فیس بوک پلیکان پرواز اینستاگرام پلیکان پرواز  پلیکان پرواز تلگرام
پلیکان پرواز

سفر به نگین شرق آسیا (ویتنام)


سفر به نگین شرق آسیا (ویتنام)

تا به امروز کسی را ندیده ام که نام ویتنام برایش ناآشنا باشد. از نظر من ویتنام تنها کشوریه که مقابل آمریکا وایساده ولی تا زمان سفرم به این کشور هرگز فکر نمی کردم که انقدر اماکن جذاب و دیدنی داشته باشه.

اولین سفری که به خارج از کشور داشتم به کشور چین بود. توی سفر به چین با پیرمردی آشنا شدم که آدم پولداری بود و سفرهای زیادی هم رفته بود و به من می گفت که دنبال آژانس مسافرتی می گرده که تور ویتنام رو داشته باشه. پیش خودم فکر کردم مگه ویتنام جایی هم برای گردش و بازدید داره ؟!

پس از مدتی تحقیق و بررسی متوجه شدم که کشور ویتنام اماکن بسیار زیادی برای دیدن داره. به همین دلیل با تحقیق در اینترنت متوجه شدم که آژانس مسافرتی پلیکان پرواز آسیا مجری مستقیم تور ویتنام هست. به همین خاطر به این آژانس مراجعه کردم. گرفتن ویزای ویتنام هم کار خیلی راحتی بود و فقط به اسکن پاسپورت و عکس نیاز داشتن.

برای رفتن به ویتنام از ایرلاین های مختلفی می شه استفاده کرد از قبیل پرواز قطری , ترکیش یا امارات. اما بهترین پرواز برای سفر به ویتنام پرواز قطری هستش که به شهرهای مهم ویتنام یعنی هانوی , هوشی مینه و سایگون پرواز داره. اگر به نقشه کشور ویتنام نگاهی بیندازید می بینید که این کشور به صورت یک نوار دراز هستش که حدود هزار و دویست کیلومتر طول داره. شهر هانوی در بخش شمالی ویتنام قرار گرفته و هوشی مینه یا همان HCMC در بخش جنوبی این کشور واقع شده است. چنانچه قصد سفر به ویتنام رو داشته باشید می توانید از یکی از این شهرها وارد شده و از دیگری خارج شوید. ممکنه در نظرتون هزار و دویست کیلومتر چیزی نباشه و بگید دوازده ساعت با اتوبوس میشه برید اما این موضوع تو ایران صدق می کنه نه تو ویتنام که اتوبوس ها بیشتر از چهل کیلومتر در ساعت حرکت ندارند !

جابه جایی در داخل کشور ویتنام خیلی راحت هستش و جاده های خوبی هم داره. فقط یه کم حمل و نقل زمینیشون آروم و کنده. توی کشور ویتنام یه خط قطار هم وجود داره که از جنوب به شمال کشور کشیده شده. گرچه خیلی آروم حرکت می کنه اما مسافران می توانند از منظره طبیعت زیبا و با هم بودن لذت ببرند. پروازهای داخلی ویتنام هم قیمت های خیلی ارزان و مناسبی دارند. از ارزان ترین پروازهای ویتنام باید به ویت جت و جت استار اشاره کرد. این ایرلاین ها پذیرایی ندارن ولی خیلی امن هستند.

کشور ویتنام دارای اماکن توریستی بسیاری است. در جنوب غربی ویتنام و در محدوده کشور کامبوج , دلتای رودخانه مکونگ واقع شده که از وسیع ترین مناطق تولید برنج در دنیا می باشد. شهر سایگون در جنوب ویتنام دارای آب و هوای مرطوب و گرم می باشد. هر چه به سمت مرکز ویتنام حرکت می کنید آب و هوا کوهستانی می شود. جنگل های بسیار زیادی از ویتنام در بخش مرکزی این کشور و هم چنین یکی از قدیمی ترین تمدن های ویتنام تحت نام چامپا در این بخش قرار گرفته اند. ویرانه های این تمدن که My Son نامیده می شوند نیز در این بخش هنوز پابرجاست.

