در باجه نشسته بود موضوع را توضیح دادم و او گفت که بلیت ورودی معمولی سی و پنج هزار روپیه برای هر نفر و برای عکاسی ویژه پانصدهزار روپیه برای هر 3 نفرمان می باشد. پانصد هزار روپیه پرداخت کرده و به سمت آبشار حرکت کردیم. پس از نزدیک به 20 دقیقه پیاده روی به آبشار رسیدیم. منظره ای بی نظیر و فوق العاده داشت....

لباسهایمان را عوض کرده و شروع به عکاسی کردیم. پس از نزدیک به 1 ساعت به بخش دیگر آبشار رفتیم. در بین راه که بودیم گفتند که برای ورود به این قسمت باید دویست هزار روپیه پرداخت کنید ما گفتیم که قبلا پانصد هزار روپیه پرداخت کردیم. گفتند این بخش با اون بخش متفاوته. برای اینکه عکس های زیبایی بتوانیم بگیریم این هزینه را هم پرداخت کردیم. در تمام مدت عکاسی همه گردشگرانی که مارا می دیدند تبریک می گفتند !

تا نزدیک به ساعت یک ظهر برنامه آبشار را داشتیم. خیلی خسته شده بودیم. آبمیوه و شکلات خریدیم و خوردیم. رطوبت جزیره بالی و هوای فضای آبشار فوق العاده بود. پس از آنکه سوار ماشین شدیم به نورا گفتم که مقصد بعدیمان مشهورترین مزرعه و فروشگاه قهوه بالی می باشد. ماشین به راه افتاد.

متاسفانه نمی توانم عکس هایمان را برایتان انتشار دهم فقط می توانم بگویم که نتیجه از تصورمان بسیار فراتر رفت. پس از ادیت کردن عکس ها وقتی آنها را به خانواده هایمان نشان دادیم بسیار لذت بردند. حقیقتش خودمون هم باورمون نمی شد که چنین عکسهایی بگیریم.

به مزرعه قهوه کِمِنا Kemenuh رسیدیم. باران گرفته بود. دو نفر از خدمه مزرعه با چتر کنار ماشین وایساده تا ما پیاده شویم. با کمک و راهنمایی پرسنل وارد مزرعه قهوه بالی شدیم.

زمانیکه ما به مزرعه قهوه بالی مراجعه کردیم کسی در آن نبود. همین موضوع باعث شد تا بتوانیم خیلی راحت تر عکاسی کنیم. دختری جوان برای بازدید از مزرعه ما را همراهی کرد.

دختر جوان درباره گیاهان و قهوه های مزرعه توضیحاتی را برایمان داد و در عکاسی بسیار کمکمان کرد.

به بخش جالب داستان می رسیم. حیوانی به نام لوواک از شاخه درخت آویزان شده بود و به راسو شباهت داشت. نام این حیوان را در گوگل سرچ کردم. لوواک در مزرعه گشته و میوه های قهوه را می خورد. بخش میوه ای قهوه جذب بدن لوواک شده و بخش دانه و سفت آن دفع می شود. خدمه مزرعه مدفوع لوواک را جمع کرده و پس از شست و شو و حرارت های خاص آنهارا کوبیده تا گران ترین قهوه دنیا را تولید کنند. قهوه لوواک !

در حقیقت عملیاتی که سیستم گوارش لوواک بر روی میوه قهوه انجام می دهد باعث می شود تا قهوه با کیفیت تر و با ارزش تر بشود.

به بخش پشتی مرزعه که دارای شالیزارهای برنج بود رفتیم. باران بسیار دلنشینی می بارید. در آلاچیقی نشستیم.

پس از چند دقیقه دختری جوان که راهنمای ما بود با دستهایی پر از قهوه و چای و خوراکی به طرفمان آمد. میز را چید و قهوه لوواک را به صورت مخصوصی برایمان سرو کرد. من زیاد قهوه خور نیستم اما این قهوه را امتحان کردم. چای ترش هایش فوق العاده خوشمزه بودند. نزدیک به 1 ساعت در آلاچیق وقت گذراندیم و از منظره زیبای شالیزارها و صدای باران لذت بردیم.

با قطع شدن باران از آلاچیق بیرون آمده و به سمت خروجی رفتیم. همه چیز در مزرعه رایگان بود. به فروشگاه مزرعه رفتیم که در بخش خروجی قرار گرفته بود. این فروشگاه پر بود از قهوه های متنوع که معروف ترینشان قهوه لوواک بود.

حتما نباید خرید می کردیم اما به سفارش برادرم برایش قهوه لوواک خریدم. یک جعبه پنجاه گرمی قهوه لوواک را به مبلغ دویست و پنجاه هزار روپیه خریداری کردم و مزرعه را ترک کردیم. خدمه مزرعه تا دم ماشین ما را همراهی کرد. به خاطر اینکه خیلی هوامون رو داشت بهش انعام دادیم و خیلی تشکر کردیم. مقصد بعدیمان غار فیل ها در بالی بود.

دوباره همسرم و همسفرمان در ماشین خوابیدند و من بیدار ماندم ...

به غار فیل های بالی Elephant Cave رسیدیم. برعکس نامش هیچ خبری از فیل نبود ! باران شدت گرفته بود. راننده جلوی در ورودی توقف کرده و ما پیاده شدیم. ورودی غار مبلغ پنجاه هزار روپیه برای هر نفر بود. اگر شلوارک یا لباس کوتاه به تن داشته باشید باید یک شال دور کمرتان ببندین تا پاهایتان معلوم نباشد. هرچند به صورت نمادین است و در عملی تفاوتی ندارد. از روی خوش شانسی ما لباسمان بلند بود و بدون وقت تلف کردن به راهمان ادامه دادیم تا به غار فیل ها رسیدیم.

داخل غار تاریک بود و شامل تعدادی مجسمه بودا و تزئینات سنتی و ساده می شد. از غار که بیرون آمدیم در حوض های وسط محوطه که مجسمه های جالبی داشتند عکس گرفتیم.

طرفی از محوطه غار که پوشش جنگلی داشت موجب شد تا بتوانیم بدون چتر قدم بزنیم.

