پلیکان پرواز

سفرنامه تفلیس


سفرنامه تفلیس

سفر کردن فرصتی برای دیدن , تجربه کردن و متولد شدن است. امیدوارم نوشتن سفرنامه ام به دوستداران سفر کمک کند تا بتوانند از تجربیاتم استفاده کنند.

من و همسرم پس از آغاز زندگی مشترکمان برای رفع خستگیمان تصمیم گرفتیم تا سفر کنیم. به خاطر اینکه نزدیک عید نوروز بود و در این زمان هم قیمت تورها بسیار گران می شود پس تصمیم براین شد تا در اردیبهشت ماه به یکی از کشورهای اطراف ایران سفری داشته باشیم.

با توجه به این موضوع که من و همسرم به اماکن تاریخی و فرهنگ های گوناگون علاقه زیادی داریم و این موضوع در اولویت سفرهایمان است , پس با خواندن سفرنامه های گوناگون و بررسی آنها تصمیم گرفتیم که سفری چهار روزه به شهر تفلیس گرجستان داشته باشیم. با بررسی کردن هتل ها نیز , هتل چهار ستاره دولاباوری را رزرو کردیم. هزینه تور برای هر نفرمان 1250000 تومان شد که به موجب تعطیلات وسط هفته صد و پنجاه هزار تومان به مبلغ پکیج ها اضافه گردید.

تفلیس , پایتخت و بزرگترین شهر گرجستان و شرق اروپا می باشد و در بخش جنوب شرقی اروپا واقع گردیده است. شهر تفلیس بزرگترین شهر قفقاز و دقیق در مرکز قفقاز واقع شده و در دوره ای از تاریخ مردمانی با نژاد و فرهنگ های مختلف در آن سکونت داشته اند. اما در حال حاضر از لحاظ مذهبی جزء شهرهای مسیحی ارتدکس شرقی به شمار می آید. ازنظر من شهر تفلیس برای افرادی که بیشتر از تجملات و مراکز خرید به دنبال آشنایی با فرهنگ های جدید هستند , بسیار جالب است.

با توجه به این موضوع که اطلاعات کشور گرجستان و شهر تفلیس در بیشتر سایت ها وجود دارد پس از تکرار مجدد آنها خودداری کرده و تمرکز سفرنامه ام را بر نوشتن تجربیات شخصی ام می گذارم.

در روز نخست سفرمان از شمال با ماشین شخصیمان ساعت یازده به طرف فرودگاه امام خمینی به راه افتادیم. پروازمان ساعت هفت و نیم عصر 2شنبه در تاریخ چهارم اردیبهشت ماه با هواپیمایی آتا بود. پروازمان نزدیک به نیم ساعت تاخیر داشت و حدود یک ساعت و نیم در راه بودیم. ساعت نه و نیم شب به فرودگاه تفلیس رسیدیم. پروازمان آرام و خوب بود. شام نیز برایمان باقالی پلو با گوشت و زرشک پلو با مرغ سرو کردند که کیفیتشان معمولی بود.

فرودگاه تفلیس کوچک بود و به سرعت چمدان هایمان را تحویل گرفتیم. سپس به سمت هتل ترانسفر شدیم که لیدرمان کمی درباره شهر تفلیس توضیح داد و توصیه هایی کرد. مثلا اینکه پول هایمان را در صرافی هایی که نشان درصد مالیاتی دارند چینج نکنیم یا پیش از آنکه سوار تاکسی شویم چانه بزنیم و به مبلغی توافقی برسیم. کمترین نرخ تاکسی سه لاری و بیشترین آن در داخل شهر ده لاری می باشد. بهمون گفتن که به هیچ عنوان به کازینو نریم چون می بازیم و پولمون هدر میره. هم چنین بهمون گفتن که آب آشامیدنی در هتل ها سالم هستند و نیازی به خرید آب معدنی نداریم. در آخر نیز گشت شهری که شامل اماکن دیدنی شهر بود را معرفی کردند. اما من و همسرم طبق معمول از رفتن به گشت شهری انصراف دادیم زیرا دوست داریم به مدت دلخواهمان در اماکن دیدنی بمانیم و در فرهنگ آن کشوری که سفر کردیم غرق شویم. نزدیک ساعت یازده شب بود که به هتلمان رسیدیم. هتلمان دنج و جزئیات آن به صورت زیر بود :

