فیس بوک پلیکان پرواز اینستاگرام پلیکان پرواز  پلیکان پرواز تلگرام

سفرنامه بالی و سنگاپور


سفرنامه بالی و سنگاپور

با فرا رسیدن تابستان تصمیم گرفته بودم که سفری داشته باشم اما این موضوع که به کجا می خوام سفر کنم حسابی سردرگمم کرده بود تا اینکه با دیدن عکسهایی از جزیره بالی تصمیم گرفتم به این جزیره بی نظیر سفر کنم.

صبح همان روز به آژانس مسافرتی پلیکان پرواز آسیا مراجعه کردم و به من پیشنهاد دادن که اواخر مرداد یا شهریورماه به بالی سفر کنم چون آب و هوای بهتری دارد. بعد از مشورت با شوهرم و دیگر هم سفرانم تصمیم گرفتیم که برای هشتم شهریور ماه به جزیره بالی سفر کنیم. برای رفتن به بالی روز شماری می کردم.

نوبت انتخاب کردن هتلمان در بالی بود. از اطرافیانم کسی به جزیره بالی سفر نکرده بود به همین دلیل با خوندن سفرنامه های متعدد متوجه شده بودم که هتل های منطقه نوسا دوآ بسیار لاکچری هستند و درباره هتل گرند حیات نیز تعریفات زیادی خوندم. در سفرنامه ها فرق بین دو منطقه کوتا و نوسا دوآ نیز نوشته شده بود.

با دیدن تصاویری از هتل گرند حیات از سایت های بوکینگ و تریپ ادوایزر همان هتل گرند حیات را انتخاب کردیم و به آژانس مسافرتی پلیکان پرواز نیز تصمیمان را اعلام نمودیم. مدیر تور بالی در این آژانس به ما گفت که ابتدا باید از تهران به قطر و سپس از دوحه به بالی پرواز داشته باشیم. در مسیر برگشت نیز از بالی به جاکارتا یه پرواز داخلی به نام گارودا میگیریم. سپس از جاکارتا به مدت پنج ساعت به سمت قطر و از دوحه به تهران در مسیر خواهیم بود.

یکی از هم سفرانمان پیشنهاد داد که در برگشت از بالی به سنگاپور برویم و اینطوری از 2 کشور دیدن کنیم. به همین خاطر دودل شده بودیم. می گفت اگه این کارو کنیم بین پروازهامون یه استراحتی هم داریم. بعد از تحقیق درمورد سنگاپور تصمیم گرفتیم که شش روز در بالی و سه روز را در سنگاپور اقامت داشته باشیم. در سنگاپور نیز هتل شرایتون را انتخاب کردیم زیرا بسیار لوکس و تمیز بود و در نزدیکی خیابان ارکید که پر از مراکز خرید بود واقع شده بود.

قسمت اول ( جزیره بالی ) :

پس از جمع کردن وسایلمان راهی فرودگاه امام خمینی شدیم. ساعت ده و نیم شب به طرف دوحه حرکت داشتیم. حدودا ساعت نه بود که به فرودگاه رسیدیم و تازه پروازها باز شده بودند. بلیت هر 2 طرف را گرفتیم و بدون هیچ تغییری پروازمان صورت پذیرفت.

پس از اینکه به فرودگاه دوحه رسیدیم متوجه ساعت پروازمان به فرودگاه بالی که دنپازار نام دارد شدیم. به همین دلیل از فری شاپ های فرودگاه دیدن کردیم. پس از زمان دو ساعت پروازمان به سوی بالی انجام شد. هواپیمای بزرگی که پنجاه ردیف داشت و ما در ردیف چهل و نه باید می نشستیم. از لحاظ غذا پروازمان فوق العاده بود. بعد از زمان حدود نه ساعت و بیست دقیقه به بالی رسیدیم و پس از اینکه چمدان هایمان را تحویل گرفتیم به طرف هتل گرند حیات به راه افتادیم.

فوق العاده خسته شده بودیم. در بین راه مقداری از پولهایمان را چینج کردیم. دو اتاق را رزرو کرده بودیم . اتاقهایمان را نزدیک هم گرفتیم.