سپس به طرف معبد حرکت کردیم. به یکباره پیرمردی را دیدیم که ریش های بلندی داشت و خیلی پیر بود. نمی توانست حرف بزند و با اشاره مقداری برنج و آب معطر بر پیشانی هایمان ریخت. به تقلید از او عبادت بودای مقدس را شروع کردیم. نمی خواستیم که یه وقتی به بودا بی احترامی کرده باشیم. بعد از انجام اینکارها وقتی خواستیم برگردیم گفت که پشت به بودا نباید بروید. ما هم مسیر برگشت را مجبور شدیم به عقب بیاییم ! بعد از اینکه به ماشین رسیدیم به راننده مسیر بعدیمان را گفتم.

قصد داشتیم که تور نیمروزی دوچرخه سواری در بالی را نیز رزرو کنیم به همین خاطر در مسیر برگشت به هتل تور را رزرو کرده تا بعدا دچار مشکل نشویم. هرچه بیشتر میرفتیم کوچه ها تنگ تر و باریک تر می شدند. انگار که وارد محله بومیان اوبود شده بودیم. مجموعه رزرو تور در یک عقب نشینی قرار گرفته بود. وارد دفتر شدم. یکی از پرسنل مجموعه با نوشیدنی خنک ازم استقبال کرد. سپس از آنها درخواست رزرو تور برای سه نفرمان را کردم. اطلاعاتی را ازمون پرسید و گفت که اگر بارندگی شدید باشد تور لغو خواهد شد. به همین خاطر به هواشناسی نگاهی انداختم روز شنبه را که از همه ریسکش کمتر بود را انتخاب کردم. هزینه تور را باید در همان روز شنبه پرداخت می کردیم. ساعت ترانسفرمان هفت و بیست دقیقه صبح بود. همسرم و همسفرمان کمی غر زدند که چرا هفت صبح ؟!

سپس سوار ماشین شدیم و به هتل بالی رانی بازگشتیم.

ساعت حدودا هفت عصر بود که به هتل رسیدیم. پس از کنترل امنیتی ماشین راه باز شد و وارد شدیم. برایم سوال پیش آمده بود که این کنترل امنیتی ماشین با دستگاه های مخصوص در حالی که جزیره بالی در نهایت امنیت است برای چیست ؟ نورا نتوانسته بود جوابم را بدهد.

هزینه کرایه اتومبیل چهارصد و هشتاد هزار روپیه یا همان سی و پنج دلار بود که از قبل با موسسه توافق کرده بودیم.

پس از رفتن به اتاقهایمان دوش گرفتیم و کمی استراحت کردیم. برای سرو شام به طرف میدان کوتا به راه افتادیم. باید به صرافی می رفتیم چون روپیه هایمان در حال تمام شدن بود. در مسیر پیاده رویمان به رستورانی برخوردیم که میز و صندلی هایش را در فضای باز خیابان چیده بود. غذاهای دریایی را سرو می کرد. هر موجودی که در آکواریوم بود را می خواستید همان لحظه برایتان کباب می کرد!

ماهی هایی را انتخاب کردیم و تا آماده شوند سر میز نشستیم. به جز ماهی , سالاد و پاستا نیز سفارش داده بودیم.

در مدتی که در بالی اقامت داشتیم هر زمان که سالاد سفارش می دادیم آنقدر صیفی جاتشان تازه و خوشمزه بود که هیچوقت از آنها سیر نشدیم. پس از مدتی غذاهایمان حاضر شد. نکته جالب در ظرف های غذاهای بالی این بود که از برگ درختان بعنوان بشقاب و کاسه استفاده می کردند.

مثلا به جای اینکه سس را در ظرف بریزند در برگ درختی ریخته و با استفاده از منگنه به شکل کاسه ای کوچک تبدیلش کرده بودند. طعم ادویه ها و سس های جنوب شرق آسیا با آنچه که ما تا به حال تجربه کرده ایم زمین تا آسمان فرق دارد. این سس را به تنهایی نمی شد خورد اما وقتی با ماهی سرو می کردیم فوق العاده می شد. هزینه غذایمان در آن شب دویست و شصت و سه هزار روپیه شد. پس از بازگشت به هتل از شدت خستگی خوابمان برد.

پس از بیدار شدن دوباره برنامه عکاسی داشتیم. پس از ریختن چای همسرم و همسفرم را بیدار کردم. پس از سرو صبحانه دوباره به اتاقها بازگشته و برای عکاسی با لباسهای مبدل به فضای برکه هتل رفتیم. هتل بالی رانی شامل 2 فضای باز بود. یکی فضای برکه و آلاچیق و دیگری فضای استخر که در کنار رستوران هتل قرار گرفته بود.

مشغول عکاسی شده بودیم که خانمی با یونیفرم خاصی به سمتان آمد و از ما درخواست کردم که عکس ها را برای ایمیل هتل بفرستیم تا در گالری هتل به نمایش بگذارند. اماعذرخواهی کردم و گفتم متاسفانه اینکار برایمان مقدور نیست. او با خوشرویی قبول کرد و سپس رفت. ما هم به عکاسی کردنمان ادامه دادیم.

پس از عکاسی به هتل برگشتیم و کمی استراحت کردیم. ساعت نزدیک به یک ظهر بود که باران داشت نم می زد. وسایلمان را جمع کردیم تا به کلوپ ساحلی فینس در منطقه کوتا برویم.

پس از خروج از هتل با تاکسی blue bird و پس از نزدیک به چهل دقیقه به جاده ای رسیدیم که راننده برامون یکی یکی کلوپ هارو معرفی می کرد. به او گفتم ما می خواهیم به کلوپ فینس برویم و گفت فینس بهترینشان است. از استرالیا می آیید؟ جواب دادم نه ما ایرانی هستیم. پس از مدتی به جایی رسیدیم که دیگر بن بست بود و هیچ جاده ای وجود نداشت. به کلوپ فینس بالی رسیده بودیم. کرایه مان صد هزار روپیه شد. محو تماشای این کلوپ شده بودیم. فوق العاده بود ! در بخش ورودی کوله هایمان را کنترل کرده و سپس اجازه ورود می دهند. از پله ها بالا رفته و وارد کلوپ فینس می شویم.