در بخش شمال شرقی ویتنام , خلیج هالونگ بی از زیباترین اماکن طبیعی دیدنی دنیا واقع شده است. هالونگ بی سرشار از جزایر کوچک و سرسبز می باشد. در شمالی ترین بخش کشور ویتنام مزرع های برنج در منطقه ای تحت نام ساپا واقع شده اند. در این منطقه در زمستان ها نیز برف می بارد. دیدن برف در آسیای جنوب شرقی کمی دور از تصور است.

مردمان ویتنام بسیار صمیمی , خونگرم و مهربان هستند. علاوه بر اینها این مردمان مقاومت زیادی نیز دارند. با دیدن تونل های زیرزمینی که در در زمان جنگ با نیروهای آمریکایی در جنگل ها به وجود آورده اند متوجه خواهید شد که مردمان ویتنام بسیار سخت جون می باشند. برخی از مردمان ویتنام زندگی سختی را می گذرانند اما به زندگی سالم معتقدند. غذاهای ویتنامی را علی الخصوص سوپ نودل را بسیار دوست داشتم. بیشتر مردمان از بیرون غذا تهیه می کنند و اکثرا از دست فروش های خیابان ها غذا میگیرند. در ابتدا زیاد خوشم نمیومد که از این غذاها بخورم اما بعد از چند روز مشتری دائمیشون شدم. به شما هم پیشنهاد می کنم غذاهای ویتنامی را حتما امتحان کنید.

واحد پول کشور ویتنام دونگ نام دارد و جزء کم ارزش ترین واحدهای پولی در دنیا می باشد. به همین دلیل کشور ویتنام جزء ارزان ترین کشورها برای گردشگران می باشد.

برای مدتی کشور ویتنام تحت استعمار فرانسه واقع شده بود و چون ویتنامی ها از سیستم نوشتاری چینی ها استفاده می کردند به همین خاطر برای فرانسوی ها سخت بود که این سیستم را یاد بگیرند. به همین موجب فرانسویان با استفاده از الفبای لاتین زبان ویتنامی را نوشتند. به خاطر اینکه زبان ویتنامی شبیه دیگر زبان های جنوب شرق آسیا می باشد به همین دلیل پرآوا بوده و نقاط زیادی را شامل می شود. گرچه زبان ویتنام سخت است اما نام خیابان های آن را می توانید بخوانید. به زودی به طرف جنوب ویتنام سفر خواهیم کرد.

پس از زمان نزدیک به 10 ساعت پرواز , پروازمان که قطر ایرویز بود در شهر هوچی مینه در ویتنام فرود آمد. این شهر را به نام هوشی مینه نیز می شناسند که طرز نوشتن انگلیسی آن بدین صورت است : Ho Chi Minh . علامت اختصاری آن نیز HCMC میباشد. در حقیقت حرف h در پایان کلمه Minh ناخواناست. نام قدیم این شهر نیز سایگون بوده است. هوشی مینه پایتخت کشور ویتنام می باشد. این سرزمین حکومتش توسط نیروهای غربی و آمریکایی صورت می پذیرفت. پس از آنکه ویتنام شمالی موفق شد تا نیروهای آمریکایی را شکست دهد و ویتنام جنوبی را اشغال کند نام این شهر به احترام رهبر کمونیست ویتنام , هوچی مین , به نام وی تغییر یافت. من ترجیح می دهم از نام قدیمی این شهر استفاده نمایم.

کشور ویتنام سرزمینی طویل به شکل یک نوار نارک در ساحل دریای چین جنوبی می باشد. مهم ترین شهر بخش جنوبی ویتنام و پایتخت اقتصادی این کشور سایگون نام دارد. به طور کلی شهر سایگون از شهر هانوی با اهمیت تر بوده و اکثر پروازهای بین المللی ویتنام از این شهر صورت می پذیرد.

در زمان سفرم به ویتنام کمی استرس داشتم. واچر هتل و بلیت همراهم بود. فرودگاه ویتنام زیاد بزرگ نبود. در گوشه ای تعدادی از گردشگران جمع شده بودند تا فرم ویزای ورودشان را پر نمایند. کارمند اداره مهاجرت شخص بسیار خوش برخوردی بود. ویزا و بلیتم رو چک کرد. خیلی راحت مهر ورود رو زد. بازرسیمون کلا 1 دقیقه زمان برد. هیچ مشکلی پیش نیومد.

