فیس بوک پلیکان پرواز اینستاگرام پلیکان پرواز  پلیکان پرواز تلگرام
پلیکان پرواز

سفرنامه دریاچه توبى ( اندونزی )


سفرنامه دریاچه توبى ( اندونزی )

سفر 5 روزه به بزرگترین دریاچه آتشفشانی جهان در سوماترای شمالی در اندونزی تحت نام دریاچه توبی , یکی از به یادماندنی ترین سفرهایی بود که در عمرم آن را تجربه می کردم.

در ابتدا لازم است عذرخواهی کنم زیرا در آن موقع به فکر نوشتن سفرنامه نبودیم و به همین خاطر عکس های کمتری را هم گرفتیم ولی حیف بود که چنین اماکن دیدنی را معرفی نکنیم.

سفرمان را از جزیره پنانگ در شمال مالزی شروع کردیم. ما در شهر پنانگ ساکن بودیم. از چند ماه پیش بلیط AIRASIA را از پنانگ به شهر مِدان در اندونزى رزرو کرده بودیم. اغلب اگر از قبل بلیط تهیه نمایید و یا هنگامی که ایرلاین ها آفر می گذارند خرید کنید می توانید با قیمت های بسیار مناسب و پایین سفر کنید. AIRASIA از چند ماه پیش برای پروازهای خارجی نزدیک مالزی و پروازهای داخلی مالزی , بدون بار و غذا و اینکه بارتان به اندازه 7 کیلو باشد حتی با نرخ 10 رینگت نیز به فروش می رسند.

ما به ازای هر نفر 50 رینگت برای خرید بلیت پرداخت نمودیم و به صورت آنلاین بلیط هایمان صادر شد. نخستین سفرمان بود که 3 نفره و به همراه یکی از دوستانمان می رفتیم. هر کداممان یک کیف کوله به همراه لوازم شخصیمان جمع کردیم و راهی سفر شدیم.

پروازمان نزدیک به 50 دقیقه بود سپس به شهر مِدان رسیدیم. زمانی که ما به اندونزی سفر کردیم نیازی به ویزا نبود و ویزای فرودگاهی صادر می کردند. ولی در حال حاضر این نکته را در نظر بگیرید که باید از ایران برای اخذ ویزا اقدام نمایید.

پرواز خوبی را داشتیم.

در فرودگاه تا فهمیدند که ما ایرانی هستیم , فورا ما را به اتاق بازرسی بردند و وسایلمان را گشتند. ازمون سوال پرسیدن که قصدمان از سفر به اندونزی چیست و... یکی از بازپرس ها خیلی مهربان بود و از ما معذرت خواهی کرد و گفت که به خاطر حمل مواد مخدر و مهاجرت غیر قانونی مجبور هستند که این کارها را انجام دهند. حس بدی بهمون دست داده بود و به خاطر رفتار ناپسند برخی از هم وطنانمان واقعا احساس حقارت می کردیم.

ما یاد گرفتیم که در این مواقع باید فقط جواب سوالات رو بدیم و عصبانی نشویم زیرا در اینصورت زمان زیادی را از دست خواهیم داد. بالاخره بعد از 1 ساعت از فرودگاه خارح شدیم.

بعد از اینکه تاکسی گرفتیم به طرف هتل 4 ستاره ای که از سایت بوکینگ رزرو کرده بودیم به راه افتادیم. هتلهای این شهر خیلی ارزان هستند. نرخ هتلهای 3 ستاره از شبی پانزده دلار و نرخ بهترین هتلهای 5 ستاره 60 دلار میباشند. پس از آنکه وسایلمان را داخل هتل گذاشتیم به مرکز خرید سان پلازا رفتیم. مرکز خرید آنچنان بزرگی نبود. دیدن فروشگاه هایی که صنایع دستی اندونزی و پارچه های نقاشی شده را می فروختند خیلی جالب بود. اندونزی یکی از بهترین اماکن تولید گیتار می باشد بنابراین برای خرید گیتار بسیار مناسب است

هم سفرمان موزیسین بود و از قبل برای خرید یک گیتار خوب برنامه چیده بودیم. مراکز خرید را گشتیم و گیتارهارا بررسی کردیم و به کمک وی گیتار بسیار خوبی را خریدیم. قیمت گیتاری که از اندونزی خریدیم در مالزی 2 برابر بود.

شام را در پیتزا هات سرو کردیم. قیمت غذا در اندونزی بسیار مناسب و مانند دیگر کشورهای آسیایی پایین بود.