فضای هتل , خدمه و اتاقها بی نظیر بودند. حدودا ساعت هشت بود که وارد اتاقهایمان شدیم و تصمیم داشتیم آن شب را در هتل شام سرو کنیم و کمی هم در آن بگردیم. هیجان این را داشتم که زودتر صبح بشه و بتونم هتلمون رو تو روز ببینم .

روز دوم در بالی :

صبح که از خواب بیدار شدم در بالکن را به روی حیاط باز کردم و برکه ای فوق العاده زیبا از ماهی های بزرگ قرمز را دیدم. درختان پر بودن از سنجاب و پرنده. حتی یه سوسمار کوچیک هم دیدم. هتل گرند حیات از عکسهایی که ازش دیده بودیم فوق العاده تر و زیباتر بود.

برای سرو صبحانه آماده شدیم. هتل گرند حیات شامل سه رستوران برای سرو صبحانه می شد. دوتا از این رستوران ها سرباز و یکی سرپوشیده بود. همه رستوران های این هتل فوق العاده بودند ولی ما اغلب به رستورانی که در نزدیکی اتاقهایمان و در کنار برکه ای زیبا قرار گرفته بود می رفتیم. صبح ها قبل از اینکه صبحانه سرو کنم به ماهی ها و پرندگان یا سنجاب ها نان می دادم.

امروز قرار بود که لیدر تورمان به دنبالمان آمده و گشت شهری رایگانمان را انجام دهیم. لیدر ما را به مکانی برد که در آن ورزشهای آبی متنوعی انجام می شد اما خب گران بودند. براساس سفرنامه هایی که خونده بودم متوجه شده بودم که می تونیم با قیمت های پایین تری این تورها را پیدا کنیم اما چون مسافت طولانی را طی کرده بودیم تور جزیره لاک پشت ها را انتخاب کردیم و با استفاده از قایق به محلی رفتیم که پر بود از لاک پشت های عظیم الجثه . با آنها عکس گرفتیم. در این مکان مار و عقاب و خفاش هم وجود داشت.

ناهار تورمان نیز رایگان بود و به مک دونالد رفتیم. پس از سرو نهارمان به مرکز خرید دیسکاوری در محله کوتا رفتیم. بین محله کوتا و نوسا دوآ تفاوت بسیار زیادی وجود داشت. کوتا منطقه ای شلوغ بود و از اینکه در منطقه نوسا دوآ هتل گرفته بودیم بسیار خرسند بودم. قصد خرید کردن نداشتیم به همین خاطر به باجه های خیابان رفتیم و برای روز بعدمان تور رفتینگ تلگا را رزرو کردیم. این تور طولانی ترین و بهترین تور رفتینگ بود. برنامه به این صورت بود که فردا ساعت هشت صبح لیدر تور به دنبالمان بیاید. اگر شما هم قصد داشتید از این دکه ها تور بخرید حتما با آنها چانه بزنید خصوصا اگر تعدادتان زیاد بود. ما تونستیم حدودا نصف مبلغی که در اول به ما گفتن رو برای تورمان پرداخت کنیم. واقعا هم می ارزید.

سپس به هتل برگشته و از استخر زیبای هتلمان استفاده کردیم و لذت بردیم.

در هنگام شب نیز به رستورانی ایتالیایی در بازار بالی کالکشن که مقابل هتلمان بود رفتیم و پیتزا خوردیم. سپس بستنی سرو کردیم. اصولا غذاهای بالی زیاد پخته نبودند و حالت نیم پز داشتند. قیمت غذاها نیز مانند ایران بود.

روز سوم در بالی :

ساعت هفت صبح از خواب بیدار شده و پس از سرو صبحاه به لابی هتل رفتیم. پس از آن لیدرمان به دنبالمان آمده و به طرف رفتینگ به راه افتادیم. نزدیک به یک ساعت و نیم در راه بودیم. در ابتدا کیف ضدآبی به ما دادند و وسایلمان را درون آن گذاشتیم. سپس چهارتایی به همراه لیدر سوار قایق شدیم. قبلا تور رفتینگ آنتالیا را تجربه کرده بودم اما رفتینگ بالی بی نظیر و کاملا متفاوت بود. طول رودخونه هم حدود پانزده کیلومتر بود. خیلی بهمون خوش گذشت.