برای رفتن به شهر از فرودگاه مشکلی وجود نداشت. در ویتنام مترو وجود نداشت و از فرودگاه به شهر باید با اتوبوس بروید. هزینه حمل و نقل در ویتنام بسیار ارزان می باشد. به طور کلی کشور ویتنام کشوری بسیار ارزان است.خیابان های ویتنام تمیز و سنتی بودند. ماشین های لوکس خیلی کم به چشمتان می خورد. اکثر اتومبیل ها از برندهای معمولی ژاپنی و کره ای بودند. شهرهای ویتنام مملوء از موتورسیکلت هستند. به جرئت می توان گفت از نود میلیون جمعیت کشور ویتنام نزدیک به شصت میلیون نفر موتور دارند.

هتلی که رزرو کرده بودم در خیابانی آسیایی واقع شده بود. خیابانی بسیار شلوغ اما فوق العاده جالب و جذاب بود. این خیابان مملوء از دیسکو, فروشگاه , هتل و ... بود.مردمان ویتنام بسیار مهربان و خوش برخورد بودند و رفتاری صمیمی داشتند. پس از رسیدن به هتل برای سرو غذا به بیرون رفتم. نکته جالب درمورد مردمان ویتنام این بود که همشون بیرون از خونه غذا می خورن. خیلی از اونها غذاهاشون رو از رستوران های معمولی یا دستفروش های خیابانی تهیه می کنند. اولش مایل نبودم که برم از دستفروش ها غذا بخرم به خاطر همین خیلی محتاطانه نزدیکشون می شدم.

در اون خیابان شلوغ خیلی راحت تونستم رستورانی تمیز پیدا کنم. غذای اصلی مردمان ویتنام برنج و نودل می باشد. یه سوپ نودل سفارش دادم به همراه یک لیوان آب سیب. غذایی که سفارش داده بودم متشکل شده از برنج , قارچ , گوشت , سبزیجات و تخم مرغ بود. غذاش مقداری تند اما فوق العاده خوشمزه بود. آب میوه های طبیعی ویتنام بسیار ارزان هستند. هیچ آب میوه تقلبی هم در این کشور وجود نداشت. بعد از چند روز که به ویتنام عادت کردم از دستفروش ها نیز غذا می خریدم. بهترین راه برای اینکه از سفرتون لذت ببرید اینه که به سبک مردم همان کشور رفتار کنید. هیچ کسی مثل خود مردمان ویتنام نمی دونه که باید در ویتنام چطور زندگی کنه. دوست نداشتم مثل یه توریست رفتار کنم دوست داشتم یکی از خود مردمان ویتنام باشم. تو مدت 2 یا 3 هفته این کار شاید غیرممکن باشه اما میشه که بخشی از زندگی بومیان ویتنام رو تجربه کرد.

پس از اینکه کمی استراحت کردم تصمیم داشتم تا در سایگون گشت بزنم. این شهر جاذبه های توریستی زیادی نداره. اکثر عناصر قدیمی ویتنام یا از میان رفته اند و یا میان ساختمان های بتونی گم شده اند. کشورهای جنوب شرق آسیا دارای معابد زیادی هستند. از تعداد زیادی از این معابد دیدن کرده ام. اما باز هم برایم جذاب هستند. از زیباترین معابد سایگون معبد هندوها بود. مذهب بودایی محبوب ترین مذهب در میان مردمان ویتنام می باشد. بیشتر از معبد راه رفتن به آن جذاب بود. گذر کردن از خیابان های ویتنام کلی هیجان داره. وقتی چراغ سبز میشه تعداد زیادی از موتورها باهم حرکت می کنن و هجوم میارن. حتما از خط عابر پیاده رد شوید. در ویتنام نیز همانند چین یا هند راننده ها خیلی بوق می زنن !

از داخل معبد دیدن کردم . مانند معابد دیگر فضایی آرام داشت و مردم داشتند عبادت می کردند. بازدید کننده زیادی نداشت. به طور کلی در جوامع کمونیستی همچون چین و ویتنام دین در حال از میان رفتن در جامعه است.