از لحظه ورودمان با دکور , موسیقی و لباس خاص کارکنان و مکانی متفاوتی در بالی آشنا شدیم.

کلوپ ساحلی فینس شامل ساحلی اختصاصی , ساختمان و نمای فوق العاده و خدمه ماهر و مجرب , dj , تخت ها و صندلی های راحت و فضای بسیار زیبایی می شد.

چونکه هنوز ناهار نخورده بودیم گرسنه مان شده بود. به طرف پذیرش رفته و در خواست اکانت کردیم. ورودی کلوپ فینس رایگان ولی برای دریافت دیگر خدمات باید یک اکانت داشته باشید. چون کردیت کارت نداشتیم برای ودیعه مبلغ دو میلیون روپیه را به مسئول دادیم و یک شماره دریافت نمودیم. یک پیتزای مدیترانه ای به همراه نوشابه و سیب زمینی سفارش دادیم. عده ای در استخر بودند و عده ای هم در حال ریلکسیشن.

غذایمان بسیار خوشمزه بود و آن را با خمیر دست سازی که به نان تافتون شباهت دارد درست کرده بودند

پس از سرو ناهار رفتیم تا در فضای کلوپ عکس بگیریم. بعد از آن هم به استخر رفته تا آب تنی کنیم. تا غروب در کلوپ فینس ماندیم و وقتی هوا تاریک شد به طرف پذیرش رفتیم و درخواست صورت حساب کردیم. از دیدن مبلغ یک لحظه هنگ کردیم . اما متوجه شدیم که سه مورد آخر برای ما نیست. به مسئول موضوع را گفته و او نیز بعد از بررسی فیش را اصلاح کرد.

پس از خارج شدن از کلوپ فینس هوا تاریک شده بود. کمی پیاده روی کردیم.

پس از بازگشت از فینس بیچ کلاب به مرکز ماساژ رفتیم. فضای آن کم نور و موسیقی آرامش بخشی در حال اجرا بود. همسرم خدمات پدیکور و من و همسفرمان خدمات ماساژ را انتخاب کردیم. مثل ماساژ تایلندی روی صندلی های خاصی نشسته و پس از پاشویه در آب ولرم و گلبرگ ماساژمان را شروع می کنند. همه چیز برای ریلکس کردن بود. پرسنل این مجموعه بسیار تلاش می کردند تا فضا آرامش بخش باشد. ماساژمان نزدیک به چهل و پنج دقیقه زمان برد و دویست و هفتاد هزار روپیه پرداخت کردیم. دوباره به منطقه پر جنب و جوش کوتا برگشته بودیم. پس از سرو شام و خرید مقداری خوراکی به هتل بالی رانی بازگشتیم. برای روز بعدمان در بالی نیز اتومبیل اجاره کرده بودیم.

مثل هر روز از همه زودتر بیدار شدم و کوله پشتیمان را پر از وسایل و البته نهار کردم ! در نظر داشتیم روزهایی که ماشین اجاره می کنیم وقتمان را برای نهار تلف نکنیم. همراه خودمان دو کنسر تن ماهی را که آورده بودیم به همراه یک بسته نان تستی که از سوپرمارکت خریده بودیم در کوله گذاشتم.

پس از سرو صبحانه ساعت بیست دقیقه به نه بود که در لابی هتل حاضر شدیم. راننده امروزمان نورا نبود و شخص دیگری آمده بود. نام راننده پوتو و به زبان انگلیسی مسلط بود. پوتو بیست و سه ساله بود. برعکس بیشتر مردمان اندونزی پوتو خیلی بیشتر از سنش نشان می داد. پس از آنکه سوار ماشین شدیم برنامه مان را به پوتو توضیح دادم.

در ابتدا از معبد تانالوت tanah lot در منطقه کوتا دیدن کردیم. سپس به شمال جزیره بالی رفته تا از نماد معروف بالی یعنی معبد Pura ulun danu beratan بازدید نماییم. این معبد خیلی از ما فاصله داشت اما خب نمی شود به جزیره بالی سفر کرد و از این معبد دیدن نکرد. پس از آن نیز در مسیر برگشتمان از معبد میمون ها دیدن کردیم. به پوتو گفته بودم که امروز باید از این 3 مکان در بالی دیدن کرده و تا قبل از ساعت هفت جلوی درب هتل باشیم پس خودت برنامه ریزی کن. از پوتو خیلی خوشمان آمده بود. در روزهای بعدی نیز با او بیشتر آشنا شدیم.

پوتو برای اینکه وقت را تلف نکند برای رفتن به بخش غربی کوتا از جنوبی ترین بخش اوبد به طرف معبد تانالوت حرکت کرد. پوتو از مسیرهای میانبر و کم ترافیک تر استفاده کرد.

در میان راه که بودیم دیدن منظره ای فوق العاده نظرم را جلب کرد. به پوتو گفتم که وایسا ! از ماشین پیاده شدم و عکس های مورد علاقه ام را گرفتم. شالیزارهایی با منظره ای بی نظیر که انتها ندارند....

در مسیر که بودیم به خیابانی رسیدیم که دورمان را معابد کوچک و مشابه فرا گرفته بودند. از پوتو پرسیدم که اینها چی هستند و او گفت خانه ! گفتم اینها که کاملا شبیه معبد اند ! برایمان توضیح داد که در جزیره بالی تنها سه معبد وجود دارد که مردمان اندونزی برای عبادت به آنها می روند. در غیر اینصورت باید در خانه هایشان عبادت نمایند. به همین خاطر هر خانه نیز دارای یک معبد خانوادگی است و تنها افراد خانواده می توانند از آن استفاده نمایند. به عبارت دیگر نمی توان از معبد همسایه برای عبادت استفاده کرد !

همانگونه که برایتان توضیح دادم جزیره بالی مملوء از معبد بزرگ و کوچک است به همین دلیل آن را جزیره خدایان می نامند. اما سه معبد مشهور بالی عبارتند از معبد براتان در بخش شمالی , معبد تانالوت در بخش غربی کوتا و معبد اولاواتو در منطقه جنوبی کوتا. ما در سفرمان به بالی از این 3 معبد بازدید کردیم.