پس از تور رفتینگ در رستورانی کنار رودخانه که غذایی فوق العاده داشت نهار خوردیم و سپس به هتل بازگشتیم. پس از کمی استراحت با تاکسی متر به طرف منطقه کوتا رفتیم. منطقه کوتا را گشتیم و برای روز بعدمان تور کشتی کروز را رزرو کردیم. برای گرفتن این تور نیز کلی چانه زدیم.

روز چهارم در بالی :

پس از سرو صبحانه لیدرمان به دنبالمان آمد و به طرف کشتی کروز به راه افتادیم. حدود یک ساعت در راه بودیم و سپس به ساحلی رسیدیم. کشتی کروزمان به عرشه ای تفریحی بین آب وصل شده بود. سوار یک BANANA شدیم و در آبهای زلالی با کلاه های مخصوص شنا کردیم. زیر آب پر بود از ماهی های رنگی زیبا. تجربه بسیار فوق العاده ای بود. پس از آن در کشتی ناهارمان را سرو کردیم. سپس به صورت گروهی با قایق به طرف هتلی رفتیم که حیاط آن ویو کامل به ساحل داشت. در این مکان کمی تفریح کردیم. عده ای نیز به طرف گورستان ها و معابد می رفتند. از جمع ما نیز فقط من از این اماکن دیدن کردم. سپس به سمت کشتی بازگشتیم. پس از بازگشت به هتل و کمی استراحت شاممان را در بازار بالی کالکشن ماهی کبابی سرو کردیم. فوق العاده بود.

روز پنجم در بالی :

روز پنجممان در بالی تصمیم داشتیم که ذر هتل بمانیم و از فضای گرند حیات استفاده کنیم. پس از سرو صبحانه از باشگاه هتلمان چهارتا دوچرخه اجاره کردیم و کمی گشت زدیم و پس از چند ساعت در استخر شنا کردیم. بعد از اینکه استراحت کردیم به منطقه کوتا رفتیم و برای روز بعدمان تور سافاری و بازدید از معبد اوبود را رزرو کردیم. البته ما مقداری پول بیشتر پرداخت کردیم تا راننده ای خصوصی به دنبالمان بیاید که زمان دست خودمان باشد.

روز ششم در بالی :

هنگام صبح به طرف مارینا پارک و سافاری حرکت کردیم. سپس بازدیدمان را از پارک شروع کردیم. در ابتدا از آکواریوم ها دیدن کردیم و سپس به بازدید از نمایش اورانگوتان ها رفتیم. سپس نمایش ببرها و بعد هم نمایش فیل ها اجرا شد.

در پارک به مدت ده دقیقه نیز فیل سواری کرده و سپس نهارمان را سرو کردیم. سپس به سمت سافاری به راه افتادیم. سوار اتومبیلی مخصوص شدیم و از داخل ماشین شاهد حیوانات متفاوتی بودیم.

سپس به سمت ماشین رفتیم و به سمت معبد اوبود به راه افتادیم. بخاطر میمون هایی که اونجا بودن خیلی هیجان زده بودم. واقعا منطقه زیبا و بی نظیری بود. یه منطقه ای بود که میمون ها از سر و کولتون بالا می رفتن و باید خیلی مراقب وسایلتون باشید. یه شیشه آب دستم بود که یکی از میمون ها از دستم قاپید و بعد از باز کردن درش شروع کرد به خوردنش ! زیادم با میمون ها شوخی نکنین. ما همین کارو کردیم و یکی از بچه میمون ها همسرم رو گاز گرفت. در کل خیلی جذاب بود.

پس از بازدید از این معبد به طرف هتل رفتیم تا وسایلمان را جمع کنیم. چون فردا برای ساعت هفت صبح پروازمان بود و قرار بود که ساعت چهار ترانسفر شویم. شاممان را در بین راه سرو کردیم. تا ساعت چهارصبح خوابیدیم و پس از آن به طرف فرودگاه به راه افتادیم. با یک پرواز که برای اندونزی بود و حدود دو ساعت و بیست دقیقه زمان برد به طرف سنگاپور رفتیم و در فرودگاهی بسیار بزرگ و لوکس فرود آمدیم.