رفتار خدمه هتل : رفتار خدمه هتلمان بسیار صمیمی و محترمانه بود و در هنگام ورودمان بسیار خوش برخورد بودند. ولی برای گرفتن اتاق کسی ما را یاری نکرد و این موضوع باعث شد تا اشتباهی از آسانسور بالا رویم و برای پیدا کردن اتاقمان کمی گیج شویم. که در آخر باعث خنده ما و خدمه شد و موضوع مهمی هم نبود.

لابی هتل : میشه گفت که هتلمان لابی نداشت و در کنار میز پذیرش مبلی 3 نفره قرار گرفته بود.

امکانات اتاق : اتاقهای این هتل شامل تخت , میز مطالعه و صندلی , آباژور , تلویزیون ماهواره ای , دمپایی , یخچال , میز پاتختی و دیگر وسایل می شد. داخل حمام اتاق نیز شامپو , صابون , حوله و سشوار وجود داشت که هر روز آنها را تعویض می کردند. در کل بهداشت هتل خوب بود و ما راضی بودیم. از معایب اتاق این بود که چای ساز نداشت.

ویو اتاق : ما در طبقه 2 هتل اقامت داشتیم و ویو اتاقمان به طرف یک کوچه بود که منظره خاصی نداشت و شامل خانه های مسکونی می شد.

موقعیت جغرافیایی : هتل دولابااوری هتلی ساده و دنج می باشد که در فاصله ای حدود پنج تا ده دقیقه ای با ماشین نسبت به مرکز شهر واقع شده است و فاصله بسیار کمی با ایستگاه مترو دارد. هزینه تاکسی تا مرکز شهر مثلا تا خیابان شاردنی پنج لاری و تا روستاولی هشت لاری بود.

صبحانه هتل : صبحانه هتل کامل و متنوع بود و شامل انواع تخم مرغ , سوسیس , میوه , سالاد , شیرینی , لبنیات , دمنوش و ... می شد. هر روز نیز مدل سالادها و میوه ها تغییر می کرد. صبحانه هتل فوق العاده بود و بین ساعات هشت تا دوازده ظهر سرو می شد.

صبحانه هتل در رستوران زیرزمین هتل سرو می شد که در زمان آن موسیقی های شادی را از تلویزیون پخش می کردند.

اینترنت هتل: با سرعت بسیار زیادی در سراسر هتل به اینترنت دسترسی داشتید.

تمیزی هتل: هتلی فوق العاده تمیز بود و روزانه ملافه و حوله های تعویض می شد.

مهمانان هتل : بیشتر افرادی که در هتل اقامت داشتند ایرانی نبودند و به نظر می رسید که روس باشند.

دیگر امکانات هتل : از دیگر خدمات هتل می توان به ماساژ اشاره کرد که رایگان نبود و هزینه شست و شوی لباس بین دو تا پانزده لاری بود.

آب و هوای تفلیس :

آب و هوای شهر تفلیس در اردیبهشت ماه آفتابی و بهاری بود به نسبت شبیه به آب و هوای اواخر اسفند و اوایل عید نوروزمان بود. ولی برخی مواقع از روز دمای هوا کمی سرد می شد و گاها بادهای شدید می وزید. سرما در حدی بود که یک پالتوی بهاری یا سویی شرت کافی بود و در هنگام ظهر هم لباس گرم نیازی نبود.