معبد تانالوت معبدی مانند یک جزیره کوچک بود. برای بازدید از این معبد بلیتی را به مبلغ شصت هزار روپیه برای هر نفرمان باید به عنوان ورودی میخریدیم. عکسهای این معبد را در اینترنت دیده بودم. حس بسیار خوبی داشتم.

معبد تانالوت چند متری در آب واقع شده و بوسیله یک باریکه به خشکی متصل شده است. وقتی دریا در حالت مد قرار دارد این باریکه به زیر آب رفته و مسیر ارتباطی آن با خشکی ناپدید می شود و تنها در زمان جزر میباشد که می توانید از این معبد دیدن نمایید.

برای رفتن به این معبد باید به آب بروید تا تطهیر شوید ! در میانه مسیر آب تا زانوهایمان آمده بود. سریع تر حرکت کردیم و به جلوی معبد رسیدیم.

برای بالا رفتن از پله های معبد تانالوت باید اوال نشانه بگیرید. یعنی یه نفر مقداری آب معطر و برنج را بر روی پیشانی و میان دو ابرویتان می چسباند.

کمی در این معبد و فضای اطرافش گشت زدیم و سپس برگشتیم. در مسیر خروجی نیز تعدادی بازارهای محلی و سنتی قرار گرفته و برای خرید سوغاتی بسیار مناسب بودند.

در بازارهای سنتی و محلی تی شرت هایی را می فروختند که روی آن نوشته شده بود I love bali . سه تا تی شرت خریدیم.

سوار ماشین شدیم و به طرف معبد براتان به راه افتادیم. در طی مسیر از بین محله های سرسبز و جنگلی عبور می کردیم. همانگونه که به بیرون نگاه می کردم چشمم به مردمانی افتاد که آتش روشن کرده و در حال عبادت بودند. پوتو برایمان توضیح داد که این مراسم تدفین است. در ادامه افزود که جنازه متوفی را سوزانده و پس از سوختن کامل استخوان ها را به همراه مقداری از خاکستر باقیمانده در دستمالی پیچیده و داخل دریا می ریزند.

مسیری که به معبد براتان ختم می شد پر از پیچ و خم بود. باران نیز شروع به باریدن کرده بود.ناگهان موتورهای هارلی دیویدسون از روبه رومان آمده و از کنارمان رد شدند. به پوتو گفتم که اینها پلیس هستند؟ و گفت نه اینها ریچ من ها هستند. ریچ من ها مردان پولداری می باشند که برای تفریح از جاکارتا به بالی آمده و همیشه هم به صورت گروهی هستند.

پس از رسیدن به معبد براتان بارش باران خیلی کم شده بود. اما از پوتو چتر قرض گرفتیم. برای ورود به این معبد برای هر نفرمان بلیتی را به مبلغ پنجاه هزار روپیه خریدیم. معبد براتان نماد معروف جزیره بالی است.

بیشتر آژانس های مسافرتی از عکس معبد براتان در تبلیغ تورهای بالی استفاده می کنند.اهمیت این معبد در پشت اسکناس پنجاه هزار روپیه ای اندونزی نیز وجود دارد که تصویر آن بر این اسکناس حک شده است.

پس از بازدید از معبد براتان به طرف ماشین برگشتیم. به سمت مقصد بعدیمان حرکت کردیم. پوتو برایمان آهنگ های اندونزیایی گذاشته بود. پس از آن او از ما خواست که آهنگ های ایرانی بگذاریم ! خیلی باهم دوست شده بودیم و پوتو به ما گفت شما اولین ایرانیانی هستید که من باهاشون آشنا میشوم و خیلی از شما خوشم اومده ! ماهم خیلی از پوتو خوشمون اومده بود.

به جنگل میمون( (Alas Kedaton رسیدیم. ورودی این جنگل مانند عوارضی بود. کنار هر باجه برای هر نفرمان بلیتی به مبلغ پانزده هزار روپیه می گرفتند و اجازه ورود می دادند.

باران شدت گرفته بود. به خاطر همین تا باران کمی بند بیاید تصمیم گرفته بودیم نهارمان را سرو کنیم. من و همسرم عقب نشسته بودیم و برای همسفرمان و پوتو لقمه می گرفتیم !

از شدت باران کاسته شده بود. پیاده شدیم و راه رفتیم. مسئولی که در محوطه بود ما را راهنمایی میکرد. در این جنگل میمون ها از بزرگ تا کوچک از سر و کولتان بالا می روند !

از قبل می دانستم که اگر با خوراکی یا زیورآلات به میمون ها نزدیک شوی آنها راحتت نمی گذارند. به همین خاطر از قبل به بقیه گفته بودم که چیزی همراهشان نباشد. کمی که جلوتر رفتیم صدای میمون ها توجهمان را جلب کرد. بیشتر از پانزده میمون سر یک خوراکی که دزدیده بودند داشتن دعوا می کردند. خیلی خندیدیم ...

سپس مسیرمان را ادامه دادیم و به یک معبد ستونی رسیدیم.

بالای معبد زنگوله ای طلایی قرار رفته بود. راهنما برایمان توضیح داد که این زنگ ها و این معبد برای میمون هاست.

جلوتر که رفتیم صحنه ای جالب دیدیم. تعدادی خفاش از شاخه های یک درخت آویزان بودند.

تا حالا از نزدیک خفاش ندیده بودم. جدا از در نظر گرفتن بالهایشان , قیافه شان شبیه موش بود. همسرم و همسفرمان می خواستند با خفاش ها عکس بگیرند. به همین خاطر نفری بیست هزار روپیه پرداخت کردیم.

برنامه بازدید از جنگل میمون ها نیز به پایان رسید.

با پوتو درباره تور کوهنوردی شبانه باتور صحبت کردیم. ساعت نزدیک به شش عصر بود که به هتل رسیدیم. از پوتو خواستم تا برایمان تور کوهنوردی را رزرو کند. او نیز با کمال میل قبول کرد.