چند نکته در جزیره بالی :

الف؛ هر شخصی برای سفرش هدف های متفاوتی داره مثلا بعضی ها برای بازدید از آثار باستانی , بعضی برای تفریحات و ورزش های آبی , بعضی برای ریلکس کردن ....مسافرت می کنند. به نظر من جزیره بالی برای همه اهداف مناسب تر بوده و برای هر شخصی با هر سلیقه ای جذاب است. در جزیره بالی می تونید پکیج های تفریحی و دیدنی زیادی رو رزرو کنید. ما در این 6 روز وقت نکردیم از تمامی تفریحات و اماکن دیدنی بالی دیدن کنیم.

ب؛ در سفرنامه هم ذکر کردم که برای خرید اجناس یا تورها حتما چانه بزنید تا به قیمتی که می خواین برسین.

ج؛ حتما از تاکسی متر ها استفاده نمایید.

قسمت دوم (سنگاپور)

روز اول در سنگاپور :

در فرودگاه سنگاپور خیلی سریع کارامون پیش رفت و از این موضوع خیلی خوشحال بودیم. اما یک مرتبه گذرنامه های 4 نفریمون رو دادن بهمون و گفتن برید انتهای سالن و منتظر باشید. خیلی ترسیده بودیم. استرس داشتیم که یه وقت اتفاقی نیفته. دیدیم که خانواده ایرانی دیگری رو اوردن پیشمون و متوجه شدیم که از همه ایرانی ها سوال هایی رو می پرسند. ناراحت بودیم. بعد از حدود سه ربع ماموری اومد و سوال های خیلی ساده ای ازمون پرسید. گفت بچه دارید ؟ کدام هتل اقامت دارید ؟ چند روز می مانید ؟ بعد هم گذرنامه هامون رو دادند تا خارج شویم. نگران این بودیم که ترانسفرمان رفته باشد اما خوشبختانه منتظرمان بود.

بعد از اینکه سوار ماشین شدیم واقعا حس خوبی به سنگاپور پیدا کردم. سنگاپور فوق العاده لوکس , تمیز و سرسبز بود. در راه که بودیم چرخ و فلک مارینا بی سندز رو هم دیدم. سپس به هتلمان رسیدیم.

هتل شرایتون بسیار بزرگ و زیبا به همراه خدمه های خوش رو بود. به سرعت چک این شدیم. با اینکه ساعت دوازده بود اما اتاقهایمان را بهمون دادند. اتاقهای ما در طبقه هشتم و کنار هم بود. خیلی خوشحال بودیم که این هتل رو رزرو کرده بودیم. ویو اتاقهایمان ویو بسیار زیبایی از خیابان داشت.

از همه نظر هتل فوق العاده ای بود و تنها مشکلش این بود که در لابی هتل وای فای رایگان بود اما در اتاقها نه . تصمیم داشتیم بعد از کمی استراحت به خیابان ارکید برویم. خیابانی بسیار بزرگ و شلوغ که مملوء از مراکز خرید زیبا بود.

نزدیک به ده دقیقه پیاده روی تا این خیابان فاصله داشتیم. مقداری از پولمان را چینج کردیم. این نکته را بگویم که به ما گفته بودن که در سنگاپور همه چیز گرانه اما اصلا اینطور نبود. فقط قیمت لباس های برند که بیش از 80 درصد از لباسهاش برند بودن خیلی گران بود که در کل دنیا قیمت لباس های برند همینطور گرانه !