ما نیز برای بررسی آب و هوای تفلیس از برنامه های اکیوودر و یاهو در موبایل هایمان استفاده می کردیم اما برنامه اکیوودر مقداری دقیقتر بود. accuweather و yahoo weather

برنامه روز اول در تفلیس :

صبحانه هتلمان بین ساعات هشت تا دوازده ظهر سرو می شد که خیلی برایمان جالب بود چون بیشتر هتلها از هفت تا ده صبح صبحانه سرو می کنند. گرچه متوجه شدم که در شهر تفلیس مقداری دیرتر از دیگر کشورها صبح ها شروع به کار می کنند اما بهتر است برای خروج از هتل عجله نکنید و ساعت نه صبح از هتلتان خارج شوید. صبحانه هتل فوق العاده متنوع و خوشمزه بود.

پس از سرو صبحانه به بیرون رفتیم و چون هنوز پولمان را چینج نکرده بودیم نزدیک به 20 دقیقه پیاده روی کردیم تا به بخشی از شهر که صرافی داشت رسیدیم. از پیاده روی در تفلیس واهمه نداشته باشید زیرا تفلیس شهر کوچکی است که بدون اینکه گم شوید می توانید راحت پیاده روی کنید و لذت ببرید.

برای اینکه بتوانیم اماکن دیدنی و جاذبه های گردشگری تفلیس را ببینیم از برنامه تراول سایجیک استفاده نمودیم.

این برنامه نه تنها اماکن دیدنی هر شهر و کشور را معرفی می کند بلکه از آنها نیز عکس هایی را نشان می دهد و هم چنین بر روی نقشه اماکنی را علامت گذاری نموده که می توان اماکن نزدیک به هم را برای برنامه ریزی روزانه بازدید کرد.

ما تصمیم داشتیم که در روز اولمان منطقه الد تفلیس را بازدید کنیم که شامل اماکنی از قبیل نارین قلعه , پل صلح , خیابان شاردنی , کلیسای سیونی و مجسمه کارتلیس ددا می شد.

بعد از آنکه پولهایمان را چینج کردیم با تاکسی به شهر قدیم تفلیس رفتیم. کنار تله کابین پیاده شدیم. برای بالا رفتن از تپه و بازدید از مجسمه کارتلیس ددا گفتن که هشت لاری می شود اما در آخر با پنج لاری موافقت کردند. مسیرمان نزدیک به پنج تا هفت دقیقه طول کشید. تاکسی های تفلیس ماشین های بنز و بی ام دبلیو های قدیمی هستند که بیشتر آرم تاکسی ندارند و به صورت شخصی مسافر سوار می کنند. اگر در کنار خیابان بایستید در کمتر از 1 دقیقه برای شما می ایستند. مردمان تفلیس کمتر زبان انگلیسی می دانند و گاهی اوقات نیاز است برای فهمیدن عدد با انگشت به آنها اشاره کنید.

از راننده تاکسی خواستیم که کنار تله کابین ما را پیاده کند. وقتی که از تاکسی پیاده شدیم 2 نفر که یک میمون و یک طوطی داشتند آنها را بدون آنکه متوجه شویم بغل من و همسرم گذاشتن و گفتند که عکس بگیرید. و بعد گفتند که نفری پانزده لاری میشود و ما متوجه نشدیم و عکس گرفتیم و در آخر گفتند سی لاری که ما خیلی تعجب کردیم و در آخر بهشون بیست لاری دادیم اما در کل تجربه خوب و خنده داری بود.

سپس به طرف تله کابین به راه افتادیم و نفری 2 لاری برای رفت و برگشت پرداخت کردیم و در آخر نیز در مسیری که سه تا پنج دقیقه فاصله بود پیاده شدیم. در مسیر تله کابین شهر زیر پایمان بود و رود متکواری بی نظیر نیز مشخص بود.

پس از آن به طرف مجسمه کارتلیس ددا یا همان مادر گرجی رفتیم که در یکی از دستانش جام نوشیدنی برای دوستان و در دست دیگرش شمشیر برای دشمنان قرار داشت. این مجسمه آنچنان عظیم است که برای دیدنش باید سرتان را بالا بگیرید. در این مکان که از یک سو شهر زیر پایتان است و از سوی دیگر پارکی طبیعی و در سوی دیگر مسیر نارین قلعه است نهایت لذت را ببرید و از ون هایی که قهوه و بستنی می فروشند خرید کنید.