پس از آنکه استراحت کردیم به خیابان مورد علاقه مان در کوتا رفتیم. مرکز خرید دیسکاوری در دویست متری هتل بالی رانی قرار گرفته و چندین بار از مقابل آن رد شده بودیم اما اینار وارد شدیم و گشتی زدیم.

در بخش ورودی این مرکز خرید یک کیک فروشی قرار گرفته بود که بوی کیک و نان تازه اش حواسمان را پرت کرد. خیلی گرسنه بودیم. برای همین به پیتزا هات که مقابل کیک فروشی بود رفتیم. پس از سرو شام نیز به بازار رفتیم.

کمی گشت زدیم تا به جایی رسیدیم که تخته های موج سواری دکوری و رومیزی داشت. همگی تصمیم گرفتیم که از این محل سوغاتی بخریم. قیمت هر کدام نیز حدودا سی هزار روپیه بود.

پس از خرید کردن به هتل بازگشتیم و تصمیم گرفتیم از خدمات ماساژ استفاده نماییم. ماساژ تایلندی و روغنی را انتخاب کردیم.

در روز بعدیمان در سفر به بالی برای ترانسفر تور دوچرخه سواری پیش از ساعت هفت و بیست دقیقه صبح در لابی هتل منتظر بودیم. تی شرت های مخصوص I love bali را نیز پوشیده بودیم.

پس از نزدیک به 1 ساعت به دفتر رزرو تور که قبلا هم به آن رفته بودیم رسیدیم. هزینه تور دوچرخه سواری برای هر نفرمان ششصد و پنجاه هزار روپیه بود. ناهار , سالاد و نوشیدنی نیز برای ظهر از منویی که روی تور حساب شده بود انتخاب می شد. به هر نفرمان یک دوچرخه برقی و یک قمقمه آب تحویل می دادند. کمی اطراف همان محل گشت زدیم تا با کارکرد دوچرخه آشنا شویم. موتور آن خیلی قوی بود.

چندین گروه استرالیایی و آمریکایی نیز به ما پیوستند. راهنماهای تورمان نیز با یونیفرم و بیسیم همراهیمان کردند و به راه افتادیم.

در مسیری که باریک بود همه پشت هم حرکت می کردیم. راهنماهای تورمان در عقب, وسط و جلو در حال حرکت بودند. یکی از آنها جلوتر از همه در حرکت بود و پیش از آنکه ما برسیم با نگه داشتن یک پرچم اتومبیل ها را نگه می دارد تا ما با امنیت عبور کنیم. یکی دیگر در حال عکس گرفتن و دیگری در حال حمل کمک های جعبه اولیه در کوله اش است. با گروهی کاملا مجرب و حرفه ای این تور را اجرا کردیم.

اولین جایی که توقف کردیم کنار شالیزاری بود که زنان اندونزیایی در حال برداشت محصول بودند.

شالی ها را دور کرده و داخل محفظه مخصوصی در وسط زمین آن ها را می کوبیدند تا دانه های برنج از شالی جدا گشته و در مخزن جمع شوند. من نیز کمکشان کردم.

پس از چند دقیقه به مسیرمان ادامه داده و از سربالایی ها و سرپایینی های زیادی عبور کردیم. از جلوی مدرسه ای رد شدیم که بچه های کوچک با یونیفرم های خیلی بامزه در حال تعطیل شدن بودند. قیافه هایشان خیلی بانمک بود. شبیه شخصیت های کارتونی بودند.

به راه خاکی و باریکی رسیدیم. باریکی این راه به اندازه دوچرخه ای بود که از میان شالیزارها بگذرد. خیلی تماشایی بود. در محلی صاف و مسطح توقف می کنیم و شروع میکنیم به عکاسی و استراحت کردن.

پس از توقفی کوتاه دوباره به راه می افتیم. به مکانی که در نظر داشتیم رسیدیم. کافه ای در کنار شالیزارهای پلکانی اوبد با نوشته مشهورش : I love bali .

بر روی یک نیمکت نشسته و از تماشای منظره بی نظیر لذت بردیم.

پس از نزدیک به 30 دقیقه دوباره به راه می افتیم و به طرف مقصد بعدیمان که مزرعه قهوه است حرکت می کنیم. از این مدل مزارع قهوه در سرتاسر بالی به تعداد زیادی وجود دارند. چون قبلا از اینجور مزارع دیدن کرده بودیم خیلی سریع بازدید کردیم و تنها چند تا عکس گرفتیم.

آخرین مقصدمان رستوران می باشد. رستورانی سنتی و با کیفیت عالی. نهارمان را ماهی موجاهیر و اردک به همراه آبمیوه و نوشابه سفارش داده بودیم.

پس از سرو ناهار به محلی که تورمان را شروع کرده بودیم رسیدیم و دوچرخه ها را هم تحویل دادیم. بوسیله ترانسفر به هتل بالی رانی بازگشتیم. نزدیک به 1 کیلومتر قبل از هتل به راننده گفتم که ما را پیاده کند. می خواستیم برای تور کوهنوردی شبمان برای همسرم از مرکز خرید lippo mall یک کفش مناسب بخریم.

در لیپومال کمی گشت زدیم و خیلی راحت کفش مورد نطرمان را پیدا کردیم. در هنگام خروج از پاساژ به جمعی از جوانان برخوردیم که با میکروفون هنرنمایی می کردند ! به محض خروج از مرکز خرید دوباره با گروهی از ریچ من ها روبه رو شدیم. به دنبالشان رفتم تا بتوانم از آنها عکس بگیرم.

پس از رسیدن به هتل مایو و حوله مان را برداشته و به استخر رفتیم. رستوران کنار استخر منوی بسیار متنوعی داشت. به منو نگاهی انداختم و دیدم که غذای مشهور بالی یعنی ناسی گورنگ رو هم داره. ناسی گورنگ یه غذایی شبیه استامبولیه فقط یه تخم مرغ آب پز هم کنارش سرو می کنن. ناسی گورنگ متشکل شده از برنج , مرغ, سبزیجات و نیمرو میباشد.