ولی لباسهای معمولی مثل زارا , اچ اند ام و... هم قیمت ترکیه بود. من چند ماه قبل به دوبی سفر داشتم. میشه گفت که نرخ تاکسی ها و قیمت تفریحات نصف قیمتهای دبی بودند. در روز اول سفرمان به سنگاپور در مراکز خرید آن کمی گشتیم . تعدادی لباس انتخاب کرده بودیم و موقع حساب کردن به ما گفتن که گذرنامه بدین تا تکس فری برامون صادر کنن اما چون همراهمان نبود فقط انتخاب کردیم تا روز بعد بدون معطلی خریدهامون رو انجام بدیم. سپس به طبقه زیرین مرکز خرید ION رفتیم که مرکز رستوران ها بود. در این بخش آب میوه خوردیم. برای سرو شام نیز به مک دونالد رفتیم.

در زمان سفر ما به سنگاپور رقص سالیانه شیرها که (lion dance) نام دارد و در ورودیه یک مرکز تجاری اجرا می شد که به دیدن آن رفتیم. گروه های بسیاری با یکدیگر مسابقه می دادن که برامون خیلی جالب بود. دو نفر لباس شیر به تن می کردند ئ مابقی هم آهنگی که شبیه به موسیقی های چینی بود را می زدند. ساعت دوازده بود که به طرف هتل برگشتیم تا برای فردا آماده باشیم.

روز دوم در سنگاپور :

صبح ساعت هفت بود که از خواب بیدار شدیم و هوا هم خیلی عالی بود. نم نم بارون می بارید. تصمیم داشتیم به استخر هتلمان که در طبقه 5 قرار داشت برویم. استخری سرباز و زیبا بود و شامل سونا و دوش و سرویس بهداشتی نیز می شد. در کنار استخر نیز یک باشگاه قرار داشت.

به همسرم گفتم که فکر نمی کنم کسی بالا باشه اما به طبقه 5 که رسیدیم دیدیم که تعدادی زیادی از افراد یا از باشگاه بر می گردند و یا در استخر هستند. لیدر تورمان با ما تماس گرفت و گفت که امروز به دنبالمان می آیند که گشت شهری را داشته باشیم. پس از سرو صبحانه به طرف لابی هتل رفتیم و نزدیک به ده نفر دیگر هم منتظر بودند. با هم کمی گفت و گو داشتیم و سپس منتظر ماندیم .نزدیک به سه ربع از زمانی که گفته بود می گذشت اما هنوز هم نیامده بود.

با همسفرانمان صحبت کردم و گفتم ما برای اینکه سنگاپور را بگردیم وقت آنچنانی نداریم بهتره خودمون به سنتوزا و یونیورسال برویم. با استقبال آنها روبه رو شدم. ما فکر می کردیم کرایه تاکسی مان خیلی زیاد شود اما بعد از 15 دقیقه به آن محل رسیدیم و کرایه بسیار مناسبی هم پرداخت کردیم.

به طرف تله کابین حرکت کردیم. بلیت تله کابین و یونیورسال را با هم گرفتیم که به صرفه تر بود. تله کابین سنگاپور فوق العاده مهیج بود. بعد با استفاده از تله کابین از روی آب گذر کردیم و به جزیره سنتوزا رسیدیم.

پس از کمی گشتن عکس های زیادی گرفتیم. آنقدر برای دیدن یونیورسال هیجان زده بودیم که تصمیم گرفتیم اول از آنجا دیدن کنیم و دوباره به سنتوزا بازگردیم. به همین خاطر دوباره سوار تله کابین شده و به سمت یونیورسال رفتیم. خیلی شلوغ بود. با ورودمان به یونیورسال کاملا گیج شده بودیم که اول از کدام بازی استفاده کنیم. تصمیم بر این شد که ترن هوایی را اول تجربه کنیم. اما می تونم بگم بیشتر از سیصد نفر تو صف بودن. به همین خاطر تصمیممان عوض شد و اول از بازی های خلوت استفاده کردیم. بازی های فوق العاده مهیج و جذابی داشت.

ساعت حدودا چهار بود که تصمیم گرفتیم بریم سنتوزا اما همسرم خیلی خسته شده بود و گفت که نمی تونه بیاد به همین خاطر سوار تله کابین شدیم و با تاکسی به هتلمان برگشتیم. پس از کمی استراحت کردن رفتیم تا لباسهایی رو که روز قبل انتخاب کرده بودیم بخریم. پس از خرید هایمان چشممان به دکه ای افتاد که اسمش شیراز مزه بود. این دکه کباب ترکی و فلافل و ... داشت. به نظرمون خیلی خوب بود. یک نوشته کنار دکه بود که خیلی توجهمون رو جلب کرد و روش نوشته بود به پرندگان غذا ندهیم.