به استارباکس کافه رفتیم و قهوه سفارش دادیم. در روز دوم سفرمان به اندونزی پس از سرو صبحانه در هتل که به سبک غذاهای سنتی جنوب شرق آسیا بود به دکه فروش تورهایی که گردشگران را به طرف دریاچه می بردند رفتیم. کلیه هتل ها آدرس دفترهایی را که مسافران را به دریاچه توبی می برند دارند و از طریق خود هتل هم می توانید برنامه ریزی کنید.

مینی ون های 7 نفره به دنبالمان آمد. قیمت آن به ازای هر نفر 5/7 دلار آمریکا بود و تا هنگامیکه ون پر نشود حرکت نمی کند. می توانید هزینه کل 7 نفر را پرداخت کنید. نرخ بلیت اتوبوس نیز برای هر نفر 5/2 دلار بود که اصلا پیشنهاد نمی شود.

بیشتر توریست ها یا اروپایی و یا جهانگرد بودند یا افرادی که با کشف این ناحیه بکر هرساله چندین هفته تا 1 ماه را در این مکان ساکن می شدند و یا هنرمندانی که برای تعلیم حکاکی های سنگ و چوب و خلق آلات موسیقی دستی به این منطقه سفر می کردند.

بلیت های شهر پاراپات را با ون گرفته بودیم. همراهانمان 2 جوان فرانسوی و 2 نفر اندونزیایی بودند که وسط راه پیاده شدند. ولی مسیر دریاچه توبی که نزدیک به 4 ساعت با ون و نزدیک به 5 تا 6 ساعت با اتوبوس زمان می برد در ابتدا بسیار شلوغ و همراه با پستی ها و بلندی های زیادی بود. نیمه های راه برای رفع خستگی توقف کردیم و از دیدن نوشیدنی های خنک خوشحال شدیم.

میانه های راه , مسیر بسیار سرسبز ولی با پیچ های تند همراه بود که باعث شده بود تا حدی حالم بد شه. به خاطر حالی که داشتم کمی توقف کردیم و جالب این بود که همه جویای حالم بودند و کمک می کردند.

صندلی جلو بغل دست راننده را به من دادند و راننده خیلی آرام تر از قبل رانندگی می کرد. مدام حالم را می پرسیدند. بالاخره به شهر مقصدمان رسیدیم. دریاچه توبی 100 کیلومتر طول و 505 متر عمق داشت. منظره دریاچه را دیدیم.

از ون پیاده شدیم و از ساختمان کنار دریاچه بلیت گرفتیم تا به جزیره Samosir Island وسط دریاچه برویم.

خانمی در قایق تخم مرغ آب پز و یک کودک هم میوه های استوایی می فروختند. محو طبیعت زیبا و بکر شده بودیم.

نزدیک جزیره شده بودیم و قایق در کنار هتل های متنوع توقف می کرد. نام هتل ها را صدا می زد و مسافران نیز پیاده می شدند.

مانند هتل قبلیمان این هتل را هم از سایت بوکینگ رزرو کرده بودیم. هتلمان کارولینا نام داشت که بسیار زیبا و تمیز بود.

قیمت هر اتاق 2 نفره 20 دلار بود. اتاقهای هتل کارولینا بزرگ و به کلبه های سنتی اندونزیایی شباهت داشتند که با دست نقاشی شده بودند. برای من که رشته تحصیلیم گرافیک بوده و به کارهای هنری علاقه دارم , واقعا جالب و خیره کننده بود.

محیط داخلی هتل که با گلهای بسیار زیبا تزئین شده بودند فوق العاده مسحورکننده بود.

در محوطه هتل تخت هایی برای حمام آفتاب , مطالعه و هم چنین بخش های حفاظت شده ای برای شنا در دریاچه وجود داشت.

بیرون از هر اتاق نیز یک تراس به همراه میز و صندلی و آلاچیق وجود داشت.

درمورد شنا در دریاچه باید بگم که اگر در شنا کردن مهارت و تبحر ندارید امتحان نکنید. آب این دریاچه سرد و سنگین هست یعنی به طرف عمق کشش داره و ممکنه خیلی ناگهانی به منطقه پرعمق تاریک و آتشفشانی برید که گرچه فوق العاده مهیج و جالبه اما ترس عجیبی هم داره.

هرگز یادمون نرفت. در هنگام شنا کردن خیلی ناگهانی آب عمیق می شد و لحظه دیدن تونل پرعمق و تاریک در زیر پایمان واقعا ترسناک و مهیج بود.