پس از بازدید از کارتلیس ددا با تله کابین برگشتیم. البته می توانید مسیر برگشت را پیاده برگردید و به طرف نارین قلعه بروید. البته ما هنگامی که به پایین رسیدیم متوجه این موضوع شدیم.

پس از آن به طرف پل صلح به راه افتادیم. قبل از پل صلح پارکی کوچک وجود دارد که در آن تاب های جالبی قرار گرفته و بهتون توصیه می کنم که امتحانش کنید.

پس از عبور از پل وارد محله ای بسیار جذاب شدیم که پر از کافه های دنج بود و می توانستید ساعت ها در آن بنشینید و لذت ببرید.

هنگام قدم زدن در خیابان های این منطقه , کلیسایی را دیدم و تصمیم گرفتم وارد آن شوم. این کلیسا سیونی نام داشت و از شانس خوبمان مراسم ترحیم در کلیسا در حال اجرا بود. گرچه مراسم ترحیم غمناک است ولی دیدن این مراسم با فرهنگ های متنوع جالب است. نور شمع , بوی عود و آوازهای مراسم انسان را وارد فضای خاصی می کرد به گونه ای که 2 ساعت در کلیسا ماندیم و مراسم را بطور کامل دیدیم.

بعد از خارج شدن از کلیسا به طرف خیابان شاردنی به راه افتادیم. خیابانی سنگ فرش شده که پر از فروشگاه هایی است که محصولات هنری گرجستان را می فروشند. در همین خیابان زن دستفروشی را دیدم که چورچخلا می فروخت که در اصل نوعی شیرینی مخصوص گرجستان می باشد و ترکیبی از شیره انگور یا عسل با گردو می باشد. قیمت هر چورچخلا دو تا دو و نیم لاری بود. یکی از کسانی که آنجا بود می گفت چورچخلا آنقدر پر انرژی است که در جنگ با خودشان می بردند. در کل طعم خوبی داشت و بهتون پیشنهاد می کنم تجربه اش کنید.

در مسیر شاردنی گرسنه مان شده بود به همین خاطر به رستورانی که در فضای باز بود رفتیم. در شهر تفلیس خیلی با حوصله پیش غذا و غذای اصلی را برایتان سرو می کنند و این فرصتی است برای اینکه با فرهنگ غذایی مردمان این شهر آشنا شوید. ما یک بشقاب پنج تایی خینکالی ( خمیری که در داخل آن گوشت چرخ کرده و سبزی معطر می ریزند و چون خیلی ارزان است زیر پنج عدد نمی فروشند ) و یک بشقاب انواع کباب سفارش دادیم. قیمت خینکالی نزدیک به 3.5 لاری و قیمت بشقاب انواع کباب که شامل چهار نوع کباب و سیب زمینی سرخ شده می شد بیست لاری بود. قیمت نوشیدنی ها نیز بین 1 تا 3 لاری بود. این نکته برایمان جالب بود که مردمان تفلیس ساعت ها در رستوران ها می نشستند بی آنکه حتی غذایی بخورند. انگار رستوران ها مکان خوبی برای گپ زدن با دوستانشان بود. تمامی خدمه رستوران ها نیز تا لحظه آخر با احترام با آنها برخورد می کردند و از آنها نمی خواستند که میزشان را ترک کنند.