ساعت یازده بود اما نمی خواستیم که برگردیم هتل به همین خاطر به پاساژ المصطفی که به صورت شبانه روزی باز بود رفتیم. با استفاده از تاکسی به این مرکز خرید رفتیم. اگر درست بگویم در محله هندی ها قرار گرفته بود. کمی نگاه کردیم اما زیاد خوشمون نیومد. نه از محله و نه از مرکز خرید ! ساعت یک شده بود ولی رستورانهای هندی فوق العاده شلوغ بودند. مردم همش می رفتن و میومدن و انگار نه انگار که ساعت یک نیمه شب بود. یک داروخانه در این محله بود که نظرمون نسبت بهش جلب شد. به سمت آن رفتیم و دارو و وسایل بهداشتی خریدیم و بعد به سمت هتل برگشتیم.

روز سوم در سنگاپور :

صبح شده بود و آقایون خواستن که بیشتر استراحت کنند. به همین خاطر من و دخترعموم به مرکز خرید آرایشی بزرگی که در نزدیکی هتلمان بود رفتیم. مقداری خرید کردیم. هرچند یه کم هم منتظر مانده بودیم به خاطر اینکه اکثر مراکز خرید سنگاپور از ساعت یازده تا ده شب به صورت یکسره باز هستند. پس از خرید کردن به هتل برگشتیم و پس از اینکه کارهایمان را انجام دادیم به طرف باغ وحش به راه افتادیم. با تاکسی به باغ وحش سنگاپور رفتیم و بلیت ورودی و ریور سافاری را گرفتیم. وقتی وارد شدیم یک مرتبه همسر دخترعموم یادش افتاد که موبایلش رو در تاکسی جا گذاشته است. تصمیم بر این شد ما بمانیم و آنها برای پیدا کردن موبایل بروند. باغ وحش فوق العاده زیبایی بود. از هر نظر بی نظیر بود مانند رودخانه, حیوانات نادر و باغ و...

به خاطر اینکه باغ وحش بسیار بزرگ بود خسته می شدیم. در هنگام ورودمان به این محل نقشه گرفته بودیم و خیلی راحت می شد مسیرمان را پیدا کنیم. باغ وحش سنگاپور مجهز به اینترنت بود به همین خاطر خیلی راحت هم سفرانمان را پیدا کردیم. (هنگام ورودمان به باغ وحش دوربین ساعت را کنترل کرده بودن و با راننده تاکسی تماس گرفته بودند) نهارمان را دم در باغ وحش سرو کردیم. آنها گفتن زمانی برای بازدید از باغ وحش باقی نمانده و ریور سافاری هم فقط تا ساعت شش پذیرش دارد. به همین خاطر به طرف رودخانه رفتیم. در آنجا نیز حیوانات زیادی به همراه یک آکواریوم فوق العاده بزرگ وجود داشت.

سوار کشتی تفریحی به مدت بیست دقیقه شدیم و در رودخانه گشت زدیم. فوق العاده زیبا بود. شبیه به تصاویری بود که در مجله ها می دیدم. سپس برگشتیم و تصمیم گرفتیم به طرف چرخ و فلک بزرگ سنگاپور (فلایر) برویم. می خواستیم وقتی که سوارش میشیم نزدیک به غروب آفتاب باشه که بتونیم شهر رو در روز و شب ببینیم. شهر سنگاپور در هنگام شب بسیارزیباتر بود. در هر کابین چرخ و فلک هشت نفر می نشست. حدود ده دقیقه روز و حدود بیست و پنج دقیقه شب بود.

زیبایی سنگاپور همه مان را متحیر کرده بود. مارینا بی سندز , هتل مشهور سنگاپور را نیز از آن بالا میدیدیم. اما کمبود وقت اجازه نمی داد آن را از نزدیک بازدید کنیم.