غذاهایی که در هتل سرو کردیم از بهترین غذاها بود. قیمتشان نیز بسیار ارزان و مناسب بود. برای هر پرس غذا حدودا 3 دلار پرداخت می کردیم. از دسرهای قدیمی این منطقه باید به موز سرخ شده اشاره کرد که در تمام وعده ها سرو می شود و هیچ کجای دیگه این طعم بی نظیر رو تجربه نخواهید کرد. از طعم شیرینی ها و غذاهای متنوع , موز و نارگیل و ماهی کاری لذت خواهید برد.

صبحانه هتل به صورت بوفه نبود و باید از منو انتخاب می کردین و مبلغ را هم پرداخت می کردید. رستوران دارای منظره بسیار زیبایی بود.

هم چنین می توانید موتور هم اجاره کرده و در جزیره گشت بزنید. قیمت آن هم برای 1 روز 7 دلار بود. در این منطقه خبری از ماشین و خیابان های مدرن نبود. کل منطقه از گل ها , درختان و کارهای سنگی و چوبی پوشیده شده بود.

خانه های این منطقه سنتی و بیرون آنها مردمان محلی در حال ساختن هنرهای دستی و آلات موسیقی و صنایع دستی بودند. قیمت سازه های آنان بسیار گران بود زیرا یکی از اصلی ترین راههایی که ساکنین این جزیره با آن امرار معاش می کنند فروش این کالاهاست. بازدید از این آلات موسیقی بسیار جالب بود.

همه در حین کار با گرمى و مهربانى شما را به دیدن و یاد گرفتن این هنر تشویق مى کردند، مرد هنرمند مى گفت بعد از یک اقامت یک ماهه و کارآموزى شما هم مى توانید سازنده باشید.

4 شنبه و شنبه شب ها در رستوران bagus bay رقص سنتی و پس از آن موسیقی زنده اجرا می شود.

وقتی پیاده روی می کردیم 2 تا پلیس آقا و یا خانم هم می دیدیم اما اینطور که به نظر می رسید هیچ گونه خلافی در این جزیره کوچک رخ نمی دهد.

در هنگام شب همه توریست ها در رستوران هتل جمع می شدند که بیشتر از کشورهای مشترک دور یک میز می نشستند و با هم نوشیدنی می خوردند, بازی می کردند و در مورد سفرهایشان صحبت می کردند. محیط بسیار صمیمانه و گرم بود. این منطقه بهترین مکان برای استراحت کردن بود.

در هنگام شب برخی اوقات خفاش ها وارد محیط باز رستوران شده و گشت می زدند. اگر حواستان نباشد ممکن است با شما برخورد کنند. من چون خیلی می ترسیدم واقعا قسمت بد سفرم بود. در روز آخر سفرمان به جزیره, مردمان محلی ما را به یک مراسم عروسی دعوت کردند. اکثر مناطق و ساختمان ها به مناسبت این عروسی تزئین شده بودند و از صبح تمام مردم در تکاپو بودند. اما ما فرصت نداشتیم و باید به شهر مِدان باز مى گشتیم.

هنگام برگشتمان در قایق وقتی از جزیره دور شدیم صحنه ای بی نظیر را دیدیم. باران بر روی بخشی از جزیره که به شکل نوار باریکی با شکاف در آسمان آغاز شده بود شدت گرفت. این منطره تکرار نشدنی و دیدنی بود.

لحظاتی تکرار نشدنی از این دریاچه آتش فشانی را در ذهنمان حک کردیم.

در مسیر برگشت خیلی راحت تر بودیم. از همان ابتدا روی صندلی جلویی نشستم و وضعیتم را برای راننده گفتم. پس از رسیدن به شهر به هتلمان رفتیم.

صبح تا بعد از ظهر , پیش از پرواز برگشتمان برای گشت و پیاده روی در شهر مِدان فرصت داشتیم. ازmaimun palace بازدید کردیم که ساخت آن بسیار هنرمندانه و نقاشی های داخلی اش فوق العاده زیبا بود. یک راهنما درون کاخ بود که به تمام سوالاتتان پاسخ می داد. با پرداخت تنها 2 دلار می توانستید لباس های سنتی بپوشید و عکس بگیرید. در محوطه بیرونی کاخ نیز صنایع دستی می فروختند.

هم چنین یک معبد هندی رنگی نیز وجود داشت. گرچه بیشتر معابد هندی در جنوب شرق آسیا به هم شباهت دارند.

سفرمان با بازگشت به پنانگ به پایان رسید و خاطره ای به یادماندنی را در ذهنمان حک کرد.

به امید آنکه شما هم به این منطقه بکر در کشور اندونزی سفر کنید و لذت ببرید.