پس از سرو غذا که بسیار خوشمزه بود برای استراحت به طرف هتلمان به راه افتادیم. ساعت هشت شب بود که از هتل بیرون آمدیم و با تاکسی به خیابان روستاولی رفتیم و هزینه آن هشت لاری شد. برای آشنایی با فرهنگ مردمان تفلیس به خیابان روستاولی بروید و ساعت ها در این خیابان قدم بزنید و با زندگی مردمان آنجا آشنا شوید. این خیابان مملوء از اماکن دیدنی است. در این خیابان گل فروشان , کتاب فروش ها , نقاش و افراد نیازمند زیادی را می بینید. هم چنین گروه های موسیقی خیابانی نیز در این منطقه وجود دارد. در این منطقه تعدادی مرکز خرید کوچک و نمایندگی برندهایی مانند ال سی وایکیکی وجود دارد اما از لحاظ خرید پوشاک و کیف و کفش گرجستان ارزان نیست و می توانید بهتر از آن را در ایران پیدا کنید.

در مسیر روستاولی شاهد اماکن تاریخی و سیاسی بسیاری خواهید بود مانند ساختمان پارلمان تفلیس , کلیسای کاشوتی که می توانید همچون دیگر کلیساها وارد آن شوید. در این کلیسا کشیش با نوشیدنی از میهمانان پذیرایی می کند. برخی از ساختمان های این خیابان نام و نشان درستی نداشتند به همین خاطر نتوانستیم درباره آنها اطلاعاتی کسب کنیم.

پس از گشتن در خیابان مشهور روستاولی و لذت بردن از موسیقی های خیابانی , مسیر برگشت را به طرف میدان آزادی پیاده روی کردیم و برای سرو شام به رستورانی در میدان رفتیم که آنقدر طعم غذاها و قیمتشان خوب بود که تا آخرین روز سفرمان به تفلیس برای تست کردن غذاهای مختلف گرجستانی به آنجا می رفتیم. گرچه در سفر فهمیدم که این رستوران از جاذبه های گردشگری گرجستان محسوب می شود و بهتون توصیه می کنم که اگر به تفلیس سفر کردید حتما به این رستوران سری بزنید. نام آن سامیکیتنو بود. ما در این رستوران هر شب چندین غذاهای متنوع سفارش می دادیم و با اینکه حجم غذاهایمان زیاد بود اما قیمت آن سی و پنج تا چهل و پنج لاری می شد که از هزینه رستوران های ایران هم کمتر بود.

غذاهای کشور گرجستان برای افرادی که به غذاهای گوشتی و چرب و خوش نمک علاقه دارند بسیار جذاب است.

برنامه روز دوم در تفلیس :

در روز دوم سفرمان به تفلیس پس از آنکه از هتل خارج شدیم با تاکسی به کلیسای سامبا رفتیم که هزینه مان 8 لاری شد. کلیسای جامع تثلیث (به گرجی "سامِبیسْ ساکاتِدْرُ تادْزاری") معروف به سامِبا (به معنای تثلیث) کلیسای اصلی ارتدکس گرجی میباشد.

ساختمان آن میان سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۴ میلادی تکمیل گردید و ظرفیت آن پانزده هزار تن و ارتفاعش نود و هفت متر می باشد. این کلیسا بزرگترین کلیسای ارتدکس دنیا و سومین کلیسای ارتدکس مرتفع در جهان می باشد. معماری این بنا ترکیبی از سبک سنتی معماری مذهبی گرجی در مراحل متفاوتی از تاریخ می باشد و هم چنین عناصری از معماری بیزانس را در خود جای داده است.

کلیسای بزرگ سامبا بسیار دیدنی و باشکوه بود. در آنجا مردمانی در حال نذر و نیاز و دعا کردن بودند و شمع روشن می کردند. این کلیسا برخلاف بقیه کلیساها رنگ و بوی نو دارد اما برخی از بخش های آن همواره در حال ساخت می باشد و نقاشی های داخل آن نیز نصفه کاره است.