بخش جنوبی ویتنام دارای آب و هوای مرطوب و استوایی است. با اینکه فصل سرد بود اما تعرق آدم زیاد بود. از میان موتورها با دقت عبور کردم و به هتل بازگشتم. هوا تاریک شده بود اما جمعیت زیادی در خیابان ها حضور داشتند. از قبل از طریق سایت کوچ سرفینگ با یه پسر ویتنامی آشنا شده بودم که اسمش کلین بود. قرار شد شب بیاد دم هتل دنبالم. با موتور به دنبالم اومد. لهجه اش یه کم غلیظ بود به همین خاطر زیاد متوجه نمی شدم چی میگه . حسابی شهر رو گشتیم. بیشتر اماکن مدرن رو نشونم داد. اتفاقا خودش هم تو آژانس هواپیمایی کار می کرد به خاطر همین همه جای شهر رو بلد بود.

از چیزهایی که اون پسر جوون یادم داده بود این بود که با وجود اینکه برای نوشتن زبان ویتنامی از الفبای لاتین استفاده می کنن اما تلفظ کلمه ها با چیزی که خوانده می شود فرق دارد. برای مثال یکی از کلمه های خیلی رایج توی ویتنام nguyen هست که فکر می کنم از نامهای پادشاهان ویتنام بوده است. من فکر می کردم که انگوین خونده میشه اما کلوین بهم گفت که موئن خونده میشه. حالا این کلمه خوبی بود یه سری از کلماتش رو اصلا نمی تونستم بخونم ! این نکته هم قابل ذکره که در گذشته از سیستم نوشتاری چینی در زبان ویتنامی استفاده می شد اما در دوره استعمار این سرزمین توسط فرانسه, الفبای ویتنام نیز تغییر یافت. گرچه تنها از الفبای لاتین الهام گرفته شده است. مشکل خواندن زبان ویتنامی این است که مشخص نیست چگونه باید آن را خواند.

دوست ویتنامیم بعد از اینکه منو رسوند هتلم بهم گفت که فردا صبح بیکاره و میاد دنبالم تا بریم و بگردیم. قصد داشتم که این دفعه به بیرون از سایگون برم. در حقیقت سایگون مکانی مناسب برای شروع سفر هست. هتلی که در آن اقامت داشتم نیز تورهای مناسبی را ارائه می داد. برای روز بعدم تور بازدید از تونل های زیرزمینی که در دوره جنگ ویتنام در جنگل ها حفر شده بود رزرو کردم. تو هتل با یه زوج فرانسوی آشنا شده بودم. خیلی خوش صحبت بودند. وقتی دیدند که من تور رزرو کردم اوناهم دوست داشتن که بیان. ازم پرسیدن که اهل کجام منم گفتم که ایران. خیلی تعجب کردند. کلا غربی ها فکر می کنن که خاورمیانه ای هارو فقط تو میدون جنگ باید پیدا کنند. بعد از چند دقیقه گفت اشکالی ندارد با شما نیاییم ؟ گفتم نه اصلا ! می دونستم تو ذهنش چی میگذره.

خلاصه که سوال پرسیدن ها شروع شد. اصولا این اتفاق واسه هر ایرانی میفته. به خاطر اینکه تعداد زیادی از مردم در مورد ایران سوال دارن. پس از 1 ساعت گفت اگه یه چیزی بگم ناراحت نمیشین ؟ گفتم که نه. بعد بهم گفتن که نظرشون عوض شده و میخوان بیان. منم گفتم که باشه. بعد هم خیلی باهام صمیمی شدن. برام تعریف کردن که روز قبل کیف مدارکشون و به همراه مقداری پول نقد گم کردن. تنها شانسی که اورده بودن این بود که پاسپورت هاشون تو کیف نبوده. پس از کمی صحبت کردن رفتیم تا بخوابیم.

هوشی مینه با وجود آنکه شهر بسیار بزرگی است اما میشه گفت که اماکن دیدنی آن در نزدیکی هم دیگر قرار گرفته اند. مثلا فاصله موزه هوشی مینه تا کاخ سابق ریاست جمهوری بسیار کم بود. دوست داشتم تا جایی که میشه مسیرهارو پیاده برم. عبور کردن از خیابان های ویتنام خیلی مهیج و خودش یه جور تفریح بود. دستفروش هایی که کنار خیابان ها هستن خیلی دیدنی اند. مردمان آسیای جنوب شرقی خیلی پر جنب و جوش اند.