پس از چند ساعت به اتاقهایمان بازگشته و چون باید ساعت دو نیمه شب برای تور کوهنوردی آماده می شدیم زودتر شام خوردیم و خوابیدیم. برای سرو شام از هتل بیرون آمده و به رستورانی که غذاهای دریایی داشت رفتیم.

خرچنگ , اردک آبی و نودل به همراه نوشیدنی سفارش دادیم. خرچنگ ها را از داخل آکواریوم انتخاب می کردیم.

ساعت نزدیک به نه و بیست دقیقه شب بود که به هتل بازگشتیم. نخستین شبی بود که زود می خوابیدیم. برای 4-5 ساعت بعدمان برنامه مهیجی داشتیم.

پیش از خواب وسایلمان را در کوله پشتی جمع کرده و برای هر کداممان یک دست لباس گرم برداشتم. پس از بیدار شدن در لابی هتل منتظر بودیم. پوتو در ساعت تعیین شده به دنبالمان آمد و همانجا هزینه تورمان را که نفری هفتصد هزار روپیه بود به وی پرداخت کردیم.

وقتی کوتا را ترک می کردیم و در مسیر کوه باتور به طرف شمال جزیره بالی در حرکت بودیم ساعت بین سه و چهار صبح بود. همه جا خلوت بود.

ساعت نزدیک به چهار و ربع صبح بود که به محل اجرای تور در میان جنگل رسیدیم. ماشین را در جایی پارک کرده و پیاده شدیم. همه جا کاملا تاریک بود. جمعیت زیادی حضور پیدا کرده بودند. لیدر تورمان بادانگ نام داشت. به هر کداممان یک چرغ قوه داد و تذکر داد که در طول مسیر نور چراغ قوه را به چشم کسی نیندازیم چون خطرناک است.

پوتو داخل ماشین خوابیده بود و ما هم بعد از پوشیدن لباسهای گرممان تور کوهنوردیمان را آغاز کردیم. برای هر چند نفر یک تور لیدر انتخاب می کردند چون مسیر خطرناک بود و باید افراد کاملا دارای امنیت می بودند.

مسیر خاکی و از میان جنگل می گذشت. هرچه بیشتر می رفتیم فاصله گروه ها هم بیشتر می شد. در طول مسیر که هنوز مسطح بود به یک مجسمه بودا برخوردیم.

بادانگ از ما خواست که اگر مشکلی ندارد در این محل برای چند دقیقه توقف کردیم. ما هم قبول کردیم و نظاره گر عبادت بادانگ شدیم. در جزیره بالی به هر سمت که نگاه کنی حداقل یک مجسمه بودا می بینی. واقعا لقب خوبی به جزیره بالی داده اند : جزیره خدایان ....

هوا هنوز تاریک بود. پس از عبادت بادانگ به راه افتادیم. از شیب مسیرمان فهمیدیم که مرحله سخت کوهنوردی داره شروع میشه. از شیب که بالا می رفتیم دیدیم که گروهی در حال استراحت کردن هستند.

پس از نزدیک به یک ربع که شیب در حال تندتر شدن بود از بادانگ خواستیم که کمی استراحت کنیم. به مدت دو دقیقه استراحت کردیم و دوباره به راه افتادیم. بعد از اینکه یه کم دیگه کوهنوردی کردیم خیس عرق شده بودیم و دیگه جونی برامون نمونده بود. بلند شدیم و دوباره به راه افتادیم . هوا هنوز تاریک بود.

شیب مسیر خیلی زیاد شده بود به خاطر همین خیلی آرام حرکت می کردیم. از بادانگ پرسیدم که چقدر مانده تا برسیم و گفت نصف دیگر مسیر مانده !!!

سعی می کردم تا خستگیم را نشان ندهم. کمی جلوتر به مکانی رسیدیم که دارای چندین نیمکت و دکه تنقلات بود. روی نیمکت کمی نشستیم و سعی کردیم خستگیمان را به در کنیم. از دکه تعدادی آب , شکلات و آبمیوه خریدیم. پس از نزدیک به ده دقیقه با اشاره بادانگ دوباره به راه افتادیم. سپیده دم صبح بود و چراغ قوه هایمان را خاموش کردیم. چراغ قوه ها را به بادانگ تحویل دادیم. یک ربع دیگر مانده بود تا به مقصدمان برسیم.

سرانجام به بالای قله رسیدیم و منظره بی نظیری را از طلوع آفتاب از کوه آتشفشانی باتور تماشا کردیم.

در همان محل صبحانه خوردیم و استراحت کردیم. تخم مرغ را لیدرمان آورده بود که شامل نان تست , تخم مرغ آب پز و چای و آبمیوه می شد. دیگر گروه ها نیز مشغول خوردن صبحانه شدند. با طلوع کردن خورشید و منظره ای که به وجود آمده بود فهمیدم که تحمل کردن سختی راه واقعا ارزشش رو داشت ....

با روشن شدن کامل هوا میمون ها هم پیدایشان شد. آنها به افرادی که در بالای کوه بودند حمله کردند و هر آنچه که ازغذاهایشان باقی مانده بود دزدیدند.

بعد از اینکه از منظره لذت بردیم و عکاسی کردیم بادانگ گفت که باید برگردیم. در روز واقعا مسیری که برای رسیدن به قله طی کرده بودیم دیدنی بود.

در طول مسیر برگشتمان به منطقه ای کوهستانی رسیدیم که شبیه روستا بود. شغل مردمان این روستا دامداری و مزرعه داری بود.

پس از رسیدن به میدانگاه برگه نظر سنجی به ما دادند که اعلام میزان رضایت از لیدر تور بود. ما هم رضایت کامل داتشیم و برگه را با امتیاز بالا پر کردیم ....

پس از خداحافظی از بادانگ ساعت نزدیک به یک و نیم ظهر بود که سوار ماشین شدیم و به همراه پوتو به طرف هتل بازگشتیم.

در مسیر برگشتمان نیز پوتو در مکانی که دارای منظره خوبی برای عکاسی بود توقف کرد. چنانچه تورهای کینتامانی را از دکه های شهری بالی خریداری کنید برنامه نهارتان در این مکان برگزار می شود.