پس از بازدید از کلیسا تصمیم بر این شد که به بازار درای بریج مارکت برویم که بازار بسیار جذابی بود. کرایه تاکسی از کلیسا تا بازار ده لاری شد. درای بریج بازاری خیابانی بود که فروشنده ها در آن بساط کرده بودند و پر از عتیقه و وسایل قدیمی گرجی بود. در میان آنها می توان ماسک های شیمیایی جنگ جهانی یا اسباب بازی های دوران شوروی را پیدا کرد. از این بازار سوغاتی های خوبی را می توانید تهیه کنید. ممکن است با دیدن بعضی از اجناسی که در این بازار می فروشند تعجب کنید اما برای ما که به تاریخ علاقه زیادی داریم ساعت ها سپری کردن در این بازار هم کم بود. در کل بازار بسیار جالبی بود.

بعد از گشتن در بازار در پارک اطراف آن کمی نشستیم و با بررسی نقشه شهر تصمیم بر این شد که به طرف خیابان روستاولی و موزه ملی گرجستان به راه بیفتیم. نزدیک به 20 دقیقه پیاده روی کردیم تا به موزه رسیدیم. برای ورود به موزه باید هزینه کمی را بابت ورودیه بپردازید. موزه ملی گرجستان بسیار جذاب و دیدنی بود و بخش های مختلفی داشت که شامل وسایل تاریخی با پیشینه های بسیار و از کشورهای مختلف , جواهرات , موزه هنر شوروی , مومیایی های مصری و ... می شد که هر بخش ویژگی خاص خود را داشت. ما 2 ساعت از زمانمان را در این موزه صرف کردیم و از میان موزه هایی که رفته بودیم در سطح بسیار جذابی قرار داشت. به خصوص بازدید از جمجمه هایی که تکامل تاریخی بشر را نشان می داد فوق العاده بود.

بعد از بازدید از موزه ملی از خیابان روستاولی به طرف میدان آزادی به راه افتادیم و در کافه همان رستوران باقلوای ترکی و قهوه خوردیم.

نکته جالب این بود که در شهر تفلیس دسر نسبت به غذاهای اصلی گران تر یا هم قیمت آنها هستند.

پس از کمی صحبت کردن و نشستن و دیدن مردم تصمیم بر این شد که به مرکز خرید تبلیسی مال برویم تا با مراکز خرید تفلیس نیز آشنا شویم. کرایه تاکسی مان بیست لاری شد و نزدیک به 15 تا 20 دقیقه در راه بودیم تا به تبلیسی مال برسیم. بیشتر فروشگاه ها برند و بسیار گران بودند و ارزش خرید نسبت به ایران را نداشتند. از هایپر مارکت طبقه اول مقداری شکلات خریدیم.

دوباره به میدان آزادی برگشتیم و به همان رستوران مورد علاقه مان رفتیم تا غذاهای دیگری را تجربه کنیم. ماهی و استیک سفارش دادیم و پیش غذا نیز سالاد بادمجان سفارش دادیم که فوق العاده خوشمزه بود و مجددا سفارش سالاد را تکرار کردیم. قیمت شام با نوشیدنی چهل لاری شد.

بعد از سرو شام به هتل برگشتیم و تصمیم گرفتیم روز بعد را به تورهای خارج شهر به طرف 3 شهر متسختا، گوری و اوپلیستسیخه اختصاص دهیم.

برنامه روز سوم در تفلیس:

سفر به 3 شهر متسختا، گوری و اوپلیستسیخه

در روز سوم سفرمان به تفلیس برای اینکه تورهای خارج شهر را بگیریم کمی دیرتر از خواب بیدار شدیم و دیرتر از ساعت ده که اصولا تورها حرکت می کنند به خیابان شاردنی رسیدیم. تورها را بررسی کردیم و بهمون گفتند که ون های تورهای خارج شهر رفتند و امروز تور ندارند و ما خیلی ناراحت شدیم. در یک صرافی مقداری پول چینج کردیم و چون ذهنمان درگیر بود قیمت نگرفتیم و به خاطر مالیات شصت هزار تومان کمتر از حالت نرمال چینج کردند و پولمان را پس ندادند. بعد از اون حالمون خیلی گرفته شده بود و کنار خیابان نشستیم تا تصمیم بگیریم که کجا بریم که یهو یکی از دخترهایی که تبلیغ تور می کرد و باهاش حرف زده بودیم به سمتمون اومد و گفت با یک راننده حرف زده و اونو راضی کرده تا با صد و ده لاری ما رو به این 3 شهر ببره و برگردونه. ما هم خیلی خیلی خوشحال شدیم و راننده مون چون می تونست انگلیسی حرف بزنه رابطه خوبی باهاش برقرار کردیم. ساعت دوازده به راه افتادیم و مدت سفرمان به این 3 شهر و برگشت به تفلیس تا نه شب طول کشید.