مردمان ویتنام بسیار سخت کوش اند. میشه گفت همشون جثه های کوچک و استخوانی دارند. پوست و مو مردمان ویتنام خیلی خوب بود. فکر می کنم به خاطر تغذیه مناسبشونه. معمولا همه چیز را به صورت نیم پز می خورند. مردهای ویتنام ریش نداشتند و خانم هایشان موهای مشکی و صاف دارند. مردمان ویتنام با زحمت کشیدن پول در می آورند. از نظر من دختران ویتنامی از دیگر دختران آسیای جنوب شرقی خوشگل تر بودند.

به بازدید از کاخ رفتیم. محوطه کاخ بسیار بزرگ و سرسبز بود. این محوطه بوسیله نرده هایی بلند از خیابان جدا شده بود. پس ازخرید بلیت وارد شدم. نزدیک به 50 سال ارتش ویتنام شمالی بدون آنکه بلیتی بخرد با تانک از این نرده ها گذر می کرده است. این کاخ تا دوره سرنگونی حکومت ویتنام جنوبی محلی برای اقامت رئیس جمهور و در دوره جنگ زیر زمین اتاق جنگ ویتنام بوده است. معماری این کاخ تطابقی با معماری جنوب شرق آسیا نداشت. این کاخ به کاخ های فرانسویان شباهت داشت. ولی چیدمان داخلی آن اتاقها ترکیبی از سیستم غربی و بومی و در برخی موارد خارجی بودند. مانند اتاق ریاست جمهوری که استوارنامه سفیرهای کشورهای دیگر را می پذیرفت و به سبک ژاپنی زینت شده بود. با وجود آنکه از سیستم های کمونیستی خوشم نمیاد اما نکته مثبتش این بود که به شدت بر داشته های بومی خود پایبندند.اصولا کشورهایی که به بلوک غربی وابسته می شوند خیلی سریع ارزشهای داخلی را از یاد می برند. در این موارد می توانید چین و کره جنوبی را با یکدیگر مقایسه کنید. کاخ ساده ای بود.

بازدید از کاخ هم تمام شد. سپس به هتل برگشتم. نزدیک به ساعت هفت عصر بود. خیابان ها خیلی شلوغ بودند. شام محلی خوردم و سپس خوابیدم. برای روز بعد تور محلی بازدید از اطراف سایگون را رزرو کرده بودم. با پسری انگلیسی , دختری کانادایی و یک پسر دیگر اسکاتلندی آشنا شده بودم. پسر انگلیسیه فوق العاده آروم بود اما اون 2 تای دیگه خیلی پر جنب و جوش و پر سر و صدا بودن. دختره همش تو هتل داشت برنامه های تلویزیونی می دید اصلا نفهمیدم چرا به ویتنام سفر کرده !

صبح که شد با اتوبوسی کوچک به طرف بیرون شهر رفتیم. برعکس رفتاری که دختر فرانسوی در هتل داشت تو کل مسیر ساکت شده بود. جاده های ویتنام خیلی با کیفیت بودند به خصوص بخش هایی که کوهستانی نبودند اکثرشون اتوبانی هستند. تنها مشکلی که داشت این بود که حداکثر سرعت در ویتنام بسیار پایین بوده و دلیلش هم به موجب وجود تعداد بسیار زیادی از موتورها در جاده است. اتوبوس ها در روز مجازند که فقط چهل کیلومتر در ساعت حرکت کنند. در هنگام شب که پلیس ها کمتر می شوند ممکنه سرعتشون به شصت تا هم برسه. آدم حوصله اش سر میره. مثلا یه مسیر شصت کیلومتری رو باید توی 2 ساعت طی کنید. از پلیس خیلی می ترسن چون فوق العاده سخت گیرند و جریمه های بالایی می کنند.