شب آخر سفرمان بود و با همه خستگی که داشتیم تصمیم گرفتیم به طرف اسکله کلارک بریم. خیلی نزدیک بود. همانگونه که شنیده بودیم اسکله ای بسیار شلوغ و باکلاس بود. در سراسر آن رستوران های بسیاری وجود داشت . یک مرکز خرید نیز در آن واقع شده بود. کمی گشت زدیم. گرسنه مان نبود به همین خاطر غذا نخوردیم. به سمت خیابان ارکید رفتیم. فینال رقص شیرها در حال اجرا بود. کمی تماشا کردیم و سپس به هتل بازگشتیم. آخرین شبی بود که در سنگاپور سپری می کردیم. دوست نداشتم به هتل برگردم.

روز چهارم در سنگاپور :

صبحانه مان را در هتل سرو کردیم. ساعت دوازده باید چک اوت می شدیم و ساعت شش هم باید به فرودگاه می رفتیم. وسایلمان را هنوز جمع نکرده بودیم. تصمیم بر این شد صبح را در هتل سپری کنیم و ساعت دوازده به بیرون برویم. ساعت دوازده از اتاقهایمان را خارج شدیم.

وسایل و چمدان هایمان را در انبار هتل گذاشته و به طرف خیابان حرکت کردیم تا مقداری سوغاتی بخریم. وقت داشتیم که از باغ ارکیده و محله چینی ها دیدن کنیم اما همسرم علاقه ای به بازدید از اماکن دیدنی ندارد. به همین خاطر چند ساعت باقی مانده را به خرید کردن سپری کردیم. به همان دکه شیراز مزه رفتیم و نهارمان را در آن سرو کردیم. در آن لحظه بود که فهمیدیم چرا نوشته بود به پرندگان غذا ندهید. دورمان پر شده بود از کبوتر و مینا و کلاغ هایی که اصلا نمی ترسیدن و به خاطر یک تکه نان از سرو کولمان بالا می رفتند.

ساعت پنج و نیم بود که به هتل برگشتیم تا وسایلی که خریده بودیم را در چمدان هایمان بگذاریم. ترانسفر به دنبالمان آمده و به طرف فرودگاه به راه افتادیم. برای آخرین بار از شهر زیبای سنگاپور دیدن کردیم. سنگاپور را خیلی دوست داشتم. به فرودگاه سنگاپور که رسیدیم پرواز باز شده بود و پس از گرفتن بلیت هایمان , تکس فری ها را نیز گرفتیم. با تکس فری هایی که در استانبول گرفته بودیم بسیار متفاوت بود. در سنگاپور کاملا مکانیزه بود. در دستگاه هایی گذرنامه هامون رو می کشیدیم سپس برگه های تکس فری را در مقابل چشمانمان اسکن کرده و فهرست همه خرید ها به همراه نام فروشگاه ظاهر می شد. سپس پرینتی به بیرون آمد و بدون معطلی تکس فری را گرفتیم اما چونکه دلار سنگاپور بود از فری شاپ های فرودگاه خرید کردیم. پروازمان یک ساعت تاخیر داشت و شش ساعت و چهل دقیقه تادوحه در پرواز بودیم.

پس از رسیدن به دوحه چند نفر منتظر بودند تا ما را به پروازی که به سمت تهران انجام می شد راهی کنند. چون پرواز اولمان تاخیر داشت به همین خاطر در لحظات آخر به پرواز بعدیمان رسیدیم. در تعجب بودم که با چه سرعتی چمدان هایمان را جابه جا کردند.

چند نکته در سنگاپور :

برای بازدید از اماکن دیدنی سنگاپور سه روز زمان بسیار کمی است.

مردمان سنگاپور بسیار منضبط بوده و این موضوع از مهم ترین مسائلشان است. در همه اماکن در صف می ایستند و برای انجام هر کاری باید پشت خط بایستید.

همانطور که شنیده بودیم استعمال دخانیات در سنگاپور بسیار سخت بوده و باید در کنار سطل های مخصوصی بایستید.

از نظر من این که در سنگاپور زبان انگلیسی بلد باشید موضوع مهمی است.