نخستین شهری که در مسیرمان بود و از آن دیدن کردیم متسختا بود که از قدیمی ترین شهرهای گرجستان محسوب شده و در جوار رود متکواری و اراگوی قرار گرفته بود. در متسختا اماکن جذاب و کلیساهای زیادی وجود داشت که مشهورترین آنها کلیسای جامع سوتیتسخولی بود که از لحاظ معماری و مکان طبیعی جوری بود که انگار وارد بهشت می شدیم. زمانی که از کلیسا دیدن کردیم 2 جشن عروسی در آن برگزار می شد که خیلی از دیدن این مراسم لذت بردیم.

بهترین و جالب ترین بخش این عروسی سادگی عروس و مهمانان بود که خیلی دوست داشتنی تر از چیزی بود که در کشور ما به عنوان چشم و هم چشمی برگزار می شود.

در حیاط کلیسا چشمه آبی وجود داشت که همه از آن آب می خوردند و خمره های سنگی قدیمی نوشیدنی نیز وجود داشت که از دیگر بخش های دیدنی این کلیسا بود.

بعد از بازدید از شهر متسختا به طرف شهر گوری به راه افتادیم که سرزمین موزه و خانه پدری استالین بود. خیلی ذوق زده بودیم و با مردمان تفلیس و گوری درباره استالین حرف زدیم و متوجه شدبم که مردمان تفلیس از استالین متنفر بودند و او را به عنوان کسی می شناختند که موجب کشته شدن هزاران نفر شده است. با این وجود مردمان گوری به استالین علاقه داشتند و او را مایه افتخار می دانستند. هنگامیکه به محیط موزه رسیدیم اول به طرف خانه پدری استالین به راه افتادیم که خانه ای ساده و 2 اتاقه بود. ما دوران کودکی استالین را آنجا تصور کردیم و همسرم می گفت که روح او در این مکان سنگینی می کند. پس از بازدید از خانه به طرف موزه به راه افتادیم و برای هر نفرمان پانزده لاری ورودی پرداختیم. در این موزه تکامل زندگی استالین از خانواده و کودکی تا مرگ او نمایش داده شده بود. نزدیک به 2 ساعت زمان نیاز دارید تا کل موزه را با دقت ببینید.

پس از بازدید از موزه به طرف واگن قطار استالین به راه افتادیم و از آن بازدید کردیم.

برای رفع خستگیمان به کافه ای مقابل موزه رفتیم و قهوه و شیرینی خوردیم که بسیار بسیار خوشمزه بود. قیمت شیرینی چهار لاری و قیمت اسپرسو سه لاری بود.

پس از استراحت به طرف شهر اوپلیستسیخه به راه افتادیم. نزدیک به یک ربع در راه بودیم و از مشاهده زندگی مردمان روستایی و طبیعت لذت می بردیم.

اوپلیستسیخه در معنای معبد خدایان بوده و از بزرگترین و کهن ترین شهرهای سنگی جهان می باشد که خانه های آن در صخره ها تراشیده شده اند. این شهر شامل قدیمی ترین سدها , داروخانه ها , بازارها و آمفی تئاترها در دنیاست.

علاوه بر بازدید از خانه های درون صخره ای که بی نظیرند از بالا منظره ای فوق العاده زیبا را مقابل خود می بینید که بکر و طبیعی است.

پس از بازدید از این 3 شهر که تجربه با ارزشی بود به طرف تفلیس به راه افتادیم. توصیه می کنم که در هنگام سفر به تفلیس حتما از این شهرها دیدن کنید.