در مسیر , پیش از رسیدن به تونل ها , در محدوده شهر تای نین از معبدی بزرگ دیدن کردیم. این معبد با دیگر معابدی که دیده بودم خیلی سر راه قبل از رسیدن به تونلها، در نزدیکی شهر تای نین Tay Ninh از یه معبد بزرگ بازدید کردیم. این معبد متفاوت تر از معبدهای دیگه ای بود که دیده بودم. به هیچکدام از آنها شباهت نداشت. این معبد به یک مذهب جدید بنام کائو دای تعلق داشت. این دین در اواخر دهه بیست سده بیستم در این منطقه بوجود آمده و به صورت شگفت انگیزی محبوب شده بود. امروزه این دین پس از بودیسم و مسیحیت سومین دین محبوب در ویتنام می باشد. این معبد نیز جزء مقدس ترین معابد این مذهب است. کائو دای در واقع دینی می باشد که ترکیب شده از بودیسم , تائویسم و کنفوسیونیسم, اسلام و مسیحیت است. سمبل این مذهب چشم چپ می باشد. درباره اعتقاداتشان چیزی نمی دونم و درباره اش تحقیق نکردم. فقط این رو می دونم که چیزی به نام خادم دین ندارن. تنها موقع عبادت کردن عده ای به صورت افتخاری این کاررو انجام میدن.

معماری این معبد نیز تلفیقی از معابد بودایی جنوب شرق آسیا و کلیسا است که تعدادی مناره نیز دارند. فضای داخلی این معبد بسیار خوشرنگ و لعاب و سقف آن آبی رنگ بود. ستون هایش صورتی و سفید بودند. در هنگام عبادت همه افراد با لباسهایی سفید و مرتب بر زمین می نشینند. هرچند بزرگان دین که در ردیف های جلویی می نشینند رنگ لباسهایشان متفاوت است. در طبقه بالا نیز تعدادی نوازنده , موسیقی های سنتی می نوازند و یه سری دختر هم دعاهایی رو مرتبا با آهنگ می خواندند. اگر درباره دین کائو دای دوست دارید بیشتر بدانید در گوگل سرچ کنید. در داخل معبد می توانید آزادانه عکس بگیرید به شرطی که مزاحمت ایجاد نکنید. پیش از ورودتان به داخل معبد باید کفش هایتان را در بیاورید.

آنچه که بیشتر از هر چیز در مسیر به چشممان آمده بود تعداد زیاد رودخانه ها در ویتنام است. تمامی رودخانه ها عریض و بزرگ بودند. می تونم بگم در سفرم به ویتنام از روی ده تا رودخونه گذشتم که عرض هر کدامشان 2 برابر رود کارون بود. ولی همه جا مملوء از اماکن اقامتی بود. حدودا رسیده بودیم به مقصد آخر. منطقه کوچی که دلیل شهرت آن این است که بسیاری از عملیات های مهم ویتنامیان در جنگ در این منطقه صورت گرفته است. کوچی منطقه ای جنگلی بوده که پر از تونل های باریک مرتبط به هم است. تونل ها بسیار کم عرض و باریک اما به همه چیز مجهز بودند. در این تونل ها آشپزخانه , چاه آب , بیمارستان و انبار مهمات وجود داشته است. از این راه ها هوا وارد تونل می شده است و تعدادی از آنها نیز درهای کوچک چوبی داشته اند. از این درها نیروهای آمریکایی به بیرون آمده و به دشمنان تیراندازی می کردند و سپس با سرعت بسیار زیادی ناپدید می شدند.

با استفاده از این تونل ها ویتنامی ها با آمریکایی ها مقابله کرده و آن هارا شکست داده اند. تعداد زیادی از ویتنامی ها در طول این مقابله ها کشته شده اند. آمریکایی ها با بمب افکن های غول پیکری این منطقه را بمباران کرده بودند تا بتوانند تونل ها را از میان ببرند اما موفق نشدند. هرجا که تونلی بود در آن گاز تزریق می نمودند و یا با آب پر می کردن. گاهی اوقات هم داخلش قیر داغ می ریختند. اما روش هایمان جواب نداده بود. تونلها به گونه ای کنده شده بودند که خیلی راحت یه بخش با بخش دیگر ارتباطش با انفجاری ساده قطع می شد. به خاطر خطرناک بودن این تونلها نیروهای آمریکایی جرئت وارد شدن به آنهارا نداشتند.