سوار ماشین شدیم و به راه افتادیم. چون می خواستیم که پیش از غروب آفتاب در ساحل جیمباران باشیم از راننده مان سوال کردم که چه ساعتی آفتاب غروب می کند ؟ گفت که ساعت شش عصر آفتاب غروب می کند. قرار شد که به دنبالمان بیاید و ما را به جیمباران ببرد.

پس از رسیدن به هتل از شدت خستگی به اتاقهایمان رفتیم و خوابمان برد.

ساعت نزدیک به چهار و نیم بعد از ظهر بود که از خواب بیدار و آماده شدیم. ساعت پنج در لابی منتظر بودیم. پس از چند دقیقه نیز راننده به دنبالمان آمده و به سمت ساحل جیمباران حرکت کردیم.

ساحل جیمباران در خلیجی تحت همین نام و در امتداد فرودگاه denpasaz واقع شده بود. از هتل بالی رانی تا ساحل جیمباران نزدیک به نیم ساعت در راه بودیم. غروب این ساحل در میان گردشگرانی که به بالی سفر می کنند بسیار زبانزد است. ساحل جیمباران مملوء از رستوران های ساحلی بودند که بیشتر غذاهای دریایی سرو می کنند. در دکه های فروش تور در بالی این تور را با نام Romantic dinner ارائه می کنند.

پس از پارک کردن ماشین وارد ساحل رمانتیک جیمباران شدیم و پشت یک میز نشستیم. سپس آبمیوه سفارش دادیم.

فضای ساحل جیمباران بسیار تمیز و زیبا و دلنشین بود. میز و صندلی هایی را به همراه سایه بون در ساحل قرار داده بودند و موسیقی بسیار ملایمی را هم پخش می کردند. پس از چند ساعت سوار ماشین شدیم و به هتل برگشتیم.

پس از رسیدن به هتل قرار شد که فردا هم راننده به دنبالمان آمده تا در روز آخر سفرمان به بالی از جنوب آن بازدید نماییم. برای روز آخر اینگونه برنامه ریزی کردیم : صبح زود از خواب بیدار شده و چمدان هایمان را جمع کنیم. سپس اتاقها را تحویل داده و وسایلمان را داخل اتومبیل بگذاریم و سپس برای بازدید از سه ساحل باقی مانده و سومین معبد جزیره بالی راهی شویم.

پرواز برگشتمان از بالی به دوحه ساعت 7 عصر بود و ما باید تا ساعت پنج به فرودگاه می رسیدیم.

شام را کنسرو تن ماهی و نان تست خوردیم و خوابیدیم.

صبح که شد وسایلمان را جمع کرده و برای چک اوت به لابی رفتیم. به کمک خدمه هتل چمدان هایمان را داخل اتومبیل گذاشته و به آنها نیز انعام دادم. برای آخرین بار به هتل دوست داشتنی بالی رانی نگاهی انداختم و سوار ماشین شدیم.

به آنیکا که لیدر تورمان بود زنگ زدم و گفتم برای ترانسفر فرودگاهی به دنبالمان نیاید.

به معبد اولاواتو رسیدیم. بلیت ورودی برای هر نفر به مبلغ سی هزار روپیه بود. مانند دیگر معابد بالی از پارچه ای برای پوشاندن پاها استفاده می کردند. هر کداممان یک شال به کمرمان بسته و به طرف اولاواتو به راه افتادیم.

در مسیرمان یک حوض فوق العاده زیبایی را دیدیم که نطرمان را جلب کرد. راننده مان که همراهمان آمده بود گفت که این حوض مخصوص میمون هاست! پس از بازدید از معبد اولاواتو برای رفتن به ساحل Blue point beach به راه افتادیم. این ساحل رستوران ساحلی فوق العاده ای هم داشت که ما به آن نرفتیم. چون زمان مناسبی برای نهار خوردن نبود.

تعداد زیادی از موج سواران نیز در این ساحل حضور داشتند. زیاد در این ساحل نماندیم و پس از چند دقیقه آن را ترک کردیم.

سپس به ساحل پادانگ پادانگ رفتیم و برای هر نفرمان مبلغ ده هزار روپیه به عنوان ورودی پرداخت کردیم.

در جزیره بالی بیشتر معبد ها و سواحل به صورت ستون های سنگی هستند.

پله های ورودی ساحل به این شکل از بین صخره های بزرگی رد می شد و پایین می رفت و در نهایت این ساحل زیبا ...

در ساحل پادانگ بیشتر افراد مشغول حمام آفتاب و ریلکسیشن بودند و کسی به موج سواری یا تفریح آبی مشغول نبود.

عجله داشتیم و باید به مقصد بعدیمان هم می رفتیم. پس از این ساحل به آخرین مقصد مورد نظرمان در بالی , ساحل Dream land beach رفتیم. ورودی این ساحل بسیار امنیتی بود و با دستگاه بمب یاب ماشین ها را کنترل می کردند. بعدا متوجه شدم که تروریست های القاعده نزدیک به 8 سال پیش در بالی بمب گذاری کرده و گردشگران زیادی را هم کشته اند.

پس از وارد شدن , ماشین را در جایی پارک کرده و با شاتل به سمت ساحل رفتیم. پیش از رسیدن به ساحل دریم لند از مقابل بازاری سنتی و محلی نیز گذر کردیم. همه چیز در این ساحل شبیه به نقاشی بود !

بهای ورودیه بام ساحل که شامل استخر و رستورانی لوکس و مجلل می شد به ازای هر نفر صدهزار روپیه بود. استخر این ساحل نیز شبیه استخر کلوپ ساحلی فینس بود.

زمان زیادی نداشتیم. یک میز را که دارای منظره ساحل بود را انتخاب کرده و نشستیم. برای نهار پیتزا , هات داگ , سالاد و نوشیدنی سفارش دادیم. واقعا همه چی خیلی خوب بود.

ساعت چهار و بیست دقیقه بود. خیلی زود پول نهارمان را پرداخت کرده و به طرف خروجی و مکانی که شاتل ها توقف می کردند به راه افتادیم.

به خاطر اینکه دیگر روپیه اندونزی به کارم نمیومد اولین صرافی که رسیدم آنها را به دلار کردم.