در مسیر این شهرها شاهد روستاهای زیادی نیز خواهید بود. مردمان این روستاها بیشتر دامدار می باشند.

نکته جالب این بود که راننده های گرجستان خیلی آرام و با رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی رانندگی می کنند و سفر به شهرهای دور با آنها بسیار امن است.

از چیزهای جالب دیگری که در تفلیس می بینید تعداد زیاد پمپ بنزین میباشد. برخی اوقات در هر دویست متر پمپ بنزین می بینید که هریک از آنها قیمت خود را دارند.

روز چهارم در تفلیس :

در روز چهارم سفرمان به تفلیس باید ساعت پنج در فرودگاه حاضر می شدیم و به همین خاطر تصمیم گرفتیم که برای آشنایی بیشتر با زندگی مردمان تفلیس از خیابان شاردنی به طرف روستاولی پیاده روی کنیم و کمی با مردم حرف بزنیم. آنچه که در تفلیس مشهود و قابل لمس بود این است که مردمان این شهر از رفاه و درآمد بالایی برخوردار نیستند و تقریبا نصف مردم زندگی خیلی ساده ای دارند. اما با این حال مردمان تفلیس بسیار خونگرم و آرام بودند و حاضر نیستند که برای کسب درآمد بیشتر از گردشگرها پول بیشتری بگیرند. خانه های این شهر نیز آپارتمان های ساده ای بودند و تجملات نداشتند.

در طول مسیرمان از موزه ای بازدید کردیم که تاریخ زندگی در گرجستان را نشان می داد. مثلا شیوه ساخت خانه ها و دکورهای داخلی خانه های گرجی.

در کل سفر به تفلیس برای افرادی که به تاریخ و شناخت فرهنگ علاقه دارند فوق العاده جذاب است و ممکن است برای افرادی که به مرکز خرید یا سفرهای تجملاتی علاقه دارند مقصد خوبی نباشد.

سفرمان به گرجستان به پایان رسید و به ما تجربه های زیادی را آموخت.

نکات حین سفربه تفلیس :

• هزینه مخارج در تفلیس مانند ایران و شاید حتی کمتر هم باشد. مثلا غذا خوردن در رستوران به همراه پیش غذا , غذای اصلی و نوشیدنی برای 2 نفر نزدیک به چهل لاری می شود که ممکن است از رستوران های ایران هم ارزانتر باشد.

• در کل تمامی هزینه های سفر از تور تا خوراک و تاکسی و .... نزدیک به چهار میلیون تومان می شود.

• هزینه تاکسی در تفلیس ارزان بوده و بهتر است از تاکسی استفاده نمایید.

• مردمان تفلیس با زبان انگلیسی آشنایی زیادی ندارند و زبانشان نیز سخت است. بنابراین بهتر است از برنامه هایی مانند گوگل مپ یا سایژیک استفاده کنید.

• در بخش های اصلی شهر تفلیس اینترنت بصورت رایگان وجود دارد و نام آن تبلیسی لاو یو میباشد که سرعتش نیز خوب است.Tbilisi love you.

• در هنگام چینج کردن پول مقدار را سوال کنید و از صرافی هایی که مالیات میگیرند استفاده نکنید.

• اماکن جذاب داخل شهر به نحوی است که در هنگام پیاده روی ناگهان به چشمتان می خورند و از آنها دیدن می کنید. حتی ممکن است خیلی از اماکنی که در برنامه تان نیست را ببینید.

• تفلیس شهر بسیار امنی می باشد و می توانید تا دیروقت بیرون بمانید.

• مغازه های تفلیس از ساعت ده شب شروع به تعطیل کردن می کنند.

• هزینه پنج شب پارکینگ در بخش سرپوشیده فرودگاه امام خمینی صد هزار تومان شد.

امیدوارم سفرنامه ما به گرجستان توانسته باشد برای شما مفید باشد.