پس از رسیدن به فرودگاه از پوتو خداحافظی کرده و به طرف سالن فرودگاه به راه افتادیم.

گیت باز شده بود. چمدان هایمان را تحویل داده و کارت های پروازمان را گرفتیم. متاسفانه مسئول دستگاه به همکارش گفت که کیفم را بگردند. داخل کیفم ژل و اسپری و... بود. بهم گفتن که نمی تونید اینارو با خودتون داخل ببرین. می خواستن بریزن داخل سطل آشغال که پرسیدم می تونم برگردم و ساکم رو به بخش بار تحویل بدم ؟ اوناهم گفتن بله. بدین ترتیب وسایلم دور ریخته نشد !! پرواز برگشتمان قطر ایرویز بود.

در بخش فری شاپ فرودگاه با پنجاه هزار روپیه ای که برایمان مانده بود تنها توانستیم سه تا بیسکوئیت تخفیف خورده بخریم.

مدت پروازمان نزدیک به هشت ساعت و چهل دقیقه بود. برایتان درباره بالی می خواهم بیشتر توضیح دهم.

مدت سفر ما به بالی بسیار محدود بود. جزیره بالی دارای اماکن دیدنی و توریستی بسیاری است. برای مثال در بخش شمال شرقی بالی مکانی به نام قصر آب وجود دارد که برای عکاسی بسیار مناسب می باشد. متاسفانه به خاطر کمبود وقت نتوانستیم از این مکان دیدن نماییم.

از دیگر اماکنی که از لیست برنامه هایمان در سفر به جزیره بالی حذف کردیم سواحل جنوب شرقی بالی و منطقه نوسادوآ بود.

ساحلهای نوسادوا و پانداوا و واتِربلو در مناطق لاکچری جزیره بالی واقع شده اند.

جزیره Lembongan نیز در فاصله نیم ساعته ای از جزیره بالی واقع شده است و خیلی هم تلاش کردیم که بتوانیم از این جزیره دیدن کنیم اما وقت نشد. برای بازدید از این جزیره باید از دکه های فروش تورهای گردشگری که در تمامی خیابان های بالی وجود دارند تورهای نیمروزی آن را رزرو کرده و یا با تاکسی به ساحل سانور که در بخش شرقی کوتا قرار گرفته بروید و از آن جا با استفاده از کشتی یا قایق به این جزیره برسید.

پارک آبی واتربوم بالی در منطقه کوتا که در نزدیکی هتل بالی رانی قرار گرفته است را از دست ندهید. ما چون پارک آبی های کوش آداسی را رفته بودیم قصد داشتیم تجارب جدیدی را کسب کنیم.

هم چنین رفتینگ رودخانه خروشان بالی و موتورهای 4 چرخ atv را نیز از دست ندهید.

دنیای زیر آب بالی نیز بی نطیر است. جزیره بالی مملوء از سایتهای غواصی و دفاتر متفاوتی است که تور غواصی را اجرا می نمایند.

جزیره بالی پر از تفریحات متنوعی برای همه سنین و همه سلایق است. اگر ماه ها در بالی اقامت داشته باشید باز هم اماکنی وجود خواهند داشت که از آن ها بازدید نکرده اید.

پس از رسیدن به فرودگاه امام خمینی چمدان هایمان را تحویل گرفته و از سالن خارج شدیم. ماشینمان را از پارکینگ برداشته و بدون وقت تلف کردن به طرف مشهد به راه افتادیم. هزینه پارکینگ نیز هشتاد و هفت هزار تومان شده بود.

نکاتی در رابطه با سفر به جزیره بالی :

۱ . تور ترکیبی بالی و شهرهای دیگر را در نظر نداشته باشید زیرا 1 ماه هم برای اقامت در بالی کم است.

۲ . برای سفر به بالی پرواز طولانی مدت خواهید داشت.

۳ . دمای هوای جزیره بالی در کلیه مدت سال تقریبا یکسان بوده و بارندگی های آن بسیار لذت بخش اند. بیشترین میزان بارندگی در جزیره بالی بین آذر تا فروردین و بیشترین میزان گرمای آن بین اسفند تا اواسط خرداد است. مناسب ترین زمان سفر به جزیره بالی از اوسط خرداد تا اواخر آبان می باشد. چون در این دوره میزان دما و بارندگی به حداقل می رسند.

۴ . انتخاب هتل در بالی در شکل گیری نوع سفرتان موثر خواهد بود. جزیره بالی دارای اماکن توریستی بسیاری است. هتلهای منطقه کوتا در محله ای شلوغ و پرجنب و جوش و هتلهای منطقه نوسادوآ در منطقه لوکس و آرام قرار گرفته اند. هم چنین کوتا شامل مراکز خرید و اماکن توریستی معروف شده و منطقه نوسادوآ محل اجرای تفریحات آبی مانند جت اسکی , بنانا و ... می باشد.

۵ . مردمان جنوب شرق آسیا و هم چنین جزیره بالی بسیار خونگرم , خوش برخورد و مهمان نوازند.

۶ . اگر در جزیره بالی تصمیم داشتید سوار تاکسی شوید فقط از تاکسی های آبی رنگ blue bird استفاده نمایید و از آنها بخواهید که تاکسی متر را روشن نمایند.

۷ . اگر خواستید تا جایی که می شود از اماکن توریستی و دیدنی جزیره بالی دیدن کنید , اجاره اتومبیل با راننده مناسب ترین و بهترین انتخاب است.

۸ . جزیره بالی مشهور به جزیره خدایان می باشد. از معابد بالی دیدن نمایید.

۹ . در جزیره بالی , بازدید از منطقه اوبد و شالیزارهای پلکانی را از دست ندهید.

۱۰ . اگر به دیدن آتشفشان فعال علاقه دارید زمانیکه به بالی سفر کردید می توانید آتشفشانی را در بخش شمالی این جزیره ببینید.

۱۲ . جزیره بالی بهشتی برای موج سواران است. در ساحل این کوتا این تجربه را کسب کنید.

گالری تصاویر

انتقادات و پیشنهادات

اشتراک گذاری